توصيه مطلب
۱
 
نظامی گری در دریای خزر
نویسنده:آلکساندر کنیازف
 

نظامی گری در دریای خزر
 

ایراس: اوایل ماه سپتامبر در ساحل ترکمنی دریای خزر رزمایش عملیاتی – تاکتیکی با تیراندازی رزمی تحت عنوان "خزر – ۲۰۱۲" برگزار شد که به گفته قربان قلی بردی محمدوف رئیس جمهور ترکمنستان هدف این رزمایش، بالا بردن سطح آمادگی رزمی نیروهای مسلح کشور بود. واحدهای نیروی دریایی، نیروی هوایی و نیروی زمینی، نیروهای ویژه وزارت امنیت ملی و وزارت کشور در این رزمایش شرکت کردند.
 
دفع حمله دشمن مشروط از طرف دریای خزر که این حمله میتوانست به منظور از کار انداختن تأسیسات نظامی، تصرف کشتیهای بازرگانی، پالایشگاهها و خطوط لوله صورت بگیرد، هدف رسمي تعليمات نظامي بود.  

یک هفته بعد، در روزهای ۱۳-۱۲ سپتامبر در شهر آقتاو قزاقستان همایش بین المللی تحت عنوان "الگوهای همکاریهای بینالمللی در خزر برگزار شد که در جریان آن مسایل نظامی گری در خزر بررسی گرديد. نمایندگان ترکمنستان طبق معمول از حضور در این مجمع کارشناسی خودداری نمودند.
 
دریای خزر، پل ارتباطي بین دو منطقه مناقشهساز قفقاز و آسیای مرکزی میباشد. هر گونه بیثباتی در خزر احتمال بسیار قوی آغاز جنگ تمام عیار را در بر دارد که میتواند به فضایی از منطقه سینکیانگ چین (که خطوط لوله گاز ترکمنستان و نفت قزاقستان را آنجا میبرند) تا بالکان (که آنجا هنوز هیچ گونه ثبات مبتنی بر قراردادها برقرار نشده است) گسترش یابد. 

سیاسی شدن دریای خزر از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا  موجب مناقشات در این نقطه شده است بطوری که احساسات سیاسی اروپاییها در مقایسه با رفتار آرام شرکتهای چینی که خطوط لوله را از خزر به سمت شرق میسازند، به طور خاصی به چشم میخورد. 

در میان کشورهای ساحلی خزر، رفتار آذربایجان و ترکمنستان غیرسازنده به نظر میآید. رهبران و کارشناسان این کشورها ضمن تکذیب حالت سیاسی طرحهای خود در زمینه ساخت خطوط لوله، امکانات و ظرفیتهای میادین نفتی و گازی خود را اغراق میکنند و بر جذابیت تجاری خطوط لوله ساخته نشدهای چون خط لوله نابوکو و خط لوله زیردریایی خزر تأکید مینمایند.
 
ولی فعلاً حتی مسیر نفتی باکو – تفلیس – جیهان که شش سال از فعالیت آن می گذرد، سود نمیدهد و مقرون به صرفه نیست. حتی قزاقستان متوجه شد که انتقال نفت از طریق دریا به وسیله نفتکشها برای استفاده از این شبکه خطوط لوله، برای آن سودآور نیست.
 
نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور قزاقستان، همچنین با صراحت تمام از تحویل گاز برای خطوط لوله در حال طراحی نابوکو و زیردریایی خزر امتناع نموده است. 

باکو و عشقآباد مانند سابق با هم اختلاف نظرهایی دارند. در صورت ساخت خط لوله زیردریایی خزر آذربایجان سود بیشتری خواهد برد در حالی که ترکمنستان مانند سابق محورهای روسی و چینی را مورد استفاده قرار خواهد داد.
 
شرط پیوستن ترکمنستان به سامانه خطوط لوله نابوکو، واگذاری قراردادهای توسعه میادین گازی فلات قاره خزر به شرکتهای خارجی است. در این صورت میادین قسمت شرقی ترکمنستان بلا استفاده باقی خواهند ماند در حالی که برای صادرات گاز از این میادین خط لوله بزرگ شرق – غرب تا ساحل خزر ساخته میشود.
 
به عبارت دیگر، اروپاییها میخواهند نه فقط شرایط صادرات گاز ترکمنی را تعیین کنند بلکه به عشقآباد دستور میدهند که از کدام میادین باید گاز صادر کند. ترکمنستان در این شرایط نقش هنرپیشه رده دوم را ایفا خواهد کرد. 

به آسانی میتوان فرض کرد که روسیه و ایران قادرند ساخت هر گونه خط لوله از روی بستر خزر را وتو کنند. روسیه و ایران از همه امکانات برای اجرای وتوی خود برخوردارند. تا همین اواخر منافع اساسی ایران در خزر شامل پیشگیری از حضور نظامی کشورهای غیر ساحلی و جلوگیری از اجرای طرحهای انتقال حاملهای انرژی به عنوان آلترناتیو برای صادرات ایرانی بود. میادین اساسی مورد استفاده ایران در قسمت جنوبی کشور واقع شده است.
 
دولت ایران فقط اوایل ماه دسامبر سال ۲۰۱۱ اکتشاف میدان بزرگ گازی در دریای خزر را اعلام کرد که این اطلاعات فعلاً باید تأیید شود ولي حتی در این صورت به سرعت توسعه نیافته و سود آنی نخواهد داد. ایران مانند روسیه آماده میشود که از منافع خود با شدت تمام دفاع کند.
 
میتوان گفت که منافع فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر تقریباً به میزان ۱۰۰درصد با هم مطابقت دارد. به عبارت دیگر، دو مسأله دربرگیرنده بزرگترین توان مناقشه هستند یعنی پیشگیری از حضور نظامی کشورهای غیر ساحلی (این امر با آذربایجان ارتباط دارد) و امتناع از طرحهای انتقال نفت و گاز از طریق خزر (آذربایجان و ترکمنستان). 

نتیجه گیری آشکار این است ایالات متحده که سعی میکند به بهانه تأمین امنیت خطوط لوله آینده نیروهای مسلح خود را در منطقه مستقر کند، نقش غیر سازنده بیثابت کردن منطقه را بازی کرده و تلاش مینماید فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار نظامی و سیاسی قرار دهد. 

حلقه بیثباتی پیرامون خزر باید موجبات کاهش تولید و صادرات حاملهای انرژی به بازارهای جهانی را فراهم کرده و مواد خام این منطقه را برای آینده حفظ نماید. اتحادیه اروپا در این زمینه نقش تحریک کنندهای ایفا میکند ولی نیروهای اروپایی در چارچوب نیروهای ناتو میتوانند همراه با آمریکاییها در مناقشه مسلحانه بالقوه شریک شوند. 

سطح فعلی تنش در منطقه خزر باعث شد که ایران مسایل خزر را از دید نظامی و سیاسی مورد تأمل قرار دهد. در حال حاضر ایران دارنده دومین توان بزرگ نظامی در خزر بعد از روسیه است ولی این کشور قادر است در اسرع وقت از طریق انتقال نیروها از خلیج فارس (که آنجا پایگاههای اساسی نیروی دریایی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که صاحب نیروی دریایی است، واقع شدهاند)، توان نظامی خود را در خزر به میزان ۱.۵ برابر افزایش دهد.
 
منافع روسیه کمتر از هر ۵ کشور خزر با تولید نفت و گاز در ساحل یا فلات قاره خزر ارتباط دارد ولو اینکه در ماههای اخیر این موضوع حیاتی شده است. روسیه، خزر را دریای داخلی خود میداند که در این منطقه مسایل امنیت اولویت دارند.
 
استقرار تأسیسات نظامی کشورهای غیر ساحلی در سرزمین کشورهای ساحلی خزر از نظر مسکو به عنوان خطر برای امنیت ملی کشور تلقی میگردد. اعمال و برنامههای روسیه در جهت افزایش شدید حضور نظامی در دریای خزر باعث بحث گسترده در میان کارشناسان منطقهای میشود چرا که در حال حاضر توان نظامی جمعی روسیه در منطقه از جمع امکانات نظامی همه کشورهای ساحلی دیگر چند برابر بیشتر است.
 
با این حال، از اظهارات مقامات روسیه میتوان نتیجه گرفت که خط تقویت حضور نظامی و حفظ برتری کامل نظامی روسیه در حوزه خزر ادامه خواهد یافت. 

سه مصرف کننده اساسی مواد هیدروکربنی خزر یعنی روسیه (به عنوان کشور ترانزیتی)، ایران و چین، باید به منظور طراحی مکانیزمهای سیاسی و دیپلماتیک تأمین ثبات در خزر تشریک مساعی بکنند. 

ضمانتهای اجرای اصل بیانیه نهايي جلسه باکوي گروه ۵ خزر درباره ممانعت از حضور نیروهای مسلح خارجی در منطقه و امتناع هر ۵ کشور از ساخت خودسرانه خطوط لوله باید عملی شوند. 

در این رابطه مسأله سازمان همکاری شانگهای مطرح میشود. چین که کشور ساحلی خزر نیست ولی عضو برجسته سازمان همکاری شانگهای مي باشد، به طور اتوماتیک به حکم جغرافیای سیاسی، منطقه خزر را در حوزه مسئولیت خود قرار میدهد.
 
روسیه و قزاقستان، دو کشور ساحلی عضو این سازمان هستند در حالی که ایران به عنوان ناظر شناخته شده است. در شرایط جاری سازمان همکاری شانگهای باید به منظور خنثی کردن همه عوامل تنش زا سعی کند آذربایجان (که تقاضای عضویت ناظر در این سازمان را کرده است) و ترکمنستان (كه وضعيت آن پيچيده تر است) را به مدار خود جلب نماید.
 
سازمان همکاری شانگهای خیلی بیشتر از اتحادیه اروپا و ایالات متحده که از خزر دور هستند، از حق فعالیت در این منطقه برخوردار است. فعالیت ناتو و آمریکا در جهت تأمین امنیت منطقه خزر هم باعث شک و تردید میشود که مشکل افغانستان مصداق این ادعاست.
 
جهان تک قطبی به پایان خود رسیده ولي روند جهانی شدن فراگیر و جهان شمول نیست. این روند جای خود را به تشکیل مراکز منطقهای میدهد. در شرایط فعلی برای محافل حاکم سیاسی هر کشور نه چندان بزرگ اصل کار این است که مرکز خود را درست تعیین نماید.

پدیده سازمان همکاری شانگهای که البته تاکنون تحقق کامل نیافته است، بدان معناست که این سازمانِ ذیل دو کشور اورآسیایی روسیه و چین است که در چارچوب آن منافع کشورهای کوچک تر از راه سازش و توافق تعیین میگردد.
 
کشورهای زیادی به پایان سیاست چند جهتی كه قبلاً دنبال مي كردند و سعي مي نمودند با همه بازيگران اساسي صحنه جهاني روابط برقرار كرده و از تضادهاي بين آنها استفاده نمايند، می رسند. در هر حال، چارچوبهای این سیاست تنگتر میگردد. 

با توجه به اینکه ترکیه در اجلاس پکن سازمان همکاری شانگهای عضو ناظر این سازمان شده و حالا اوکراین نیز همین تقاضا را کرده است، میتوان گفت که حوزه دریای سیاه هم به معنی وسیع کلمه در فضای این سازمان گنجانده شده است.

باید گفت که روند شانگهای در عرصه بسیار محدود و مهم تنها برای پنج کشور عضو (تعیین مرزهای کشورهای شوروی سابق با چین) شروع شده بود. و حالا این سازمان توسعه یافته و جغرافیای این توسعه به طور عجیبی با "قوس بیثباتی" مصادف میشود که زمانی توسط زبیگنو برژینسکی سياستمدار و تحليلگر آمريكايي تعیین شده بود.
 
به عبارت مجازی، این سازمان را میتوان پاسخی به تلاش های آمریکا و متحدانش در جهت تحریک بی نظمی در فضای اورآسیایی تعبیر کرد. یادآوری می شود که این قوس به تعبیر برژینسکی از بالکان تا کشمیر گسترش یافته بود. هند، چین و حتی سریلانکا تاکنون به سازمان همکاری شانگهای پیوسته اند. در غرب ترکیه به این سازمان ملحق میشود و حالا بالکان باقی مانده است که آنجا در یونان و صربستان فرآیندهای پیچیدهای در جریان است. 

باید صبر کنیم تا ببینیم کدام قوس، قوس بی ثباتی و مناقشات مورد نظر برژینسکی یا قوس همکاری و سازشهای ثمربخش سازمان همکاری شانگهای - کامل شده و به فضای پیوسته تبدیل خواهد گردید. 

نویسنده: آلکساندر کنیازف،"پیک دیپلماتیک"، ضمیمه روزنامه "نزاویسیمایا گازتا"

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 25933