توصيه مطلب
۱
 
گزارش كامل نشست تبليغات در اتحاد شوروي
تبليغات در شوروي
 

تبليغات در شوروي
 

ايراس: سخنراني جناب آقاي خاورينژاد با موضوع تبليغات در اتحاد شوروي روز دوشنبه ۶ آبان ۹۲ ساعت ۱۵در محل دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد. اين سخنراني با سه موضوع پوستر، سينما و ادبيات در دوره اتحاد شوروي دنبال شد. وي به بيان تاريخچه مختصري از اتحاد شوروي، ساز و كار حزب كمونيست پرداختند و نحوه به كارگيري ابزارهاي فرهنگي همچون تبليغات در حوزههاي هنري به منظور القاي برتري نظام كمونيستي در اذهان شهروندان اتحاد شوروي را با استفاده از پوستر و فيلم تشريح كردند. آقاي خاورينژاد كه دانشآموخته كارشناسي ارشد رشته علوم سياسي هستند و به عنوان پژوهشگر و مترجم مركز هنرهاي تجسمي در حوزه هنري فعاليت ميكنند. وي با بياني شيوا به ارائه سياستهاي رهبران اتحاد شوروي در تبليغ كارآمدي نظام سوسياليست و حزب كمونيست در حوزههاي مختلف زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... پرداختند و اين موضوع با استقبال علاقمندان مواجه شد.

بحث با اشاره به مبنای نظری این پژوهش آغاز شد که معتقد است در یک رژیم تمامیت خواه که در جامعه، فضایی بسته ایجاد میکند، از تبلیغات سیاسی به طور فعالانه و گسترده به منظور ترویج ارزشها، توسعه آموزه های عقیدتی رسمی نظام حاکم و بسیج عمومی استفاده میشود. سپس به ارائه نکاتی کلی در رابطه با ماهیت تبلیغات سیاسی پرداخته شد و اعلام گردید که دو جنبه اصلی این مقوله یکی تبلیغ به منظور اقناع و دیگری جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات به صورت تحمیل سانسور و انحصار رسانهای است تا امکان موفقیت ضد تبلیغ نیروهای مخالف در اتحاد شوروی به حداقل ممکن برسد و تأثیرگذاری هرچه بهتر تبلیغات نظام حاکم تضمین گردد. از این رو به دو روند کلی اعمال سانسور در شوروی اشاره گردید که یکی کنترل اسرار دولتی توسط اداره مرکزی حفاظت از اسرار دولتی در رسانهها بود که به طور مختصر گلاولیت نامیده میشد و متصدی کنترل و سانسور اسرار دولتی در آثار منتشر و مخابره شده بود. شیوه دوم سانسور محتوا بر اساس جهان بینی و سیاستهای رسمی حزب کمونیست بود که توسط چند سازمان انجام میشد: کمیته دولتی برای انتشارات (گوسکومیزدات) مسئول سانسور انواع آثار چاپی مانند داستان و شعر بود. کمیته دولتی فیلم سازی (گوسکینو) متصدی سانسور در سینما بود و گوستلرادیو مسئولیت سانسور در رادیو و تلویزیون را به عهده داشت. اداره اول نیز در بسیاری از ادارات و سازمانها وظیفه داشت متضمن در دسترس قرار گرفتن اطلاعات و اسرار دولتی برای افراد دارای صلاحیت باشد. 

سپس به مضامین تبلیغات سیاسی در اتحاد شوروی توجه شد و با معرفی مهمترین موضوعات مورد توجه طراحان تبلیغاتی در شوروی در رابطه با آنها توضیحاتی داده شد که با ارائه مستندات تصویری به صورت پوستر و عکس همراه گردید. این مضامین شامل مواردی از جمله کیش شخصیت، ملیگرایی، جهان گرایی، تولید، مرد جدید، دشمن طبقاتی، ضدیت با دین، ضدیت با سرمایه داری، ضدیت با نازیسم، صلح طلبی، مسابقه فضایی، ضدیت با نظام تزاری، ضدیت با روشنفکری و ورزش بود. در رابطه با کیش شخصیت به استالین و ساده زیستی و سبک پوشش و نحوه اشاره و استناد به او اشاره شد. ملیگرایی شورویها در رابطه با جنگ جهانی دوم تبیین شد و جهانگرایی یا انترناسیونالیسم آنها نیز با اشاره به تأسیس سازمان انترناسیونال کمونیستی در سال ۱۹۱۹ م. توسط لنین و پایان کار آن به سبب جنگ جهانی دوم تشریح گردید. تولید، مضمون تبلیغاتی غالب در دهه ۳۰ بود و گفته شد شوروی مصمم بود فاصله ۵۰ یا ۱۰۰ ساله با کشورهای غربی را ظرف ۱۰ سال کاهش دهد. در آن سال ها تنها موضوع و مضمون هنر، ادبیات و فیلم، توسعه بود.

"مرد جدید" از دیگر مضامین مورد اشاره قرار گرفته در رابطه با عمدهترین ابعاد تبلیغاتی در شوروی بود و ایشان در ادامه سخنان خود به مهمترین ویژگیهای مورد انتظار از چنین شخصیتی از جمله جنبه قهرمانی، تحت تأثیر انگیزههای خام طبیعت نبودن، تسلط بر نفس خودآگاهانه، آمادگی برای فدا کردن جان و حتی عزت نفس و احساس و همچنین توجه به کار و تلاش اشاره کردند. سپس به مقوله دشمن طبقاتی پرداختند که در ابتدا در قالب زمینداران بزرگ محلی یا کولاکها متجسم می شد. بیان شد که طرح پنج ساله استالین بسیاری از کولاکها را از بین برد و آنها و سایر دشمنان طبقاتی را عامل اصلی ناکارآمدی مزارع اشتراکی معرفی میکرد. در شوروی هر کس که از مالکیت عمومی نفع میبرد دشمن مردم نامیده میشد. ضدیت با دین از دیگر مضامین مهم تبلیغات سیاسی در شوروی بود و ایشان ضمن اشاره به تأسیس نهادهای ضد دین نظیر جامعه مادی گرایان مبارز و اتحادیه بیخدا به نشریاتی نظیر ماهنامه بزبوژنیک، مجله آتئیست و همچنین روزنامه بیخدا در محل کار اشاره کردند. مواردی چون انضباط شخصی، وفاداری به حزب، اطمینان به آینده و نفرت از دشمن طبقاتی جایگزین ارزشهای دینی گردید. ضدیت با سرمایه داری نیز از ابعاد مهم تبلیغات سیاسی در شوروی بود که به عنوان مسئول اصلی مشکلات جهان معرفی میشد و از این رو امری غیر اخلاقی بود. سپس به ضدیت با نازیسم و فاشیسم توجه شد که خود را به بهترین شکل در جنگ جهانی دوم نشان داد. صلح طلبی نیز به عنوان یکدیگر از صور تبلیغاتی شوروی معرفی شد.

توانمندی فضایی به عنوان یکی از پرافتخارترین نمودهای فناوری در شوروی، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود و غرور ملی آنها به سبب پیشگامی در ساخت اولین ماهواره، فرستادن اولین حیوان به فضا، اعزام اولین فضانورد به فضا، اعزام اولین فضانور زن به فضا، ساخت اولین ایستگاه فضایی و بسیاری از رکوردهای دیگر، به انجام تبلیغات گسترده ای حول قابلیت های فراوان شوروی در عرصه فضا منجر شد. ضدیت با نظام تزاری و همچنین ضدیت با روشنفکری به معنای غربی آن به ویژه سوء ظن نسبت به دموکراسی نیز از دیگر موضوعات مهم در آثار تبلیغاتی اتحاد شوروی بود. ورزش، آخرین موضوع تبلیغاتی در شوروی بود که مورد اشاره ایشان قرار گرفت و عنوان شد هدف از تبلیغات در این زمینه نشان دادن تصویری از پرورش افراد تندرست و موفق در سایه حکومت کمونیستی می باشد. تصویری که از ورزشکار شوروی ترسیم می شد او را به عنوان قهرمانی آرمانی به نمایش درمی آورد. 

در ادامه به سه حوزه اصلی تبلیغات سیاسی در اتجاد جماهیر شوروی یعنی پوستر، سینما و ادبیات پرداخته شد و عنوان شد که پوستر در شوروی شاهد ۶ دوره اوج حضور در آثار تبلیغاتی بود: این دورهها عبارت بودند از دوران بلشویکی، سیاست اقتصادی جدید، طرح های پنج ساله اول و دوم، جنگ جهانی دوم و جنگ سرد و پس از جنگ سرد. البته ایشان دورهای دیگر پس از آغاز زمامداری گورباچف را معرفی کردند که بیشتر محتوی آثار ضد تبلیغاتی و اعتراضی در بستر جامعه شوروی و علیه سیاستگذاری های تبلیغاتی گذشته بود. ویژگی هر یک از این دورهها نيز عنوان گردید و مهم ترین هنرمندان طراح پوستر در آنها شناسایی شدند و تعدادی از آثار برجسته ایشان به نمایش گذاشته شد. طراحان پوستر دوره اول از الکساندر اپسیت گرفته تا ولادیمیر مایاکوفسکی، میخائیل چرِمنیخ، ایوان مالیوتین، امشی نورنبرگ، دمیتری مور، نیکلای کوچرگین و الکساندر رودچنکو معرفی شدند. 

دوره دوم و تأثیرپذیریهای ساخت گرایانه هنرمندان برجستهاش شامل اِل لیسیتزکی و دیگرانی نظیر یاکوف روکلِفسکی، گئورگی و ولادیمیر استنبرگ، نیکلای پروساکوف، ژوزف گراسیموویچ و میخائیل دلوگاچ می شد. دورههای سوم و چهارم بیشتر تحت تأثیر سلطه هنری گوستاف کلوتسیس و همسرش والنتینا کولاگینا و سلطه سبک هنری تدوینِ عکسی (یا مونتاژ) در گرافیک بود و حول مقوله تولید و صنعتی و اشتراکی سازی تمرکز داشت. ایشان عنوان کردند دوره پنجم، جنگ جهانی دوم را شامل می شد و از بهترین طراحان این نسل می شد به ایراکلی توئیدزه، ویکتور ایوانوف، ویکتور کورِتسکی، همچنین الکسئی کوکورِکین و گروه کوکرینیکسی اشاره کرد. جنگ سرد شاهد نبرد جهان بینانه تمام عیار با آمریکا در عرصه های مختلف بود و برترین هنرمندان طراح آثار تبلیغاتی در این دوره زمانی که به کشاورزی، کارخانه، صنعت، شرکت در انتخابات، اهمیت رهبری، فضا و مواردی از این دست میپرداخت ویکتور گووِرکوف، اولِگ ساووستیوک، بوریس اوسپنسکی، نیکلای ترشچنکو، نینا واتولینا، گالینا شوبینا، نیکلای دنیسوف، والنتین ویکتوروف، میخائیل سولوویِف، ونیامین بریسکین، مارک آبراموف، والنتین ویکتوروف، بوریس برزوفسکی، یِوگنی سولوویف، وادیم وولیکوف، ویکتور ایوانوف، کنستانتین ایوانوف، نیکلای پیلشچیکوف، نیکلای لیتوینوف، آناتولی آنتونچنکو و نیکلای سمولیاک می شد. 

دوره پس از جنگ سرد نیز با انتقادات علیه رژیم مطرح بود که نماد آنها هنرمندانی نظیر الکساندر فالدین و همسرش سِوِتلانا فالدین بودند که برخی از آثار شاخص ایشان به صورت تصویری ارائه گردید. حوزه بعدی مورد توجه در این بحث، سینمای سیاسی ـ تبلیغاتی اتحاد شوروی بود و بسیاری از آثار تبلیغاتی شاخص به همراه تصویر کارگردان، پوستر و تصاویری از فیلم ها معرفی گردید. در ابتدا به طور گذرا به سینماگران شاخص مکتب تدوین از جمله لِف کولِشوف، ژیگا وِرتوف، سرگئی آیزنشتاین و سوولود پودوفکین و بزرگان دیگری نظیر میخائیل رُم و همچنین الکساندر داوژِنکو که نظریه پرداز سینما ـ چشم بود اشاره گردید و آثار تبلیغاتی این دوره نظیر رزمناو پوتِمکین و اکتبر، اثر آیزنشتاین معرفی شدند. 

سپس به سینمای مهم استالینی و نمودهای تبلیغاتی آن و چهرههایی از بوریس شومیاتسکی، سرپرست عالی ترین نهاد سینمایی شوروی گرفته تا میخائیل چیارِلی سازنده فیلمهای تبلیغاتی چاپلوسانه و تحریفی برای استالین معرفی شدند. برجستهترین فیلمهای تبلیغاتی این دوره عبارت بودند از تورکسیب، سه ترانه درباره لنین، جوانی ماکسیم، شورس، سال فراموش نشدنی ۱۹۱۹، سقوط برلین، نبرد استالینگراد، مسیر زندگی، ایوان، والری چکالوف و تانکرِ دِربنت. حزب، استالین و تحریف تاریخ شوروی به نفع او، درون مایه اصلی بیشتر فیلم ها بودند. سینمای جنگ شوروی به تقویت روح ملی و اشاره به قهرمانان تاریخی روسیه به منظور تقویت عرق ملی برای شرکت در جنگ با نازیها میپرداخت. فیلمهایی نظیر الکساندر نِوسکی، مینین و پوژارسکی، بوگدان خمِلنیتسکی، ایوانِ مخوف، دختر شماره ۲۱۷، روزها و شبها و زنده و مرده از برجستهترین آثار این دوره بودند. 

ایشان عنوان کردند فیلمهای سینمای پس از استالین از فرصت پرداختن به درون مایههای معاصر برخوردار شدند. فیلم هایی نظیر داستانهایی درباره لنین، لنین در لهستان، لنین در پاریس، زمان به جلو و چگونه فولاد آبدیده شد ارائه گردید. در انتها به سینمای پرسترویکا اشاره شد که در جریانی مشابه پوستر، شاهد شکل گیری آثار منتقد رژیم بود و چهرههایی نظیر لاریسا شِپیتکو، کیرا موراتووا، سرگئی پاراجانوف، الکسئی جِرمن، کنستانتین لوپوشانسکی و اِلِم کلیموف پس از سال ها سانسور مطرح شدند. اعلام گردید که فیلمهایی مانند دوست من ایوان لاپشین، نامههای مرد مرده، دیداری از موزه و عذاب از نمونههای شاخص این جریان انتقادی بود. 

در انتها به حوزه ادبیات در شوروی توجه شد و بحث با ارائه توضیحاتی درباره دکترین آندری ژدانوف و همچنین ادبیات واقع گرایانه سوسیالیستی و مبانی آن و تأثیر ماکسیم گورکی بر این سبک اجباری آفرینش ادبی آغاز گردید و دوره های اوج آثار ادبی شامل رمان و نمایشنامه شامل دهه های۲۰، ۳۰، ۴۰ و ۵۰ شناسایی شدند. سه حادثه جنگ جهانی اول، انقلاب و جنگ داخلی، مهم ترین موضوعات ادبیات تبلیغاتی شوروی در دهه ۲۰ را تشکیل می داد و برجسته ترین آثار ادبی این دوره شامل خواهران، هجدهمین سال، صبح دلگیر، چاپایِف، گورکنها، سیمان، شکست و برادران می شد. 

ایشان بیان کردند که در دهه ۳۰، موضوعات غالب ادبی، انقلاب کبیر، جنگ داخلی، حمایت از کمونیسم و حزب، نقش رهبری استالین و فرهنگ کار و تلاش بود. می توان از مهم ترین کتاب های این دوره به آخرینِ اودِگ ها، سوت، اسکوتارِفسکی، مسیر اقیانوس، زمان به جلو، چگونه فولاد آبدیده شد، کانال دریای سفید ـ بالتیک استالین، تانکر دربنت و همچنین نان اشاره کرد. دهه ۴۰ به سبب وقوع جنگ جهانی دوم شاهد گسترش آثار مربوط به این رویداد بود و آثاری نظیر روح دریا، مردی از خط مقدم، بزرگراه وولوکولامسک، ایوان مخوف، روزها و شبها، تهاجم، لنوشکا، تسخیر وِلیکوشومسک، پسر هنگ، آزمون احساسات، شادی های اولیه، یک تابستان غیر عادی، آتش، مبارزه برای صلح، در سرزمین مغلوب، آتش ها، دویدن، خانه مادری، تسخیر برلین، نگهبان جوان، در خندق های استالینگراد، داستان یک انسان واقعی، ما مردم شوروی هستیم، طلا، دکتر وِرا و همچنین بهار در اودر منتشر گردید. 

اما با آغاز دهه ۵۰ و اوجگیری موضوعات مربوط به بازسازی و توسعه صنعتی کشور، در کنار جنگ جهانی دوم، شاهد ارائه آثاری در رابطه با عظمت شوروی و گسترش فناوری روبرو هستيم که از برجستهترین آنها میتوان به ملوانها، میهن ما، خلق جوان، ژوربینها، روزهای زندگی ما، اولین شجاع، فلزکاری سیاه، کتابِ باز، تابستان ما و جلد دوم زمین نوآباد اشاره کرد. ایشان اشاره کردند با آغاز حکومت خروشچف و انتشار کتاب هایی نظیر یخ شدن آب ها اثر ایلیا اِرِنبورگ و همچنین یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ اثر الکساندر سولژِنیتسین با جریانی متفاوت و انتقادی روبرو میشویم. ادبیات شوروی پس از استالین را به سه حوزه نثر شهری، روستایی و نظامی تقسیم میکنند. 

در انتها عنوان شد که اصلاحات دهه ۸۰ روی هم رفته چهار تحول اساسی در ادبیات شوروی ایجاد کرد: امکان انتشار آثار ممنوع، پرداخت به مشکلات به شیوهای غیر دستوری، متحول کردن تقاضای خوانندگان و بالا بردن سطح انتظار حرفهای آنها و در نهایت تقویت سبک هنرمندانه شخصی.

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 31594