توصيه مطلب
۱
 
به باريس پاسترناك
از بهترین شعرهای تسوتایــِوا
 

از بهترین شعرهای تسوتایــِوا
 
دور افتادهايم از هم
فرسنگها/ مايلها...
جدایمان كردند
نشاندندمان
... كه بر دو كرانهی اينجهان
خاموش شويم و دَم فروبنديم.

دور افتادهايم از هم
فرسنگها/ مايلها...
پيوندمان را گسستند
وحدتمان را شكستند
چون دستانی بر صليب
از هم جدايمان كردند
و نمیدانستند كه همبستهاند
رگوپیهامان/ الهامهامان...

جنگمان نينداختند
چون خسانی فنايمان كردند

نگاه كن!
آنـَت ديوارها و خندقها
چون عقابانی توطئهگر
منزلمان دادند/ در دوسويشان:
فرسنگها/ دورها...
ويرانمان نكردند/ گممان كردند
به پهنای زمين
در بيغولهها
چون يتيمان جادادندمان.

چه هنگامهایست اينك
كدامين ماهِ مارس را میپاييم؟!
و ما هم آری
تقسيممان كردند
چون ورقهای بازي!

منبع: کتابِ «عصر طلایی و عصر نقرهای شعر ِ روس»، نشر نی
ترجمهي حمیدرضا آتشبرآب
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 28182