توصيه مطلب
۲
 
انتشار كتاب "دنيا بدون روسيه؟"
 

انتشار كتاب "دنيا بدون روسيه؟"
 

ايراس: كتاب "دنيا بدون روسيه؟" نوشته يوگني پريماكوف به همت مؤسسه مطالعات ايران و اوراسيا (ايراس) منتشر ودر اختيار علاقهمندان قرار گرفت.

بيشك در ميان وزراي خارجه و سياستمداران نيمقرن گذشتهي روسيه كه در عرصه سياست خارجي اين كشور فعال بودهاند، هيچكس به اندازه يوگني پريماكوف از جايگاه تاثيرگذاري در اين عرصه برخوردار نبوده است. پريماكوف كسي است كه نردبان قدرت را در روسيه پله پله طي كردهاست. وي كه حرفه خود را با روزنامهنگاري در روزنامه پراودا آغازكرد، ابتدا به عنوان مفسر و اندكي بعد درمقام معاون رئيس بخش كشورهاي آسيا و افريقا به فعاليت پرداخت و عاقبت پس از يك دورهي۲ ساله در مقام وزير خارجه روسيه در فاصله سالهاي۱۹۹۴-۱۹۹۶، در سال ۱۹۹۸ به نخستوزيري اين كشور برگزيده شد. وي نه تنها ديپلماتي ورزيده است بلكه صاحب ديدگاهي پر نفوذ و دكتريني پابرجا در سياست خارجي اين كشور است. ميتوان ادعا نمود كه نظريهي سياست خارجي پريماكوف كه موسوم به دكترين نگاه به شرق ميباشد نزديك به دو دهه است كه بر سياست خارجي روسيه به رغم چرخش نخبگان اين كشور حاكم بوده است. 

كتاب حاضر نيز كه حاوي ديدگاههاي وي در خصوص موضوعات مختلف بين المللي ميباشد محصول دوران تصديگري وي در ساختار سياسي روسيه است. از اين نظر تحليل تحولات و وقايع بين المللي از زبان اين ديپلمات برجسته روسي مي تواند دريچهي خوبي براي فهم نگاه روسي به نظام بين المللي باشد. 

با توجه به اهميت شگرف اين كتاب به وي‍ژه براي كشورمان كه داراي روابط دوجانبه و ويژه با روسيه مي باشد، موسسه مطالعات ايران و اوراسيا (ايراس) در نظر گرفت اين كتاب را ترجمه نمايد. از اين نظر مطالعه كامل اين كتاب براي دانش پژوهان سياست خارجي و روابط بين الملل توصيه ميگردد.
مشاهده ادبيات موجود در ايران پيرامون تحولات جهان پس از فروپاشي شوروي نشان ميدهد كه ازنویسندگان و صاحبنظران روسی، آثار کمی در این زمینه ترجمه شده است. در این زمینه تفاوت نگاه تحلیلگران غربی و روسی امری است که میتواند به شدت بر نگرشها نسبت به تحولات بینالمللی یاد شده موثر باشد. چنانکه پریماکف در این کتاب اشاره میکند، پس از پايان جنگ سرد، در غرب و بهویژه ايالات متحده، علاقه به روسيه در مقام يکي از بازيگران اصلي عرصهی بينالملل کاهش يافت.
 
بنابراین استفاده از منابع غربی در تحلیل تحولات بینالمللی میتواند باعث نادیده گرفتن بخشی از واقعیتهای موجود در نظام بینالملل گردد. پریماکف توجه به چین عنوان یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان را یکی از دلایل این امر میداند؛ اما در عین حال تاکید میکند که این دیدگاه در حال کمرنگ شدن است. آنچه که وی به عنوان عوامل اوج گرفتن مجدد روسیه در عرصه بینالملل برمیشمارد، نه فقط فاکتورهای قدرت نظامی؛ بلکه قابلیتهای ژئوپولیتیکی و غیرنظامی این کشور نیز می باشد. 

این کتاب ابتدا شرایط پایان دوقطبی بودن جهان و دور شدن روسیه از جمع ابرقدرتها و تلاش آمریکا برای شکلگیری یک نظام تکقطبی را تشریح میکند و سپس ضربههای وارده به این دکترین امریکا را از سوی سایر قطبهای جهان یادآوری مینماید. وی شرایط امروز جهان را به نحوی توصیف میکند که به اين ترتيب، تصوير واقعي جهان امروز را استدلال چند قطب در حال تشكيل و وابستگي دوسویهي مرکزهای ايجاد شدهي نظام جهاني منعکس میکند. در نتيجهي تمايل قطبهاي جهاني به مقابله با خطرها و تهديدها و پیش از هر چیز گسترش سلاح هستهاي، تروریسم بينالمللي و درگيريهاي منطقهاي، وابستگي متقابل اين مرکزها افزايش مييابد. اين امر همچنين ويژگي مهم چند قطبي بودن کنوني است که نبايد از آن غافل بود. 

وی به عنوان پایهگذار سیاست نگاه به شرق در سیاست خارجی روسیه با دقت دکترین یکجانبهگرایی آمریکا را نقد و بررسی میکند و نقش نوجمهوریخواهان را در تقویت این دیدگاه مورد توجه ویژه قرار میدهد. در این راستا وی به بررسی رویارویی آمریکا با جهان اسلام بویژه در دوره نوجمهوریخواهان میپردازد و ریشههای افراطگرایی اسلامی را مورد توجه قرار میدهد. در اینجا وی به این نتیجه قابل توجه می رسد که «به نظر نمیرسد آمريکا ضرورت حذف افراطگرايي اسلامي را از ريشهي آن بهطور جدي در دست بررسي داشته باشد؛ زیرا بدون آن احتمالاً موفق خواهد شد تروریسم بينالمللي، اين تهديد واقعي که در جامعهي بشري گسترده شده است را از بين ببرد. وی همچنین رفتار آمریکا با سازمان ملل را در رویارویی با این سازمان میداند. 

در بخش دیگری از این کتاب به نحو دقیقی مشکلات ناشی از یکجانبهگرایی آمريكا حلاجی شدهاند. بنبستهای آمريكا در عراق و مشکلات ناشی از اشغال این کشور چالشهایی است که نویسنده به آن اشاره کرده و تلاش میکند تا بخشی از ناتوانی آمریکا در استفاده از یکجانبهگرایی برای ایجاد ثبات در عراق را تبیین کند. نگارنده چالشهای موجود در افغانستان را نیز در همین راستا میداند. وی سپس به بررسی نظریه هانتینگتون پیرامون برخورد تمدنها میپردازد و تقسیمبندی جدید جهان بر مبنای تمدن را به چالش میکشد. تحلیل وی از اسلام و نقش آن در منطقه و نیز روسیه نیز در نوع خود جالب توجه است. 

در سایر بخشهای کتاب نویسنده به چالشهای پیشروی روسیه برای بازگشت به وضعیت یک قدرت جهانی میپردازد و بویژه مشکلات اقتصاد روسیه در این فرآیند را ترسیم میکند. ابعاد گوناگون مساله انرژی و خطوط لوله در روسیه و تاثیر آن بر قدرت این کشور نیز از جمله موارد مورد توجه در نوشتار حاضر است. 

در کنار موارد یاد شده، «پریماکف» سعی نموده به مسائل اساسی و مورد توجه در روسیه و آمريكا که از طرفی موضوعات مورد چالش دو کشور نیز محسوب میشوند، توجهی خاص کند. در این چارچوب مسائلی همچون گسترش ناتو به شرق و اهداف آن، سپر موشکی آمریکا، عملیات کوزوو، بحران اوستیا و مواردی از این دست که هم در آمریکا و هم در روسیه مسائلی اساسی تلقی میشوند، در کتاب حاضر از نگاه روسی تحلیل شدهاند. نگاه به مساله هستهای ایران و کزه شمالی و مشکلات موجود در خاورمیانه از دید یک مقام عالیرتبه روسیه که در عین حال مواضع رسمی و کلیشهای این کشور را نیز تکرار نکند، ارزش این کتاب را بیشتر میکند. 

با چنین نگاهی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا تصمیم به انتشار این کتاب گرفت. هدف از ارائه این کتاب جلب نظر بیشتر کارشناسان و تحلیلگران حوزه روابط بینالملل در ایران به این نکته است که درک واقعی تحولات جهان بدون در نظر گرفتن عامل روسیه امکانپذیر نیست و البته این درک با مطالعه «عامل روسیه» از منظر خود نویسندگان روس کاملتر خواهد بود. 

در عین حال آنچه که در نهایت ارزش این کتاب را برای خواننده ایرانی مشخص میکند، نوع نگاه حداقل یکی از طیفهای موجود در روسیه به روابط با آمریکا و غرب و جایگاه روسیه در نظام بینالمللی و به دنبال آن نگاه روسیه به ایران است. امری که فارغ از ارزشگذاریهای رایج باید به آن توجه شود و ارزیابی روابط ما و روسیه را تصحیح نموده و به سمت واقعگرایی سوق دهد.

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 25097