توصيه مطلب
۱
 
"سنت بي‌طرفي ايران در قره‌باغ و همایش قره‌باغ"
گفت و گوی ایراس با حسن بهشتي‌پور
 

ایراس: همایش بین‌المللی قره‌باغ توسط دانشگاه‌ها و مراکز علمی شمال‌غرب کشور، کمیسیون حقوق بشراسلامی و با همکاری اتحادیه آزادی قره‌باغ جمهوری آذربایجان در ۱۵ آبان ماه سال جاری در تبریز برگزار خواهد شد. خبر برگزاری همایش بین‌المللی قره‌باغ در تبریز، با توجه به محتوا و ویژگی‌هایی که برای آن اعلام شده موجب واكنش‌هاي گوناگون داخلي و خارجي شده است. اين امر در حالي است كه دولت باکو مساله قره‌باغ را به شکل منازعه مذهبی تعریف نکرده است و ايران نيز تغييري در سياست بی‌طرفی و میانجیگری در حل منازعه قره‌باغ از خود نشان نداده است. در همين راستا براي بررسي بيشتر اين همايش گفتگويي با جناب آقای حسن بهشتي پور، كارشناس اين حوزه داشته‌ايم که در ادامه از نظر می‌گذرد.
"سنت بي‌طرفي ايران در قره‌باغ و همایش قره‌باغ"
 

هدف از برگزاری همايش ایجاد فضای هم اندیشی برای صاحب نظران ایرانی، قفقازی و بینالمللی و تبیین علمی حقایق تاریخی قرهباغ اعلام شده است در اين حال با توجه به مفاد و محتواي همايش آيا همايش هدفي جديد در بررسي مساله قرهباغ دارد؟
واقعيت آن است كه هر همايش علمي بايد داراي مشخصات ويژه و داراي حداقلهاي استاندارد لازم باشد. جدا از اين اگر نقطه نظرات طرف آذري در اين همايش مورد بررسي قرار ميگيرد بايد نقطه نظرات و ديدگاههاي طرف ارمني هم مورد بررسي قرار گيرد. يعني اگر واقعا در نظر است تا ريشه مشكل قرهباغ مورد بررسي قرار گيرد بايد به ضروريات علمی این سمینار توجه كرد.
 
ريشه مشكل قرهباغ حتي به قبل از فروپاشي شوروي برميگردد و اصل بحران از سال ۱۹۸۸با شروع جنگ تشدید شد. اگر بخواهيم اين مشكل را از نظر تاریخی ريشهيابي كنيم بايد به سالها قبلتر برگشت و اختلافات تاريخي بين ارمنيها و آذريها را از سالهای بعد از پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ بررسي كرد. بايد ديد دلايل اين اختلافات چيست؟ و چه كساني به اين اختلافات دامن ميزنند و چه گروهها و كساني از اين اختلافات و دامن زدن به آن سود ميبرند و از آن بهرهبرداري ميكنند.

در هر حال آنچه مشخص است این است که وقتي سميناري در ايران برگزار ميگردد بايد اين ملاحظه را داشت كه هم به نگاه و ديدگاههاي آذريها توجه شود هم موضع و نگاه ارامنه را تحت پوشش قرار دهد. همچنان كه اگر اين سمينار از سوي طرف ارمني هم برگزار ميشد باز هم جاي طرح اين موضوع وجود داشت كه بايد به مواضع طرف آذري هم توجه كرد. اما اينكه از طرف ارمنستاني و كارشناسان آنها دعوتي به همايش انجام نشده است، خود مهمترين مشكل و ايرادي است كه به اين همايش وارد است. 

نگاه ديگر روابط و نحوه ورود به موضوع قرهباغ است. يعني اگر بخواهيم اين موضوع را بررسي كنيم بايد گفت هدف همايش چيست؟ آیا هدف اين نيست كه به حل معضل قرهباغ كمك شود؟ در واقع اكنون که حدود بيست درصد از خاك جمهوري آذربايجان در اشغال است، آيا این سمینار در كنار ريشهيابي موضوع دلایل این اشغال و راههای پایان دادن به آن قصدش تحریک افکار عمومی برای دامن زدن به اختلافات تاریخی است و یا میخواهد دیگران را به جهاد برای پایان دادن به اشغال ترغیب کند و در واقع به شروع جنگی جدید تحریک کند؟
 
به راستی راه حل مشکل قره باغ از طریق جنگ حل و فصل میشود؟ آیا اگر جنگ جديدي در منطقه راه انداخته شود این مناطق آزاد میشوند؟ یا آنکه حتی ممکن است اوضاع پیچیدهتر و بدتر از گذشته شود. درحالي كه راههاي مسالمت آميزي نيز براي حل اين معضل و رفع اشغال و حفظ تماميت ارضي جمهوري آذربايجان وجود دارد. يعني هيچ گونه منطقي ايده دوباره به راه انداختن جنگ قرهباغ را نميپذيرد.
 
بر این اساس باید روشن شود هدف سمینار، جستجوی راهحلهاي صلح آميز برای بحران قرهباغ و رفع اشغال از مناطق اشغالی جمهوری آذربایجان است، یا تحريك افكار عمومي برای آزادي مناطق اشغالي از طریق اعمال زور است. تجربه گذشته نشان میدهد اعمال زور و ایجاد جنگ جدید در منطقه بحران خیز قفقاز، گره را كورتر ميكند و طرف ارمني را هم تحريك ميكند تا آنها نيز با بهرهگيري از تمام امكانات خود براي مقابله با اين جریان حركت كنند.
 
از جهت دیگر باید توجه داشته باشیم اين نشست علمی و تخصصی، همايشي دولتي نيست و همايشي است كه به وسيله يك سري از انديشمندان بدون حمايت دولت جمهوري اسلامي ایران توسط یک موسسه مطالعاتی و پژوهشی برگزار ميگردد. به تبع آن نتایجش، انعكاس دهندهي ديدگاههاي دولت جمهوري اسلامي ايران نيست، بر این اساس گلهمند شدن دولت ارمنستان از ايران بابت برگزاری یک سمینار علمی و پژوهشی چندان وجه حقوقی قابل قبولی ندارد. زیرا دولت ايران نميتواند مانع برگزاري اين قبیل سمينارهای علمی بشود.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دو دهه گذشته عدم جنگ افروزی، برقراری صلح و میانجیگری در مناقشه قرهباغ بوده است آيا اين همايش ميتواند تاثيري بر اين سياست گذارد و جایگاه ایران را فروکاهد يا به منزله حمايت ايران از جمهوري آذربايجان تلقي گردد؟
سياستخارجي جمهوري اسلامي ايران در مورد قرهباغ از ابتدا سياست بيطرفي فعال نه بيطرفي خنثي بوده است. يعني ایران به گونهاي عمل کرده است كه از یک سو اشغال بخشي از خاك آذربايجان را محكوم كرده است و اين امر را مُخل امنيت كل منطقه قفقاز میداند، و از سويي دیگر هم بر تامين حقوق ارامنه قرهباغ که اکثریت جمعیت آن را شامل میشود، تاكيد داشته است. 

ایران بر حفظ تماميت ارضي جمهوري آذربايجان تاکید دارد به واسطه آنکه اگر معیارهای قومی، شاخصی برای تعیین مرزهای جغرافیایی در منطقه باشد، در آن زمان جغرافیای سیاسی کل منطقه قفقاز به هم میریزد. زیرا قفقاز از نظر تنوع قومی با توجه به وسعتش بالاترین میزان تکثر قومی را در جهان دارد. بنابراین مرزهای جغرافیایی بین کشورها و مناطق خودمختار نمیتواند به راحتی دستخوش تغییرات مبتنی بر تمایلات جداییطلبانه قومی یا مذهبی باشد. همچنانکه موضوع آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان نمونههای مشخصی برای اثبات این مدعا است. از طرف دیگر نباید به بهانه حفظ تمامیت ارضی، حقوق حقه اقلیتهای قومی در کلیه زمینهها نادیده گرفته شود. برای حل این معضل اساسی باید همه مولفههای تاثیرگذار بر آن در نظر گرفته شود. بر اساس همین نظر بود كه ایران ابتکار صلح خود را در سال ۱۹۹۱ مطرح کرد و به انعقاد قرار داد آتش بس هم انجامید اما متاسفانه هم جناح تندرو در داخل جمهوري آذربايجان اين رويكرد ايران را نپذيرفت و هم اينكه روسها چون ميخواستند ابتكار عمل در دست آنان باشد، عملا توافق بدست آمده را با کمک به اشغال دالان راهبردی " شوشا و لاچين" از طرف ارمنيها نقض كردند.
 
به نظر من سياست ايران سياست بيطرفي فعالي است به اين معنا كه به دنبال استقرار صلح از راه گفتگو، ميانجيگري و مذاكره بدون فوت وقت است. اما شما میبینيد الان کار دست گروه مینسک افتاده است که سالهای سال کار را به صورت "استخوان لای زخم" بلوکه کرده است. ايران همچنان بر سياست میانجیگری خود تاكيد ميورزد. بنابراین اگر سميناري در اين موضوع تشكيل میگردد قاعدتا بايد بر ایجاد راهحلهای مسالمتآمیز تاكيد كند. راهحلهایی که به افشاء ماهیت کسانی که از طولانی شدن حالت نه جنگ نه صلح بهرهبرداری میکنند، کمک کند. اين گونه روشنگریها به حل مساله کمک ميكند نه سياستي كه به دنبال درگيري و رفع اشغال از مناطق اشغالي جمهوري آذربايجان از راه مبارزه مسلحانه و جنگ و... باشد. اين امر اوضاع را پيچيدهتر و بدتر ميكند. این سیاست به کشورهای فرامنطقهای بهانه میدهد تا بازهم بستر مناسبی برای مداخلات خود پیدا کنند.

آيا همایش مزبور میتواند نقشي در كاهش سياست ضدايراني در جمهوري آذربايجان داشته باشد؟
برخي در داخل فكر ميكنند ايران با اتخاذ چنين سياستي و برگزاری چنین همایشهایی میتواند تبليغات منفی را كه بر ضد ايران در جمهوري آذربايجان همه روزه ادامه دارد خنثی کند. اما باید عرض کنم همه کسانی که میدانند سر منشاء ایران هراسی و شیعه هراسی در جمهوری آذربایجان در کجا است، به خوبی میدانند با این اقدامها تبليغات ضد ايران از بین نمیرود و حتی کاسته هم نمیشود، زیرا صحنه گردان اصلی این تبلیغات امريكاييها و اسرائيليها به كمك نهادهاي ضد ايراني در جمهوری آذربایجان هستند. آنها از همکاری متقابلا سودمند دو کشور همسایه یعنی ایران و ارمنستان بهانهای ساختهاند تا به روابط خوب دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان صدمه بزنند. در واقع با اين سمينار هم اين تبليغات ضد ايراني از بين نميرود. چرا كه آنها هميشه طلبكارانه خدمات گذشته و حال ايران به نفع جمهوري آذربايجان را ناديده ميگيرند. ايران در گذشته مجروحان جنگي آنها را در بيمارستانهاي خود مداوا كرد در آن دوران اردوگاههاي آوارگان در مناطق مرزي تاسيس شد و نزديك به يك ميليون نفر را پذيرايي كرد. در همان موقع ايران انوع و اقسام كمكها رابه مردم جمهوري نخجوان داد كه در برخي از موارد به درخواست حيدر علياف انجام ميگرفت. موارد ديگري نيز وجود داشته است كه مقامات جمهوري آذربايجان به درستي از آن آگاه هستند. اما بايد گفت آنها هميشه مواضع طلبكارانه داشته و هميشه به جاي تشكر و قدرداني از كمكها و نقش ايران اتهامات گوناگوني را بر ضد ايران تبليغ كردهاند. زیرا پشت این صحنه اصلا موضوع همکاریهای دو کشور همسایه نیست بلکه جریان سازیهای خبری اسرائیلی – آمریکایی برای تضعیف مناسبات دوستانه بین کشورهای منطقه است. 
 
با توجه به این موضوع به نظر من اين سمينار نميتواند نقشي در كاهش سياست ضد ايراني در جمهوري آذربايجان داشته باشد بايد طرح جديدي را مد نظر قرار داد. يعني به گونهاي ريشهاي جنگ بين ارمنستان و آذربايجان را پايان داد تا دو طرف به سمت راه حلی جامع براي مساله قرهباغ و رفع اشغال از مناطق اشغالي جمهوري آذربايجان حركت كنند.

تشكيل همایش قرهباغ با انتقادهاي محافل ارمني و ارمنستان روبرو بوده است اين امر تا چه حدي ميتواند پيامدي منفي بر ايران و ارمنستان داشته باشد؟
طرف ارمني از اين مساله ناراحت است و به نظر من اين همايش هم تاثير منفي بر روابط ايران با ارمنستان خواهد داشت، اما بايد هم به اين واقعيت توجه داشت كه طرف ارمني هم بايد اين امر را بپذيرد كه برگزاري چنين همايشهايي رويكرد و سياست دولت ايران نيست و به وسيله مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي انجام ميگيرد و نميتواند منعكس كننده ديدگاههاي ايران باشد. طرف ارمني منطقا باید بپذيرد كه ايران نميتواند با برگزاري چنين همايشهاي مخالف باشد. برگزاري اين همايش هم نبايد موجب ناراحتي طرف ارمني گردد. اكنون بهتر است به جای گله مندی از یکدیگر به سمت اقدامهای جدیدی برویم که بتواند با همکاری تهران _ باکو _ ایروان راهحلهايي كاربردي و قابل اجراء را به گونه مسالمت آميز مطرح کند تا بحران قرهباغ و رفع اشغال از مناطق اشغالی آذربایجان به صورت هم زمان حل و فصل شود.

از دیدگاه شما آينده نقش ميانجيگرايانه ايران در قرهباغ بايد چگونه باشد؟
مساله قرهباغ به شدت تحت تاثير رقابتهاي امريكا و روسيه در قفقاز جنوبي است. تا زماني كه اين رقابتها در سطح كلان وجود دارد و آذربايجان روي خوشي به ميانجیگري ايران نشان نميدهد تلاش ايران براي ميانجيگري به نتيجه نميرسد. اما با اين وجود ايران بايد به تلاش خود ادامه دهد چرا كه ناامني در قفقاز جنوبي بر ايران هم تاثير ميگذارد و ايران نميتواند در اين موضوع بيتفاوت باشد. اما پيشبيني من با توجه به رقابت كلان روسیه و امريكا در قفقاز جنویي این است که در کوتاه مدت دورنمای روشنی برای حل مشکل وجود ندارد و بیشتر باید منتظر ماند تا تحولات خاورمیانه به نتیجه باثباتی برسد پس از آن شاید نوبت به قفقاز هم برسد.

با تشکر از جناب آقای حسن بهشتیپور که وقت خود را در اختیار ایراس گذاشتند.

گفتگو و تنظیم: فرزاد رمضانيبونش

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 31100