۱
توصيه مطلب
۰
 
بیتلزها در شوروی
 

بیتلزها در شوروی
 
ایراس: گروه موسیقی بیتلها هیچگاه برای اجرای کنسرت به اتحاد جمهوری شوروی دعوت نشد و آلبومهایش نیز تهدیدی برای این کشور محسوب میشد. حتی سالهای سال بعد از انتشار ترانههای گروههایی چون رولینگاستونز در پشت پردههای آهنین، کارهای بیتلها همچنان غیر قانونی باقی ماند.

بر خلاف باور عامه، گوش کردن به ترانههای گروه بیتلها در اتحاد جماهیر شوروی امری غیر ممکن نبود. در سالهای دهه هشتاد میلادی، حتی کمپانی دولتی ملودیا، ترانههای ضبط شده این گروه را تهیه و توزیع میکرد.
اما در دوران اوج فعالیت و شکوفایی گروه بیتل‎ها، صفحات اصل این گروه تنها در بازار سیاه و با قیمتی بس گزاف خرید و فروش میشد. قیمت تنها یک صفحه در بازار سیاه اتحاد جماهیر شوروی میتوانست با حقوق دو هفته یک کارگر برابری کند.با این همه، بازار صفحاتی که به شکل غیرقانونی در اتحاد جماهیر شوروی و شرق اروپا کپی میشدند نیز بازاری پررونق و گرم بود.صفحات گرامافونی گران و نایاب بود، در نتیجه خردهفروشانی که به این صفحات دسترسی داشتند به فکر پیدا کردن راهحلی جایگزین شدند. راهحلی که آنها پیدا کردند این بود که موسیقی میتواند روی فیلمهای رادیولوژی ضبط شود.

فیلمهای رادیولوژی که مورد استفاده نبودند، از بیمارستانهای اتحاد جماهیر شوروی جمعآوری می شدند و سپس موسیقی با استفاده از یک دستگاه ضبط صوت دستکاری شده روی این فیلمها ضبط می شد. نتیجه کار شبیه صفحه هایی (دیسکهای انعطافپذیری) بود که قدیمترها روی جلد مجلههای عامهپسند غربی میگرفتید، تنها تفاوت این بود که روی این دیسکها تصاویری از قفسه سینه یا دست و پاهای شکسته دیده میشد. هواداران اسم این صفحات را گذاشته بودند «موسیقی روی استخوان.»

با این همه این موسیقی در وهله اول باید از جایی وارد اتحاد جماهیر شوروی میشد. آلبومها و آلبومهای چندگانه گروه بیتلها اغلب از طریق چمدان خلبانان و بازیگران به شکل قاچاقی وارد شوروی میشد. حتی گاهی دیپلماتها و اعضای احزاب این صفحات را از خارج وارد کشور میکردند. خطر این کار بالا بود. اگر همکاری، شما را همراه با صفحهای که «به لحاظ ایدئولوژیک بیگانه» محسوب میشد، میدید، آنوقت به «کا گ ب» خبر میداد و ممکن بود شما از سفرهای خارجی محروم شوید.به همین شکل فروش این صفحات به هوادارن موسیقی نیز خطرناک بود.با این همه، علیرغم تمامی مشکلات، تمایل افراد برای گوش دادن به موسیقی بیتلها بسیار زیاد بود.

زیرزمین
اغلب خریدها در ابتدای امر به صورت تلفنی هماهنگ میشد. اما بازاری واقعی برای خرید و فروش صفحات نیز وجود داشت. فروشندگان اغلب اطراف فروشگاههای موسیقی، مراکز فرهنگی (که به آنها «خانههای فرهنگ» میگفتند) و در پارکها جمع میشدند. یکی از مکانهای معروف بیرون یکی از ایستگاههای متروی مسکو بود، جایی که به راحتی میشد قاطی جمعیت شد و از دست پلیس فرار کرد.

آرتمی تروتسکی، یکی از منتقدان موسیقی معروف روسی درباره قیمت این صفحات تقلبی که بر اساس مکانی که تولید شده بودند و ذائقه فروشندگانشان قیمتگذاری میشدند، توضیحاتی میدهد.تروتسکی میگوید «صفحات آمریکایی و انگلیسی خیلی گران بودند. فرانسوی و ایتالیاییها ارزانتر بودند. باقی، مثلا آنهایی که در بلغارستان تولید میشدند، اصلا گران نبودند. یک آلبوم جدید گروه بیتلها بین ۵۰، ۶۰ و ۷۰ روبل ارزش داشت. بستگی به طمع فروشنده داشت.» در آن زمان بهای “جنون بیتلها” گران بود. یک مهندس جوان در اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان ماهیانه بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ رویل درآمد داشت. میخائیل ایوانف، که در دوران شوروی در شهر پرم صفحات اصل میفروخته، میگوید که هرچه از مسکو دورتر میشدید، قیمت صفحات هم بیشتر میشد.«به عنوان مثال، در شهر اورالز ممکن بود یک صفحه اصل حدود ۲۰۰ روبل آب بخورد.»

بر اساس گفتههای آندری لگوتکف، روزنامهنگار روسی، ضبط کاست از روی صفحههای اصل قاچاقی در شهر اورلف تجارتی پر رونقتر بود تا خرید و فروش صفحات اصل. زمانی که دسترسی به کاستهای ضبط شده راحتتر شد، انقلابی در صنعت موسیقی کشور به وجود آمد. او میگوید «من نوار «گروهبان پپر» [یکی ازآلبومهای گروه بیتل ها] را از یکی از دوستان قدیمیام به قیمت ۶۰ کوپک خریدم.»او این پول را با «صبحانه نخوردن در مدرسه برای یک هفته» جمعآوری کرده بود. میگوید «سخت نگذشت.»

لگوتکف به یاد میآورد «آلبوم سفید یک روبل قیمت داشت. من خیلی خوشحال بودم که در این آلبوم ترانه «پیاز شیشهای» را شنیدم. قبلا از روی «صفحه روی استخوان» این آهنگ را شنیده بودم. ما یک مجموعه کامل از این صفحات را در سطل زباله پیدا کردیم و بلافاصله آنها را بردیم خانه تا گوش بدهیم.

در شهرهای بزرگ، مثل مسکو و لنینگراد، صفحات موسیقی اصل رایجتر بود اما حداقل ۳ روبل قیمت داشتند. اولگ چیلاپ، هنرمند موسیقی راک به یاد میآورد «اگر ۵ روبل میدادید، میتوانستید صاحب یک صفحه قیمتی بشوید. آلبوم جورج هریسون با نام «همه چیز باید بگذره» در دسامبر سال ۱۹۷۰ منتشر شد. این آلبوم روی ۳ دیسک ضبط شده بود و هر سه دیسک داخل یک جعبه بود. این اولین آلبومی بود که در تاریخ موسیقی روی ۳ صفحه ضبط میشد. میتوانستید با ۵ یا ۷ روبل ضبطاش کنید. »

طبیعی رفتار کن
روابط بین فروشندهها و عشاق موسیقی اغلب تیره و تار بود. با این همه هر دو طرف از یک قماش بودند. بدون داشتن اطلاعات کافی درباره موسیقی، فروش صفحات غیرقانونی سخت میشد. فروشندگانی که محتاط بودند مجموعهای از حقهها و سئوالات ساده طراحی کرده بودند تا مطمئن شوند مشتریشان جزو ماموران مخفی پلیس نیست.

میزان دانش و اطلاعات هر خریدار احتمالی صفحه از موسیقی راک محک میخورد. اگر از پس سئوالات برنمیآمد کسی به او صفحهای نمیفروخت. اما از آنسو فروشندهها نیز ممکن بود خرابکاری کنند. گاهی خریدار حقوق ۱۵ روزش را میداد و بستهای دریافت میکرد که داخلش یک صفحه اشتباهی گذاشته بودند. تروتسکی میگوید «این اتفاق بسیار شایع بود. ممکن بود کسی صفحه «ریچارد کوچولو اینجاست» [ساخته ریچارد کوچولو] را بخرد. اما وقتی به آن گوش میداد ابتدا بخشی از ترانه «توتی فروتی» این آلبوم را بشنود و بعد صدایی ضبط شده که میگفت “خب دوست داری چندتاآهنگ آمریکایی گوش کنی؟”»

اگر آنهایی که در بازار سیاه صفحه خرید و فروش میکردند، دستگیر میشدند، نه تنها پلیس صفح های موسیقی آنها را مصادره میکرد، بلکه نامهای هم به محل کار آنها مینوشت.» اگر این فرد یکی از اعضای حزب کمونیست یا لیگ کمونیستهای جوان (کومسومل) بود این دستگیری ممکن بود پیامدهای سیاسی داشته باشد. در نتیجه، دانشجویی که عضو لیگ کمونیستهای جوان بود ممکن بود از دانشگاه اخراج شود. گاهی ممکن بود قوم و خویشی که در غرب زندگی میکردند، برای کسی با پست صفحه بفرستند. مقامات سعی میکردند جلوی این دست اقدامات را نیز بگیرند.

یکی از نوازندگان معروف روسی که الکساندر «فگوت» الکساندر نام دارد به یاد میآورد که یکی از این صفحات که به روسیه فرستاده شده بود، در راه با چکش شکسته شده بود. با این همه بسیاری از کسانی که سیستم اتحاد جماهیر شوروی را حمایت و بازتولید کردند، به گسترش و اشاعه موسقی راک غربی کمک کردهاند. دیپلماتها، کارگران حزب کمونیست و حتی اعضای «کا گ ب» موسیقیای را وارد کشور میکردند که به لحاظ ایدئولوژیک خطرناک محسوب میشد. پولی که از دادوستد صفحات گیر آنها میآمد، احتمالا در مقابل خطر احتمالی اخراج از حزب کمونیست هیچ نبوده است. اما احتمالا نمیتوانستهاند از لذت گوش دادن به ترانهای مثل «شبِ روزی سخت» در پایان یک روز سخت کاری در دفتر کارشان، صرفنظر کنند.

منبع: roosi.ir
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 26806
فاطيما
۱۳۹۱-۰۹-۲۰ ۱۵:۲۹:۴۸
خيلي جالب بود. تاريخ دوباره تكرار مي شود. (1378)