توصيه مطلب
۱
 
تاریخچه لباس در ترکیه(بخش دوم)
 

لباس از موضوعاتي است كه نشان دهنده قوميت، مليت و جنسيت مي باشد و عنصري است كه مي توان بر اساس آن افراد را در هر كشوري از يكديگر بازشناخت.
تاریخچه لباس در ترکیه(بخش دوم)
 
ايراس؛ این نوشته بر پایه تاریخ حدودا چهار هزار ساله تغییر و تکوین لباس در میان ترکان قرار دارد و سعی در بیان تاریخ مختصری از آن را داريم. تلاش ما بازگو کردن بازتاب موقعیت های جغرافیایی، فرهنگ، تمدن و سیاست های گوناگون بر اساس لباس است. آنچه در ادامه آمده است بخش دوم تاريخچه لباس در تركيه است.


► لباس در میان عثمانیان

در میان عثمانیان، لباس یکی از راه های بیان اجتماعی بود که فرد به آن تعلق داشت و به اندازه پارچه، رنگ لباس هم منعکس کننده طبقه ای بود که فرد به آن وابسته بود. پارچه، نوع و رنگ لباس هایی که در دربار پوشیده می شد برای مردم عادی ممنوع بود.علاوه برآن موقعیت فرد هر چه می خواهد باشد، لباس هایش بر حسب زمان و موقعیت تغییر می کرد. لباس هایی که در سفرها و مراسم ها پوشیده می شد با لباس عادی در زندگی روزمره متفاوت بود.

در خصوص لباس می توان اطلاعات مهمی را از سفرنامه ها و خاطرات خارجیان به دست آورد. "اُگیئرگیسیلین" ماموروقت سفارت اتریش در استانبول (۱۵۶۲-۱۵۵۴) در نامه ای به دوست خود مشاهداتش را این گونه شرح می دهد: "رنگ سیاه که یادآور مصیبت هاست چندان مورد پسند ترکان نیست و آن ها بیشتر رنگ سبز را ترجیح می دهند. سرپوش ایشان ساروق بزرگی است که دور آن را با پارچه پنبه ای سپیدی می پیچند، همه افراد از هر طبقه ای لباس هایی با یک الگو دارند، لباس هایشان از گردن تا پاشنه پا بلندی دارد که ایشان را بزرگتر و بلندتر نشان می دهد. ترکان برای ظاهر و لباسشان بی حساب خرج می کنند.(۱)

سیاح انگلیسی با نام "اف.موریسون" در قرن ۱۶ راجع به کلاه های مخروطی شکل که به آن توری متصل بود و تزئینات لباس زنان و مردان مثال های فراوانی ذکر کرده است.(۲) مثال دیگری در این باب مربوط به قرن ۱۸ میلادی است که "لیدی مونتاگو" در نامه ای به تاریخ ۱ نیسان ۱۷۱۷ مشاهدات خود را این گونه شرح می دهد: "شلوار بسیار گشادی دارم، این شلوار بسیار نازک و از جنس پنبه است که حاشیه هایش سرمه دوزی شده است. صندل هایم از چرم سفیدی است که روی آن گلدوزی شده. روی شلوار، توری از جنس پنبه به رنگ سفید که روی آن کاملا کار شده آویزان است. اِنتاری نام کتی است متناسب بدن از جنس پارچه شامی که بلندی آن تا پاهایم می رسد. زنان ترک بعضا از خز استفاده می کنند، ایشان سرپوشی به نام کالپاک دارند." (۳) سپس نویسنده درباره انواع تزئینات لباس سخن به میان می آورد.


۱- فراجه

به عنوان خاطره ای دیگر،مسافری که در قرن ۱۹ به استانبول زمان عثمانی سفر کرده و با دو فرد که لباس های یکسانی پوشیده بودند،مواجه شده درباره سرپوش ها،شال ها،مینتان(جلیقه مردانه آستین بلند و بدون یقه) های چهارخانه،جِپکن (نوعی لباس کارشده بلند با آستین های شکافته بدون یقه) ها،لباس های راهبان،و فراجه(لباس زنانه شبیه به مانتو،بدون یقه)هایی به رنگی های نارنجی سبز و یاسی،از جنس پنبه،دستمال های گلدوزی شده زنان ترک سخن به میان آورده است.(۴)


۲- انتاری

در زمان امپراطوری عثمانی طرز زندگی مسلمانان و مسیحیان از یکدیگر متفاوت شده و این دو گروه سخت گیری هایی برای عدم تشابه به یکدیگر داشته اند. مسیحیان درطرز زندگی و لباس هایشان وابسته به قید و بندهای بسیاری بودند. ترکان توجه ویژه ای به نشان دادن برتری خود نسبت به غیرمسلمانان داشتند. پوشش غیرمسلمانان از دستورات صادر شده از دیوان عالی پیروی می کرد، آن ها نباید خارج از آن لباسی می پوشیدند وگرنه مجازات می شدند. لباس های اقلیت های مذهبی از یکدیگر هم متفاوت بود.(۵)

عثمانیان برای ایجاد تفاوت بین ینی چِری ها (ارتش پیاده نظام عثمانی) و مردم عادی لباس سربازی را پذیرفتند.۱۲۱ سال بعد ارتش فرانسه یونیفرم را برای پیاده نظام خود پذیرفت، با قبول این نکته كه عثمانیان اولین دولتی بودند که لباس سربازی را ایجاد کردند. با توجه به حدیثی که رنگ سفید را بهترین رنگ ها برای لباس می داند، سلجوقیان و عثمانیان به رنگ سفید اهمیت می دادند، فراجه تا زمان سلطان محمد فاتح لباس سلاطین عثمانی بود. در زمان امپراطوری عثمانی رنگ پای پوش ها هم باعث ایجاد تمایز میان گروه های مختلف بود، فرماندگان پای پوش زرد، سربازان قرمز و علما آبی می پوشیدند.(۶)

زنان عثمانی متناسب با زمان اِنتاری، شلوار، لباسی همراه با کت و دامن، سه ظاهر متفاوت داشتند. پوشش ظاهری زنان در خارج از منزل شامل فراجه و چارشاف (چادر شب) بود. (۷) صورت هایشان را با سرپوشی به نام یاشماک می پوشاندند. فراجه لباس پرطرفداری به رنگ های روشن مانند صورتی روشن، آبی آسمانی و سبز روشن استفاده مي كردند. پوشش خانه چندان متفاوت از بیرون نبود فقط در خانه شلوارهای گشادی که در مچ پا تنگ می شد را مي پوشيدند.

فردی انگلیسی به نام "تئو مک لین" به سال ۱۸۱۸ در لندن مقدمه نوشته خود درباره لباس سربازان ترک را به طور خلاصه چنین می نویسد: "احتمالا شکل و نوع لباس های ترکان زیباییشان را بیشتر جلوه می دهد. لباس و ظاهر ترکان به طور معمول به ایشان اهمیت و اعتبار می دهد و حتی می شود گفت آن ها را با ابهت تر نشان می دهد. ساروق (نوعی عمامه) باشکوهی كه به طبقه فرا دست جامعه اختصاص دارد از جنس پارچه ای گرانبهاست که زیبایی چشم نوازی دارد، خفتان که بدن و اندامشان را می پوشاند، شال کمری از جنس پارچه شامی که اطراف آن را سلاح هایی از قبیل یاتاقان (خنجر بزرگ قوس دار) ،خنجر، تپانچه و .. می گذارند.(۸)

تاریخ لباس در آناتولی به ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بازمی گردد و اقوام مختلفی بر آن تاثیر گذار بوده اند. لباس مردان و زنان آناتولی از گذشته تا به امروز به ترکیب خاصی از تماس این فرهنگ ها با یکدیگر رسیده است.(۹) زنان ترک پوشیدن فراجه را تا اوایل قرن ۱۸ میلادی می پوشیدند تا این که پوشیدن آن در اواسط سلطنت سلطان محمود دوم ممنوع اعلام شد و چارشاف (چادرشب) جای آن را گرفت. (۱۰)

در دوره عثمانی مردم عادی در انتخاب سرپوش آزاد وتنها سربازان و ماموران دولتی موظف به پوشیدن سرپوش خاصی بودند. وابستگی افراد به صنف خاصی از ماموران دولتی با عمامه ای که بر سر داشتند، پوستین و جبّه شان قابل تشخیص بود. ریش مخصوص طبقه مالکان و روحانیان بود و سربازان ریش نمی گذاشتند. قوانین مخصوصی ظاهر سربازان را مشخص می کرد.

اولین تعقیب کنندگان مسلمان مد لباس اروپا، زنان طبقه ی فرا دست ودرباری عثمانی بودند. به همین سبب تغییرات لباس ابتدا در دربار، سپس در خانواده های ثروتمند و سپس در میان مردم عادی اتفاق می افتاد. مد لباس اروپایی ابتدا با دستکش، جوراب واشیای تزیینی آغاز شد و بعدها بر ظاهر بیرونی تاثیر گذاشت. لباس های اروپایی بنابروضعیت اقتصادی یا مسافرت های شخصی یا توسط افرادی که در آن جا زندگی می کردند، در پاریس دوخته می شد یا ازآن جا آورده می شد. در نتیجه این پیشرفت فراجه و یاشماک رو به فراموشی گذاشته شد و پجه و چارشاف (چادرشب) در زمان سلطان عبدالحمید دوم جای آن ها را گرفت.


۳- یاشماک

یهودیانی که از سال ۱۴۹۰ به خاک عثمانی پناهنده می شدند لباس خاص خود را داشتند. ازدیدگاه لوی سه عامل بر پیشرفت لباس یهودیان تاثیرگذار بوده است: اولی لباس یهودیان بیزانس ساکن آناتولی (رومانیوت)، دوم: یهودیان اسپانیایی تبارپناهده به خاک عثمانی و نوع پوشش که با خود از اسپانیا آوردند و سوم: لباس ترکان عثمانی.

لباس برای ترکان عثمانی علاوه بر علاقه شخصی یکی از عناصر اصلی نشان دهنده سلسله مراتب طبقات مختلف بود. برای ایجاد تفاوت بین لباس مسلمانان و غیرمسلمانان و جلوگیری از پوشیدن لباس های مجلل توسط غیرمسلمانان، فرمان هایی از جانب پادشاه دراین باب صادر شده که جالب توجه است:

۱- برای تمام کافران رنگ مقدس مسلمانان ـسبزـ ممنوع بود.رنگ عمامه سفید فقط مختص مسلمانان بود.رنگ لباس یهودیان به ویژه پوشش خارج از منزل آن ها رنگ های تیره و سیاه بود. برای پای پوش ها هم چنین محدودیتی اعمال می شد. پای پوش مسلمانان زرد و پای پوش یهودیان سیاه رنگ بود.

۲- پارچه های مورد استفاده یهودیان از پارچه مورد استفاده مسلمانان گران تر و مجلل تر نبود.

۳- بلندی پارچه سرپوش و گشادی جبّه باید گزارش می شد. درواقع یهودیان هم بنابر آیه ای در تورات که می گوید: "عادت های مصر را که در آن زندگی می کردی و کنعان را تقلید نخواهی کرد و عادت هایشان را به کار نخواهی برد" موافق تفاوت پوشش با مسلمانان بودند. تفاوت لباس مردان یهودی با غیر یهودیان تنها دررنگ لباس ها و نوع سرپوششان بود. کلاه بلند استوانه ای شکلی داشتند که قسمت پایین آن را عمامه ای رنگی می پیچیدند. زنان یهودی آن دوران، جبّه ای به رنگ تیره، شال پهنی برای پوشاندن سرداشتند و در زندگی روزمره پوشش های راحتی از جمله شلوار گشادی که در قسمت مچ پا تنگ می شد و لباس بلندي را ترجیح میدادند. این لباس ها بنا به سلیقه ایشان تغییر می کرد.(۱۱)

سلاطین دربار عثمانی به مصنوعات پارچه بسیاراهمیت داده و خفتان هایی مجلل و گران قیمت داشتند. ایشان در زندگی روزمره شلوار، لباس یا اِنتاری و روی آن خفتانی کوتاه یا بلند می پوشیدند. لباس زنان و مردان فراجه و خفتان بود.(۱۲) هر پادشاهی سرپوش هایی با نام های مخصوص داشت. رنگ و نوع لباس ها در اعیاد، عزاداری ها، مراسم تاجگذاری، مراسم تفویض سفرا، جنگ ها عوض می شد. لباس کودکان تا قرن ۱۸ لباس معمول و از قرن ۱۸ به بعد تحت تاثیر لباس های غربی قرار گرفت.


۴- خفتان

به طور خلاصه برای عثمانیان بیش از لباس سرپوش ها دارای اهمیت بودند.(۱۴) ساروق (عمامه) مردان، رتبه و مقام آن ها را نشان می داد. نظامیان، غیرنظامیان و زنان لباس مخصوص خود را داشتند. سرپوش به عنوان آن چه دین و موقعیت اجتماعی افراد را نشان می داد بسیار اهمیت داشت.(۱۵)

تا زمان سلطان محمود دوم نوع لباس های افراد وابسته به دولت عثمانی مانند طبقه ماموران دولتی و سربازان مشخص بود. اقلیت های قومی و مذهبی هم لباس های مخصوص خود را داشتند. از پایان قرن هفدهم دولت عثمانی که درجنگ شکست خورده بود برای مقابله با غرب دست به حرکات اصلاحی زد و شروع به پرورش وجوه غربی از جمله آموزش، سیاست، حقوق در کنار تاریخ دویست ساله خود کرد که این تغییرات در لباس ها نیز نمود پیدا کرد.

اولین تغییری که در ارتش اتفاق افتاد تغییر ظاهری بود. در زمان سلطان محمود دوم (۱۸۰۸-۱۸۳۹) ارتش ینی چری در سال ۱۸۲۶ از میان برداشته شد و ارتش جدیدی به نام (عساکیر المنصور المحمدیه) ایجاد شد. لباس جدید سربازان به سبک غربی کت و شلوار بود. رتبه بندی سربازان در ارتش ینی چری که با رنگ و نوع کلاه هایشان مشخص می شد در ارتش جدید کنار گذاشته شده وفِس (کلاه منگوله دار) آبی رنگ تونسی به عنوان سرپوش مورد قبول قرار گرفت.(۱۶)

پنجاه هزار فِس به تونس سفارش داده شد و برای رفع نیازهای مختلف ارتش کارخانه های مدرنی تاسیس شد. استفاده از پوستین از زمان سلطان محمود دوم به بعد رایج شد، پوستین ها از روسیه خریداری می شد و اسباب تجاری مهمی را با روسیه فراهم کرده بود.(۱۷) برای سربازان و ماموران به عنوان نمایندگان دولت سِتره و شلوار مورد قبول قرار گرفت و مردم عادی در انتخاب لباس و سرپوش آزاد بودند.(۱۸)

پاسخ این پرسش که چرا سلطان محمود دوم تا این اندازه خود را درگیر لباس کرده روزنامه نگاری انگلیسی این گونه پاسخ می دهد: "برای تغییر و نوکردن لباس ها انرژی زیادی صرف شد؛ چراكه مانع بزرگی که مردم کشور را از اروپائیان جدا می کرد لباس بود. سلطان محمود دوم اولین کسی بود که لباس های اروپایی را برای خود انتخاب کرد و اعلام کرد کسانی که تمایل دارند می توانند ریش خود را بتراشند. او پادشاهی بود که تمایل داشت ارتش کشور کاملا مانند ارتش اروپایی ها باشد. به جای عمامه، فِس را جایگزین کرد و مایل بود شلوار، جِپکن، سِتره باقی بمانند. به خاطر حرکت های تجددگرایانه اش از جانب محافظه کارانی که در اطرافش بودند پادشاهی کافر دانسته می شد.(۱۹)

کار منظم کردن لباس ها درمورد غیر نظامیان هم اعمال شد و در طبقات مختلف ماموران در ادارات دولتی شایع شد. جبّه و ساروق به عنوان لباس علما باقی ماند و سایر غیر نظامیان از فِس به عنوان سرپوش استفاده می کردند. فراجه و یاشماک که جزء لباس های زنان بود شروع به تغییر کرد و در دهه ۱۸۸۰ چارشاف جای فراجه را گرفت(۲۰) در این دوران زنان نیز مانند مردان شروع به تعقیب مدهای لباس اروپا کردند و زنان استانبول مدهای لباس لندن و پاریس را تماشا می کردند.(۲۱)

بعد از اعلام حکم مشروطیت در سال ۱۹۰۸ افکار مربوط به آزادی، برادری و برابری اهمیت پیدا کرد. آزادی مطبوعات و آزادی بیان باعث ایجاد جریان های غرب گرایانه، میهن پرستانه و اسلام گرایانه شد. روزنامه های منتشره از سوی جریان های فکری هر کدام برای عقب نماندن از دنیای غرب و نجات دولت راه حل هایی را پیشنهاد می کردند و در باب حقوق زنان قانون تک همسری، قوانین مدنی اروپا، تحصیل زنان در رشته پزشکی ، اجبار پوشش مناسب با آداب معاشرت، پوشیدن سرپوشی جدید به جای فِس . آن ها از قرار گرفتن جبّه و ساروق به عنوان لباس مختص روحانیان حمایت می کردند. بعدها مذهبیون برای حفظ دین و معنویت موضوع این که زنان با حفظ پوشش اسلامی می توانند تحصیل کنند و شاغل باشند را مطرح کردند. ملی گرایان که بر زبان ،تاریخ و فرهنگ حساس بودند بیش از پوشش بر نقش زنان برخانواده و آموزش های اجتماعی، حقوق کار و حقوق مدنی زنان تاکید داشتند.(۲۲)

از سال ۱۹۰۸ به بعد طرز پوشش اروپایی و ارزش های دینی و ملی با یکدیگر کنار آمدند. در این دوران نشریات زنان ارزش پیوستگی عفت و ملیت را پاس داشته و پوشیدن محصولات وطنی را تشویق می کردند.در دوره ای که زنان ترک ازپوشش زنان اروپایی الگو می گرفتند از حجابی به نام توربان استفاده می کردند و آن را از تاثیرات مد لباس اروپا می دانستند.(۲۳)

در این دوره تعداد زنان پجه پوش و چارشاف دار در استانبول و شهرهای بزرگ به اندازه زنانی بود که به سبک اروپایی لباس پوشیده بودند و نشریات زنان مد و آرایش اروپایی را منتشر می کرد. پجه و چارشاف کم کم کنار گذاشته می شد و در سال ۱۹۱۲ از میان مهمانان رسمی سفارت آمریکا زنی ترک بدون پجه حضور پیدا کرد.(۲۴)

بعد از جنگ های بالکان(۱۹۱۲-۱۹۱۳)مهاجرانی که از بالکان، قفقاز و جزیره ها می آمدند لباس های متفاوتی با ساکنین محلی داشتند به همین دلیل تلاش بر یکی شدن لباس ها شد. بعد از شروع زنان به اشتغال، زنان سعی کردند که لباس های مناسب تری برای کار بپوشند و کم کم پجه و چارشاف کنار گذاشته می شد. حزب اتحاد و ترقی و سایر سازمان های ترک در جهت هماهنگ کردن لباس های زنان تلاش می کردند.(۲۵)

انور پاشا در زمان جنگ جهانی اول به خصوص برای کسانی که به کشورهای گرمسیری می رفتند کلاهی محافظ آفتاب به نام کابالاک طراحی کرد که سیاهی لشکر آن را انوری می نامیدند. در ماه اِکیم سال ۱۹۱۶ انور پاشا که موافق با حجاب بود برای اولین گروه زنان شاغل در گردان ارتش شلوار، کت و روسری و نوعی بارانی بلند را اجبار کرده بود در دوران مجادله ی ملی کالپاک یا کلاه بدون آفتاب گیر نیز می پوشیدند.


نويسنده: نسرين عباسي، عضو شوراي نويسندگان ايراس؛




منابع:


۱-OgierGhiselin De Busbecg, Türkiye’yiBöyleGördüm, Hazırlayan:AyselKurutluoğlu, Tercüman ۱۰۰۱ TemelEser ۳۱, baskıyılıyok, s.۵۷, ۶۵

۲-TülayReyhanlı, İngilizGezginlerineGöreXVI.Yüzyıldaİstanbul’da Hayat, (۱۵۸۲-۱۵۹۹), Ankara ۱۹۸۳, s.۶۹-۷۳

۳-Ahmet Refik, (Tercümevetahşiyeeden), ŞarkMektupları, Lady Montegü, İstanbul ۱۹۳۳, s.۴۳-۴۶

۴- Edmond De Amicis, İstanbul, Çeviren: BeynunAkyavaş, ۲.baskı, Ankara ۱۹۸۶, s.۳۳-۳۴, ۹۶

۵-Kamil Su,” BalıkesirHıristiyanKıyafetlerineDairVesikalar”, KaynakBalıkesirHalkevi Dergisi.۱۹ İkinciteşrin l۹۳۶, sayı: ۴۵, ۴۶, ۴. yıl, s.۲۸۶-۲۸۷,۳۲۵-۳۲۸

۶-Osmanlıordusundakıyafetingelişimiiçinbkz. MahmutŞevket, OsmanlıAskeriTeşkilatıveKıyafeti, Ankara ۱۹۸۳.s.۱۵-۲۲

۷- Mehmet Özel (Hazırlayan), FolklorikTürkKıyafetleri, Ankara ۱۹۹۲, s.۱۴-۱۵; Osmanlı’dakadıngiyimininüçgruptatoplandığı da olmuştur: içgiyimdeçamaşırlar, gömlek, dizlik, içyeleği, dışgiyimdeüçetek, ikietek, entari, hırka, kürk, kemervekuşaklar, çorap, ayakkabı, sokakgiyiminde de ferace, yeldirme, maşlahve son devirde de çarşafkullanılmıştır. Başlıkvetakılarkıyafetitamamlayanönemliunsurolmuştur.Bkz. TarihiKadınGiyimi, Ortadoğu Video İşletmeleriyayını, İstanbul ۱۹۸۶, Takdimyazısından

۸-MuharremFeyzi, XVIII nciAsırdaTürkAskeriKıyafetleri, İstanbul ۱۹۳۳, s.۱۳-۱۴.

۹-Mine(Gökbuget)ERBEK,“ GelenekselAnadoluGiysileriileSahneDüzenineUyarlanmışHalkDanslarıKostümleri”, III.MilletlerarasıTürkFolklorKongresiBildirileri, V.Cilt, Ankara ۱۹۸۷, s.۱۱۷-۱۲۰

۱۰-M.ŞakirÜlkütaşır, “EskiDevirlerdeTürkKadınGiyimleriveSüsleri”, TürkYurdu, Sayı:۲۶۷, Nisan ۱۹۵۷, s.۷۷۱-۷۷۲

۱۱-Osmanlı’daYahudikıyafetlerihakkındabkz. AmaliaS.Levi, OsmanlıdaYahudiKıyafetleri , İstanbul ۲۰۰۰?. Sayfa no yok.YahudikıyafetleriyalnızOsmanlı’dafarklılıkgöstermemektedir.Batı’da da daha ۱۱۸۰’de Almanya’datanınmalarıiçinYahudilere sarı, sivribirşapka, (bazenkapatanKnauf’lu) Yahudiliksembolüolarakzorunlukılınmıştır. ۱۲۲۹’da Mainz DiözsankonsülüYahudilere ۱۶.yüzyıla hattabazıyerlerde ۱۸.yüzyıla kadargeçerliolan belli birkıyafetzorunluluğugetirmiştir. Buna göreYahudiler sarı sivribirşapka, uzunbirYahudiMantosu-bir nevi kaftan-, göğsünde sarı birişaret, sivriYahudisakalıvebirYahudibastonutaşımakzorundaydılar . Bkz. Loschek, a.g.e..s .۹۹ vd

۱۲-Ferace, Arapça ‘açmak, yarmak, ferahlamak’ anlamındaki ‘ferc’ kelimesindengelenfereciyye, önüaçıkferahelbisedemektir. Kadınlarınsokaktagiydiğiüstelbise, ilimadamlarınıncübbesi, Mevlevilerinhırkasışeklindekullanılmıştır .Bkz. HülyaTezcan, “Ferace”, TürkiyeDiyanetVakfı İslam Ansiklopedisi, Cilt:۱۲, İstanbul ۱۹۹۵, s.۲۴۹; ayrıcabkz. ReşatEkremKoçu, TürkGiyim, KuşamveSüslenmeSözlüğü, Ankara ۱۹۶۷, s.۱۰۷-۱۰۸. Feracegeneldeöndenaçık, bedenivekollarıbolkadınlardabedenhafifoturanveyerekadaruzunbirtürcübbedirveipekli, sof, çuhagibikumaşlardanyapılanbugiysiyazkışgiyilirdi. Kaftan iseşalvarüstünegiyilenuzunluğudeğişenbirüstgiyimdir

۱۳- Bu konudaayrıntılıbilgiiçinbkz. FatmaKoç, “XVI. Ve XVII. YüzyılSarayÇocukGiysileri”, Osmanlı, Editör: GülerEren, Ankara ۱۹۹۹,Cilt:۱۱, s.۵۲۹-۵۳۳

۱۴-Osmanlıaskerîkıyafetleriiçinbkz.SadıkTekeli, “OsmanlıAskerîKıyafetleri”, Osmanlı, Cilt:۱۱, s.۵۳۴-۵۳۹

۱۵- Bernard Lewis, Modern Türkiye’ninDoğuşu, Çev:MetinKıratlı, ۲.Baskı Ankara ۱۹۸۴, s.۱۰۰-۱۰۳

۱۶-MahmutŞevket, a.g.e..s.۹۹-۱۱۷

۱۷-M.Şevket, a.g.e, s.۲۰; Başkabireserde, ۱۸.yüzyılda kürkün her mevsimdegiyildiğibelirtilmektedirNureddinSevin, OnüçAsırlıkTürkKıyafetTarihineBirBakış, Ankara ۱۹۹۰, s.۱۰۱,۱۰۷

۱8-EnverZiyaKaral, OsmanlıTarihi, Cilt:V, ۴.baskı, Ankara ۱۹۸۳, s.۱۵۸
۲۰-Haluk Y. Şehsuvaroğlu,” II.MahmutveKıyafetİnkılâbı”, Akşam, ۱۴ Eylül ۱۹۵۲

19-FalihRıfkıAtay, Çankaya, İstanbul ۱۹۸۰, s.۴۳۰

20-Nora Şeni “۱۹.yüzyıl İstanbul BasınındaModaveKadınKıyafetleri”, KadınBakışAçısından ۱۹۸۰’ler TürkiyesindeKadın, Derleyen:ŞirinTekeli, İletişimyayını, İstanbul ۱۹۸۰; BirinciDünyaSavaşısonrası ۱۹۱۸’de çarşafterkedilmiştir. Sevin, a.g.e., s.۱۴۰.
۲۳-Sevin, a.g.e., , s.۱۲۹

۲1-II.Meşrutiyetdönemifikirakımlarıiçinşueserlerebakılabilir. TarıkZaferTunaya, Hürriyetinİlânı: İkinciMeşrutiyet’inSiyasiHayatınaBakışlar, İstanbul ۱۹۵۹; MümtazTurhan, KültürDeğişmeleri, İstanbul ۱۹۷۲; PeyamiSafa, TürkİnkılâbınaBakışlar, Ankara ۱۹۸۱; ŞükrüHanioğlu, BirSiyasalDüşünürOlarakDoktor Abdullah CevdetveDönemi, İstanbul ۱۹۸۱.
A.Afetinan, TarihBoyuncaTürkKadınınınHakveGörevleri, DördüncüBasılış, İstanbul ۱۹۸۲, s.۳.۰۲۵-

۲2-Leyla Kaplan, CemiyetlerdeveSiyasiTeşkilatlardaTürkKadını (۱۹۰۸-۱۹۶۰), Ankara ۱۹۹۸, s.۱۸۰

23- R.E. Koçu, TürkGiyim… s.۱۰۵; Sevin, a.g.e., s.۱۴۳-۱۴۴

۲4-SadıkSarısaman, “BirinciOrduBirinciKadınİşçiTaburu”, Atatürk AraştırmaMerkeziDergisi, XIII/۳۹, Kasım ۱۹۹۷, s.۷۰۰.

۲5-Sevin, a.g.e., s.۱۴۹; Mustafa Kemal’inkalpağıKemalîdiyeanılmıştır. Bkz. ŞerafettinTuran, TürkKültürTarihi, Ankara ۱۹۹۰, s.۲۲۰
 
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 36997