توصيه مطلب
۰
 
«اهمیت آرايش نظامی ‌جدید حوزه قفقاز و آسیای مرکزی برای روسیه و ایران»
در گفتگوي دكتر كرمي با ايراس
 

«اهمیت آرايش نظامی ‌جدید حوزه قفقاز و آسیای مرکزی برای روسیه و ایران»
 
ايراس: در ماههاي اخير منطقه اوراسياي مركز، قفقاز و خزر به لحاظ آرایش نظامی شاهد يكسري تحولات بوده است كه میتواند اهمیت ویژهای برای روسیه و ایران داشته باشد. روسیه نگران حوزه جنوبی خود است. کرملین این حوزه جنوبی را از دریای سیاه تا خزر، قفقاز جنوبی، خاورمیانه و در این میان سوریه و ایران میداند. در طرف مقابل، جمهوری اسلامیایران هم به واسطه شرایط جدید توجه دوبارهای به روسیه دارد. این توجه موجب افزايش رفت و آمدهای میان دو طرف شده است. در واقع موضوع اصلی بحث، آرایش نظامی جدید در حوزه قفقاز و آسیای مرکزی و اهمیت امنیتی آن برای روسیه و ایران است. موسسه مطالعات ايران و اوراسيا (ايراس) در همين رابطه گفتگويي را با دکتر جهانگیر کرمی، استاد دانشگاه و عضو گروه روسیه شناسی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران ترتيب داده كه مشروح آن در ادامه از نظر ميگذرد؛

جناب آقاي دكتر كرمي، چه نشانه هایی به عنوان مستندات آرایش جدید نظامی در حوزه قفقاز و آسیای مرکزی قابل بررسی و توجه است؟
در ماه های اخیر منطقه اوراسیای مرکزی و خاورمیانه شاهد یکسری نقل و انتقالات نظامی و تحولاتی در صحنه آرایش نظامی بوده است و این امر برای ایران و روسیه اهمیت دارد و میتواند همکاری این دو کشور را وارد مرحله ی جدیدی کند. این آرایش نظامیاز یک سو به خروج نیروهای امریکایی از عراق و از سوی دیگر قرارداد نظامی و استراتژیک میان امریکا و افغانستان و گفت و گو با طالبان و بعد از این ها مساله خروج نیروی های امریکایی و ناتو از افغانستان، ارتباط دارد. چنانچه این نقل و انتقالات را در کنار تشدید تنش های نظامی پیرامون موضوع هسته ای ایران، تهدیدات اعلامیاسرائیل علیه ایران، مانورهای نظامی جمهوری اسلامیایران در خلیج فارس، فضای ایجاد شده بعد از حمله ناتو به لیبی ، تمرکز فشارها بر دولت سوریه، و در نهایت ،نامه تهدید آمیز نخست وزیر ترکیه به نخست وزیر عراق قرار دهیم، و سپس به استقرار نظامی روسیه به لحاظ موشکی و ناوهای دریایی در حوزه رود ولگا در جنوب روسیه و حوزه خزر و حتی خبرهایی مبنی بر اینکه روسیه یک تغییری در آرایش نظامیهسته ای خود در مناطق جنوبی به عمل آورده، توجه کنیم و سرانجام ،به موضوع اعزام ناو جنگی ناتو به دریای سیاه (ناوی که گفته میشود یک سیستم سپر دفاعی موشکی بروی آن نصب است) دقت نماییم، در خواهیم یافت که حساسیت هایی در منطقه جنوبی روسیه و پیرامون جمهوری اسلامیایران و سوریه بوجود آمده است.
در مجموع می توان به این تحولات، مسئله ی اعزام یک ناو جنگی روسی به سوی بندر طرطوس سوریه را هم افزود. همه این موارد نشان دهنده آن است که تمرکز فعل و انفعلات نظامیجهان در مربعی میان دریای سیاه، دریای مدیترانه، خلیج فارس و خزر فعال شده است. این امر در مجموع نگرانی هایی را در طرف ایرانی، روسی، سوری و طرف های دیگر در ترکیه و میان اعضای ناتو ایجاد کرده است. این فعل و انفعالات نشان میدهد که در حقیقت آنچه امریکاییها در منطقه خاورمیانه دنبال میکنند و کشورهای منطقه هم بوسیله دولت عربستان و ترکیه به طور متمرکز در ارتباط با سوریه مد نظر دارند، ایران و روسیه و ارمنستان و سوریه را نگران کرده است. به نظر میرسد بخشی از این فعل و انفعالات به دلیل حساسیت ایران و روسیه در مورد سوریه است. بخشی دیگر به نگرانی روسیه در خصوص مساله ارمنستان مربوط میشود. در این مورد نباید فراموش کرد که طی شش ماه اخیر روسیه به تقویت پایگاه نظامیخود در ارمنستان پرداخته و مانورهایی را هم در داخل این کشور برگزار کرده است. به تعبیری، شرایط کنونی شاید قابل مقایسه با زمان وقوع بحران اوستیا باشد. در آن زمان هم تمرکز نظامی ناتو در مرزهای غربی روسیه، گرجستان و ارمنستان افزایش پیدا کرد. میتوان گفت که شرایط جدید شرایطی است که اولا امریکا در حال کاهش حضور در خاورمیانه با خروج از عراق و زمینه سازی برای خروج از افغانستان است، ثانیا تمرکز بر موضوع سوریه نگرانی جدی را در طرف روس ایجاد کرده و کرملین را در خصوص احتمال ورود ترکیه به صحنه مخاصمه با سوریه حساس کرده است.

مجموع این شرایط چه تاثیری بر فضای تصمیم گیری روسیه دارد؟
روسیه نگران حوزه جنوبی خود است. کرملین این حوزه جنوبی را از دریای سیاه تا خزر، قفقاز جنوبی، خاورمیانه و در این میان سوریه و ایران میداند که با کاهش حضور نظامی امریکا در عراق و افغانستان می تواند صحنه ی برخوردهایی باشد. در طرف مقابل، جمهوری اسلامیایران هم به واسطه شرایط جدید توجه دوباره ای به روسیه دارد. این توجه موجب افزايش رفت و آمدهای میان دو طرف شده است. این رفت و آمدها و اشتراک مساعی پیرامون سوریه باعث شده که ترکیه هم تاحدودی با احتیاط نسبت به موضوع رفتار کند.

آيا مانور چندي پيش در حوزه خزر و تغيير آرايش نظامي روسيه در قفقاز و آسياي مركزي براي آمادگي جهت كاهش تبعات جنگ عليه ايران نيست؟
مانور خزر را میتوان در دو فضا تفسیر کرد؛ یکی نگرانی روسیه از بحث خط لوله ناباکو و عبور این خط از ترکمنستان به آذربایجان از بستر دریای خزرکه این مساله از نگاه روس ها یک اقدام غیر قابل تحمل است و مسکو هشدار لازم را هم به آذربایجان و ترکمنستان داده است. بسیاری معتقدند که عدم شرکت دادن ترکمنستان و آذربایجان در مانور اخیر در خزر نوعی فشاراز سوی روسیه علیه این دو کشور است. در فضایی دیگر برخی تحلیل گران معتقدند که ممکن است تبعات احتمالی درگیری ایران و امریکا حوزه جنوبی روسیه را متاثر کند بویژه که در چنین فضایی آذربایجان میتواند به قره باغ حمله کند و مناطق اشغالی از سوی ارمنستان را به تصرف خود درآورد. در این صورت جنگ در حوزه قفقاز جنوبی شکل میگیرد و طبیعتا روسیه از پیامدها و آثار این جنگ در امان نخواهد بود. حتی احتمال درگیر شدن روسیه در این جنگ هم وجود دارد. برخی حتی تفسیر کرده اند که ممکن است ایران علیه مناطق نفتی مجاور( هم در خلیج فارس و هم در خزر) اقداماتی را انجام دهد و این نیز میتواند عاملی برای ترتیب مانور اخیر در خزر باشد.

روسها برخي تحركات ايران از جمله موضوع بستن تنگه هرمز و آزمايشهاي موشكي را تحريكآميز ميدانند، نظر شما چيست؟
اینکه مسائل مربوط به پرونده هسته ای ایران و تهدید ایران به بستن تنگه هرمز در خلیج فارس به درگیری بینجامد طبیعتا روسیه را نگران میکند و حتی به بیان برخی مقامات روس، تهدیدی برای روسیه است؛ چراکه منافع روس ها در این است که خاورمیانه کمتر دستخوش تغییر و تحول شود. بویژه چنانچه یک طرف درگیری با ایران غربی ها باشند، این امر مسلما در کوتاه مدت میتواند تبعات منفی برای منافع منطقه ای روسیه داشته باشد. همه این عوامل میتواند به طور جدی روسیه را نگران کند و طبعا هر درگیری و برخورد برای روسیه نگران کننده است.

چه زمينههايي براي گفتگوي ايران و روسيه در راستای كاهش فشارها و تحرکات نظامیدر حوزه خزر و قفقاز و آسیای مرکزی وجود دارد؟
اکنون ایران و روسیه در منطقه خزر به طور مشخص بروی جلوگیری از راه اندازی خط ناباکو و بویژه اینکه خط مذکور بخواهد از بستر دریای خزر عبور کند، منافع مشترکی دارند چراکه این امر اساسا خلاف روح تعهدات پنج جانبه در حوزه دریای خزر است. تهران و مسکو در خصوص این خط لوله ابراز نگرانی کرده اند و روسیه به طور ویژه در این زمینه تهدید هم کرده است. همچنین در شرایطی که گفت و گوها و نشست های تخصصی میان مسئولان پنج کشور ساحلی خزر در جریان است، منافع همه ی کشورهای حوزه خزر در آن است که هرچه زودتر این گفت و گوها به نتایج مشخصی برسد و از همه مهمتر اینکه یک نهاد منطقه ای در حوزه خزر(سازمان کشورهای ساحلی خزر) شکل بگیرد و این امر میتواند از تنش های احتمالی جلوگیری کند. همچنین اساس نامه این سازمان میتواند در جهت تحقق منافع همه کشورهای عضو، حل و فصل تنش ها و مشکلات منطقه، و نقش موثر و اعتماد ساز همه ی کشورهای ساحلی و ایجاد امنیت بومی باشد.

چه چشم اندازی از شرایط کنونی منطقه با توجه به تغییر آرایش نظامیدر حوزه قفقاز و آسیای مرکزی دارید؟
حساسیت ها در منطقه خاورمیانه و بویژه منطقه ای که از سوریه تا ایران، از مدیترانه تا خلیج فارس و دریای سیاه تا خزر را در بر میگیرد به وضعیتی تشدید شده رسیده است. این مساله میتواند پتانسیل بحران را در خود داشته باشد. طبیعی است که آمادگی طرف ها برای تعامل با یکدیگر در این وضعیت و رایزنی ها و گفت و گوهای چندجانبه میان کشورهای منطقه میتواند مانع توسعه بحران یا بالفعل شدن آن شود.

با تشكر از آقاي دكتر كرمي كه وقت خود را در اختيار موسسه ايراس قرار دادند.

تنظيم: مینا علی اسلام
 
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24024