توصيه مطلب
۰
 
نظام سياسي تاجيكستان
 

نظام سياسي تاجيكستان
 

تشكيل حكومت و تحولات
جنگ داخلی پنج ساله بین دولت و گروههاي مخالف که در آن حدود ۵۰ هزار نفر کشته و افزون بر یک دهم جمعیت از کشور متواری شدند، در سال ۱۹۹۷ با وساطت سازمان ملل متحد و امضای یک معاهده صلح میان طرفین خاتمه یافت. همچنین به تأكيد كارشناسان تاجیکستان کم ثباتترین جمهوری آسیای مرکزی است. این بیثباتی ناشی از کشمکشها و خشونتهایی است که پس از جنگ داخلی بطور مکرر رخ داد و اثرات خود را بر کشور بر جا گذاشت. تاجیکستان از سوی همسایگان خود متهم شده که به اسلامگرايان راديكال اجازه می دهد از خاک آن کشور برای برپا کردن اردوگاههای آموزشی استفاده کنند، دولت تاجیکستان همواره این اتهام را رد کرده است. تاجیکستان به علت مشکلات امنیتی مداوم و شرایط اقتصادی وخیم خود سالها به حمایت روسیه متکی بود و تنها کشوری در منطقه بود که به نظامیان روسیه اجازه استقرار در خاکش را داد. 

نظامیان روسیه تا سال ۲۰۰۵ محافظت از بخش عمده مرزهای این کشور با افغانستان را بر عهده داشتند، پس از آن گارد مرزی تاجیکستان این ماموریت را بر عهده گرفت. درگیری میان نظامیان روس و مرزبانان تاجیک با قاچاقچیان مواد مخدر در مرزها امری متداول است زیرا تاجیکستان نخستین ایستگاه در مسیر قاچاق مواد مخدر از به روسیه و سپس به غرب است. اکتبر ۲۰۰۴ روسیه رسما یک پایگاه نظامی با چند هزار نفر پرسنل در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان دایر کرد. همچنین کنترل یک مرکز تجسس های فضائی متعلق به دوران اتحاد شوروی را از سر گرفت. این اقدامات به معنای مقابله با گسترش روز افزون حضور و نفوذ آمریکا در سایر مناطق آسیای مركزي تلقی می شد. در سال ۱۹۹۲، پس از استعفای اجباری رحمان نبی اف، نخستین رهبر این کشور پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی سابق، امامعلی رحمان (رحمانف) که قبلا رئیس یک مجتمع کشاورزی بود، به مقام ریاست شورای عالی تاجیکستان منصوب شد. 

آقای رحمان در جریان جنگ داخلی نقش بسیار مهمی در تلاش دولت برای بیرون راندن شورشیان ملی و اسلامگرا ازشهر دوشنبه ایفا کرد. در این جهت او نه تنها از کمکهای نیروهای دیگر جمهوری های شوروی سابق استقبال کرد بلکه خود شخصا رهبری نیروهای منطقه جنوبی کولاب را بر عهده گرفت. در سال ۱۹۹۴، امامعلی رحمان به مقام ریاست جمهوری انتخاب شد. پس از اتمام دوره پنج ساله، در سال ۱۹۹۹ و این بار به مدت هفت سال به این مقام برگزیده شد و متعاقب آن در سال ۲۰۰۶ او دور سوم ریاست جمهوری خود را آغاز کرد. در سال ۲۰۰۳، مردم تاجیکستان با شرکت در یک همه پرسی در مورد قانون اساسی کشور زمینه انتخاب مجدد وی برای دو دوره متوالی هفت ساله فراهم کردند. اما ناظران نهادهای بین المللی با انتقاد ار نحوه برگزاری انتخابات و همه پرسی ها در تاجیکستان آنها را تکرار انتخابات نمایشی دوران شوروی سابق می دانند. 

حکومت امامعلی رحمان به تساهل و یا میدان دادن به مخالفان شهرت ندارد. جناح تحت رهبری او، حزب دمکراتیک خلق، تقریبا تمام کرسی های پارلمان را در دست خود دارد. با این وجود او او از محبوبیت تسبتا وسیعی برخوردار است. تاجیکستان هنوز هم کشور فقیری است اما بسیاری از مردم از پایان جنگ داخلی و آرامش در کشور راضی اند. آقای رحمان متولد سال ۱۹۵۲ است. او در سال ۲۰۰۷ میلادی به شهروندان کشور دستور داد که پسوند های روسی را از نام خانوادگی خود حذف کنند. خود او که تا آن زمان نام خانوادگی اش رحمانف بود آن را به رحمان تغییر داد. آقای رحمان گفت اینکار برای فاصله گرفتن از گذشته ای است که تحت حاکمیت اتحاد شوروی بود.

قانون اساسي
قانون اساسي تاجيكستان در سال ۱۹۹۴ به همه پرسي گذاشته شد و به تصويب مردم رسيد. بنا بر قانون اساسي، تاجيكستان كشوري جمهوري، مردم سالار، و چند حزبي است و اقتصاد كشور مبتني بر نظام بازار آزاد است و فعاليت بخش خصوصي را تضمين مي كند. زبان رسمي كشور فارسي (تاجيكي) است، اما آزادي استفاده از زبانهاي مادري براي اقليتها محفوظ نگاه داشته شده است. حقوق و آزادي هاي افراد مقدس شمرده شده و دولت موظف به رعايت اين حقوق است. در عين حال، هيچيك از احزاب حق ندارند اصل استقلال و آزادي را از افراد سلب كنند. تماميت ارضي تاجيكستان در اصل هفتم قانون اساسي تأكيد شده است و آزادي افكار و انديشه و فعاليت احزاب سياسي مورد تأكيد قرار گرفته است. يكي از خصوصيات بارز قانون اساسي تاجيكستان اين است كه گروههاي ديني حق مداخله در كارهاي دولت را ندارد. با آن كه تفكيك قوا در قانون در نظر گرفته شده، اما تاجيكستان از نوع جمهوري هايي است كه در آن رئيس جمهور هم رئيس دولت است و هم رئيس كشور و اختيارات قابل ملاحظه اي دارد. قانونگذاري توسط قوه مقننه و هم قوه مجريه انجام مي شود. 

بنا بر قانون اساسي تاجيكستان، انتخابات با رأي عموم، به طور مستقيم و با رأي مخفي صورت ميگيرد. اصل سي و ششم مالكيت شخصي را محترم شمرده است و اصل چهل و يكم حق تأمين اجتماعي، مانند حق اشتغال و مرخصي هفتگي و سالانه و بيمه درماني و آموزش رايگان، را تضمين كرده است. با آن كه كليه حقوق فوق و اصول متعالي مردم سالاري در قانون اساسي تاجيكستان در نظر گرفته شده و تضمين شده است، در عمل اكثر آنها رعايت نمي شود. موارد مختلف انتخابات، چه رياست جمهوري و چه مجلس، از نظر گروهها و احزاب داخلي و سازمانهاي بين المللي مخدوش اعلام شده و هيچيك عاري از اعمال نفوذ و دخالت دولت نبوده است. تاجيكستان تنها كشور آسياي مركزي است كه در آن يك حزب اسلامي، هرچند متعهد به نظام غيرديني كشور، در مجلس نماينده دارد.

احزاب و گروههاي سياسي
در دوره تسلط شوروي و بر اساس تعاليم ماركسيسم لنينيسم، قدرت بايد در درست طبقه زحمتكشان م يبود. بنابراين، تنها حزب سياسي مجاز به فعاليت حزب طبقه كارگر يا حزب كمونيست بود. هر كدام از جمهوري هاي شوروي حزب كمونيست خود را داشتند كه دبيركل آن از اهالي آن جمهوري و معاون آن فردي روسي بود. بعد از تحولات سياسي متعاقب روي كار آمدن ميخائيل گورباچف و اعلام فضاي باز سياسي و آزادي و فعاليت احزاب، شوق و علاقه بسياري در سراسر كشور به وجود آمد و در تاجيكستان نيز مانند ساير جمهوري ها احزاب سياسي متعددي اعلام موجوديت كردند.

احزاب سياسي مهم تاجيكستان به شرح زير است:
۱- حزب كمونيست: در نخستين روزي كه تاجيكستان زير سيطره حكومت كمونيستي قرار گرفت حزب كمونيست در اين جمهوري تشكيل شد و در تمامي دوران اتحاد شوروي تنها حزب موجود در تاجيكستان بود و قدرت را در اختيار و انحصار خود داشت. در دهه اول حكومت كمونيستي، احزاب كمونيست در جمهور يهاي آسياي مركزي در دست رهبران محلي بودند و تحت عنوان "احزاب كمونيست محلي" شناخته مي شدند، اما در اواخر دهه ۱۹۲۰ و نيز اوايل دهه ۱۹۳۰ ، استالين به بهانه هاي مختلف دست به تصفيه رهبران ملي محلي زد و قدرت را به افراد محلي كه كاملاً وابسته به مسكو بودند تفويض كرد، به طوري كه تا هنگام فروپاشي شوروي اين حزب هميشه تابع مسكو بود و رهبران آن هم در رأس تشكيلات اين جمهوري قرار داشتند. 

مهمترين واقعه اي كه در دوران حيات حزب كمونيست تاجيكستان اتفاق افتاد بعداز كودتاي اوت ۱۹۹۱ بود. بعد از اين كودتاي نافرجام و متهم شدن حزب كمونيست به همكاري با كودتاچيان، در تاجيكستان نيز تظاهرات اعتراض آميزي عليه حزب كمونيست صورت گرفت كه در نتيجه آن و بنا بر درخواست تظاهركنندگان حزب كمونيست فعاليتهاي خود را متوقف كرد. البته روز بعد اعضاي حزب كمونيست در صدد برآمدند تا فعاليتهاي حزب خود را تحت لواي حزب سوسياليست ادامه دهند، اما مخالفتهاي مردمي مانع از اين كار شد و متعاقب آن گروهي از كمونيستهاي پارلمان كميسيوني را تشكيل دادند تا به اتهامات حزب كمونيست رسيدگي كند. اين كميسيون بعد از دو ماه بررسي سرانجام اعلام كرد كه حزب كموينست تاجيكستان در جريانات مربوط به كودتا بي گناه است. از دسامبر ۱۹۹۱ حزب كمونيست تاجيكستان دوباره تحت همان نام رسميت يافت و فعاليت خود را با برنامه اي جديد آغاز كرد. بعد از كنگره بيست و دوم حزب كمونيست، ساختن يك جامعه مدني، پاسداري از استقلال تاجيكستان، و برقراري مردم سالاري و عدالت اجتماعي رسماً به عنوان برنامه حزب اعلام شد. 

برنامه اقتصادي حزب ممزوجي ازاقتصاد برنامه ريزي شده و بازار آزاد است. حزب خصوصي سازي واحدهاي توليدي و سرمايه گذاري خصوص و مختلط را تشويق مي كند. حزب كمونيست امروز تاجيكستان معتقد به جدايي مذهب از سياست است و طرفدار برقراري روابط مسالمت آميز با همسايگان، بخصوص روسيه به عنوان متحد، است. نشريات اين حزب تا سال ۱۹۹۲عبارت بود از روزنامه جمهوريت به زبان فارسي و نارودنايا گازتا (روزنامه مردم) به زبان روسي. از اين سال به بعد نشريات آن عبارت است از نواي رنجبر به فارسي، گولوس تاجيكستان (صداي تاجيكستان) به روسي، و آواز تاجيكستان به زبان تركي ازبكي.

۲- حزب دموكراتي خلق تاجيكستان: اين حزب با رياست شادمان يوسف در سال ۱۹۹۰ تأسيس شد و بيشتر اعضاي آن در ابتدا از اقشار تحصيلكرده شهري بودند. اين حزب از تمام مليتهاي عضو و در ميان جوامع دانشگاهي نيز داراي نفوذ و اهميت است. حزب دموكراتي خلق تاجيكستان در سال ۱۹۹۲،۱۵۰۰۰ عضو داشته است و عمده ترين حزب اقليت به شمار مي آمد. پس از جنگهاي داخلي سالهاي ۹۳ سياسي آن در تاجيكستان ممنوع شد و حزب دموكرات در ائتلاف با سير گروههاي مخالف دولت تاجيكستان، از جمله نهضت اسلامي و حزب رستاخيز تاجيكستان، تا سپتامبر ۱۹۹۴ با آنها همكاري مي كرد. در آن سال اين حزب با يك چرخش سياسي به دولت تاجيكستان نزديك شد و با تأييد انتخابات رياست جمهوري و مجلس و رفراندم قانون اساسي در ژوئيه سال ۱۹۹۵ رسماً اجازه فعاليت يافت و از همكاري با احزاب مخالف خودداري كرد. اين حزب سپس به دو بخش اكثريت و اقليت تقسيم شد. 

گروه اقليت آن اجازه فعاليت يافت و كماكان در ائتلاف با گروههاي مخالف دولت باقي ماند و دفاتر آن در دوشنبه و خجند و كولاب به طور رسمي آغاز به فعاليت كردند. هفته نامه عدالت كه در دوشنبه منتشر مي شود ارگان اين حزب است و نشريات منطقه اي آن آريانا، بامداد، و شهادت است. برنامه اين حزب در ابتدا برقراري يك جامعه مدني، حمايت از آزاديها بدون در نظر گرفتن مذهب و وابستگي قومي، و استقرار يك نظام مجلسي و مخالفت با حضور ارتش روسيه در خاك تاجيكستان عنوان شده بود. اين حزب نيز از اصلاحات اقتصادي و مالكيت خصوصي و تقسيم زمين ميان كشاورزان، تغيير ساختار اقتصاد تك محصولي و برقراري روابط با جامعه جهاني طرفداري ميكند.

۳- حزب نهضت اسلامي: اين حزب كه از مدتها پيش به صورت زيرزميني فعاليت مي كرد، در تاريخي ۲۶ اكتبر ۱۹۹۱ پس از آزادي تشكيل احزاب به صورت رسمي فعاليت خود را آغاز كرد. رسميت يافتن حزب نهضت اسلامي نتيجه تظاهرات ماههاي سپتامبر و اكتبر ۱۹۹۱ بود. تظاهركنندگان يكي از شرايط خود را براي پايان دادن به تظاهرات به رسميت شناختن حزب نهضت اسلامي عنوان كرده بودند و تنها شرطي كه دولت به آن عمل كرد همين بود. حزب نهضت اسلامي در ابتدا وابسته به حزب نهضت اسلامي اتحاد جماهير شوروي بود، اما پس از بروز تمايلات پان تركيستي در آن، شاخه تاجيكستان از آن جدا شد و حزب نهضت اسلامي تاجيكستان را تشكيل داد. در ابتدا نهضت به عنوان رقيب اداره قاضيات (نماينده اسلام دولتي) به رياست قاضي كلان حاج اكبر تورجان زاده به شمار مي آمد. تنها پس از پيوستن اداره قاضيات به نهضت، اين حزب از قدرت بيشتري برخوردار شد. حزب نهضت اسلامي در ميان روستائيان و عالمان مذهبي حاميان بسيار دارد. حدود ۶۰ % از طرفداران اين حزب در روستاها زندگي ميكنند. امروزه فعاليت اين حزب در تاجيكستان ممنوع اعلام شده است.

۴- حزب رستاخير: جنبش مردمي رستاخيز در سپتامبر ۱۹۸۹ براي پشتيباني از پروستروئيكا به وجود آمد. اعضاي آن را روشنفكران شهري تشكيل م يدهند و پيرو افكار و عقايد ملت باورانه در ميان اقوام پارسي زبان هستند. از اولين خواستههاي اين جنبش انتخاب زبان فارسي (تاجيكي) به عنوان زبان رسمي دولت و بازگشت خط و الفباي فارسي و استقلال اقتصادي بود. اين جنبش خواهان مردم سالار كردن سازمانها و حذف نظام تماميت خواه بوده است. جنبش رستاخيز اولين گروهي بود كه خواستار آزادي اقتصادي و خصوصي سازي صنايع (به نفع كارگران) شد. اين حزب معتقد به اسلام به عنوان يكي از عناصر تشكيل دهنده فرهنگ ملي تاجيكها است و اولويت را در روابط خارجي به ايران و افغانستان و پاكستان مي دهد.

۵- حزب لعل بدخشان: اين حزب رسماً از ماه مه سال ۱۹۹۲ شروع به فعاليت كرد. بسياري از شخصيتهاي مهم علمي، سياسي، و فرهنگي شهر دوشنبه از اعضاي آن هستند. اين حزب از حمايت پاميريها برخوردار است. برنامه اين حزب در بدو تأسيس برقراري حكومت مردم سالار در تاجيكستان و خودمختاري اداري بيشتر منطقه بدخشان اعلام شد. اين حزب با نظام رياست جمهوري مخالف بود و از نوعي نظام هدايت جمعي حمايت مي كرد و خواهان برقراري روابط با جوامع پاميري افغانستان و چين و نيز تقسيم زمينها و كارخان هها بين كشاورزان و كارگران بود. هدف نهايي اين حزب بهبود وضع زندگي مردم بدخشان است. رهبران آن معتقد به جدايي دين از سياست اند. حزب لعل بدخشان از جمله چهار حزبي بود كه فعاليت آنها بعد از جنگهاي داخلي ممنوع اعلام شد.

۶- حزب خلق تاجيكستان: اين حزب با هدف به وجود آوردن يك نيروي اجتماعي براي بيرون آوردن كشور از بحران تشكيل شد. هنگام تأسيس، اين حزب هدف اصلي خود را متحد كردن همه شهروندان جمهوري تاجيكستان بدون توجه به مليت و مذهب و تعلقات ديگر آنان عنوان كرد و اعلام نمود كه جانبدار نظام مردم سالاري است كه مردم را به كار و سازندگي دعوت كند. مؤسسان حزب از جمله شخصيتهاي شناخته شده از ميان سياستمداران، عالمان، صاحبكاران، خادمان علم و فرهنگ و نمايندگان رشتههاي كشاورزي و صنايعاند.

۷- حزب بازسازي سياسي و اقتصادي: اين حزب در سال ۱۹۹۳ با هدف حفاظت از منافع مناطق شمال تاجيكستان و منطقه خجند، كه بيشتر ازبك نشين هستند، تأسيس شد. امروزه فقط تعداد انگشت شماري از احزاب تاجيكستان، مانند حزب دموكراتي خلق، حزب كمونيست، حزب رستاخيز و حزب بازسازي سياسي و اقتصادي، اجازه فعاليت دارند.

منبع: كتاب سبز تاجيكستان

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24448