توصيه مطلب
۳
 
افسانه‌ي بابا نوئل
 

افسانه‌ي بابا نوئل
 

ايراس: بابانوئل یک شخصیت تاریخی و داستانی در فرهنگ عامیانه کشورهای مسیحی است که با جشن کریسمس آمیخته شدهاست. بابا نوئل عمدتاً یک پیرمرد چاق با ریش سفید بلند و لباس قرمز است که در روز کریسمس یا شب قبل از آن هدیههایی را برای بچهها میآورد. بابانوئل که در زبان فارسی به کار برده میشود، برگرفته از اصطلاح فرانسوی پاپانوئل است ولی در بیشتر کشورها اورا با نام سانتا کلاوز Santa Claus میشناسند و در روسیه نیز او را دِد ماروز (بابا سرما) مینامند.

از دید تاریخی نام بابانوئل به قدیسی در سدههای اول میلادی بر میگردد. قدیسی که در زمان زندگیاش با کارهای خیرش زبانزد همشهریهایش بود و بعد به افسانه بابانوئل تبدیل شد. نام وی سن نیکولاس بود که در قرن چهارم میلادی در جنوب امپراتوری بیزانس (ترکیه امروزی) میزیست. او اسقف متعصبی بود که دماغی شکسته و اعصابی ضعیف و چهره خشنی داشت ولی با دلی چون دریا! نیکولا، بر خلاف نیکوکاریهایش و بر خلاف آنچه در چهره بابانوئل امروز دیده میشود، مردی خوشاخلاق و خندان نبود. کتک کاری نیکولا با اسقف همزمان خودش موضوع چندین نقاشی در قرون وسطی بوده است. از استخوانهایی که از نیکولا باقی مانده و امروز در زیارتگاهی در شهر «باری» در جنوب شرقی ایتالیا نگهداری میشود، آثار شکستگی روی صورتش دیده میشود که نشان میدهد نیکولا در طول زندگیش زدوخوردهای زیادی داشته است. اما گذشت زمان چهره او را در تصورات تغییر داد. تصاویری که از وی در نقاشیها کشیده میشد دیگر از حالت قدیس خارج بود. نقاشان در قرن ۱۸م نیکولای قدیس را به شکل کوتولهای خندان نقاشی کردند؛ و در قرن ۱۹م نقاشی به اسم «توماس نکست» این شخصیت را به شکل پیرمردی خندان ترسیم کرد.

نیکولا در همان خردسالی پدر و مادرش را از دست داد و ثروت زیادی به ارث برد. او با ثروتش به فقرا کمک میکرد. میگویند «سن نیکلاس» مردی خجالتی بود و همیشه راهی پیدا میکرد تا بدون اینکه دیده شود هدیههایش را به مردم بدهد. معروف است که او هدیههایش را طوری از بالای دودکش میانداخت تا داخل جورابی بیفتد که برای خشک شدن کنار شومینه آویخته شده بود. مورخان میگویند وقتی نیکولا به ایتالیا رفته بود متوجه شد مردی فقیر که هیچ پولی برای عروسی سه دخترش نداشت میخواهد آنها را بفروشد. او تصمیم گرفت که به این خانواده کمک کند. نیکولا دو شب از پنجره دو کیسه سکه به داخل خانه آنها انداخت، اما شب سوم پنجره بسته بود و او مجبور شد از راه دودکش کیسه سکه را به داخل خانه بیندازد و بدین سان پس از درگذشت او، تعدادی از کشیشان این سنت هدیه دادن را ادامه دادند و این سنت تاکنون حفظ شد.

مسیحیان اروپایی، آمریکایی در شب کریسمس خود و کودکانشان را برای آمدن «بابا نوئل» آماده مینمایند. برخی از اعتقادات ایشان درباره بابا نوئل به شرح زیر است:
کودکان جورابهای خود را بر میخهایی در بالای تخت خوابشان میآویزند (این نیز از کارهای «نیکلاس» قدیس برداشت شده که جورابهای بچهها را پر از هدایایش میکرد).
اعتقاد بر این است که بابا نوئل از «شومینه» وارد خانه میشود.
خانه بابانوئل و کارخانه اسباببازیسازیاش در قطب شمال قرار دارد.
بابانوئل با نوعی سورتمه که چندین گوزن شمالی آن را میکشند به شهرهای مختلف میرود. سورتمهای که قادر به پرواز است.
بابا نوئل میداند که کدام بچه در طول سال خوب بوده و کدام بد؟ چون او با خداوند ارتباط دارد. و او فقط به بچههای خوب هدیه میدهد.
بابا نوئل و «مامان نوئل» در کارخانهشان در قطب شمال با همکاری کوتولههای پریزاد هدایا را تولید میکنند.
در روسیه دختر زیبای دِدمارُز همیشه او را همراهی میکند و هدیهها را بین بچهها تقسیم میکند.
روسها متقدند اوستیوگ محل زاد و بومی باباسرما (نیکولا) است. اوستیوگ یکی از باستانیترین شهرهای شمال روسیه است.
از آنجایی که نیکولا با ۸ گوزنش مسافرت میکرد، مسیحیان معتقدند که شب کریسمس پیرمردی با لباس و کلاهی قرمز با گوزنهایش از خانه چوبیاش پرواز میکند و برای بچهها هدیههایی از راه دودکش خانهها میفرستد. در کشورهای مختلف اعتقاد بر این است که او از سرزمینهای ناشناخته میآید. در کشور «غنا»، از جنگل میآید؛ در «هاوایی» سوار بر قایق میآید؛ و در کشورهای اروپایی سوار بر سورتمه و از سرزمینهای قطبی.


منبع: roosi.ir

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 27068