۱
توصيه مطلب
۱
 
نگاهی به رویکرد قدرت هوشمند اوباما در قفقاز جنوبی
نویسنده: مصطفی محمدی
 

ایراس: با به قدرت رسیدن باراک اوباما در صحنه سیاست آمریکا، ایالات‌متحده به تدریج رویکرد تقابلی صرف دوران بوش را کنار نهاده و رویکرد تعاملی-تقابلی (هوشمند) را در صحنه تحولات دو جانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در پیش گرفت.این تحول پیامدهایی را بر زیر سیستم‌های مختلف منطقه‌ای از جمله منطقه قفقاز جنوبی برجای نهاد. نوشتار حاضر، ضمن بررسی قدرت هوشمند در صدد است استراتژی قدرت هوشمند آمریکا را در منطقه قفقاز جنوبی تحلیل نماید.
نگاهی به رویکرد قدرت هوشمند اوباما در قفقاز جنوبی
 

 در دوران ریاستجمهوری بیل کلینتون، راهبرد قدرت نرم و «پارادیم صلح» بر سیاستخارجی آمریکا در قبال منطقه قفقاز جنوبی استوار بود. در این دوره بیل کلینتون تلاش نمود با ایجاد فضای صلح در منطقه فضا را برای گسترش فعالیتهای اقتصادی و حضور آمریکا فراهم آورد و از واگرایی و تنش میان دولتهای منطقه جلوگیری به عمل آورد. در دوران بوش پسر با تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان و پیگیری رویکرد قدرت سخت عملاً سیاست خارجی آمریکا در قبال این منطقه دچار یک گذار پاردایمی شد و فضای منطقه به شدت امنیتی گشت. اما در دوران باراک اوباما و تحت تأثیر عوامل متعدد منطقهای و فرا منطقهای رویکرد آمریکا به این منطقه دچار تغییر شد. در این دوره اوباما از راهبرد قدرت هوشمند در سیاست خارجی خویش در قبال این منطقه استفاده نمود.  

مفهوم قدرت هوشمند

قدرت هوشمند به معنای ترکیب قدرت سخت و قدرت نرم و روشی محتاطانه برای استفاده هوشمند از قدرت در سیاست خارجی یک کشور است. قدرت هوشمند نه سخت است و نه نرم، بلکه ترکیبی ماهرانه از هر دوی آنها است. قدرت هوشمند به معنای توسعهی استراتژی منسجم ایجاد پایهی منابع و ابزارهایی است که برای نیل کشورها به اهدافشان لازم است و در آن از هر دو قدرت نرم و سخت بهره گرفته میشود. این رویکرد بر لزوم وجود قدرت نظامی قوی تاکید میکند و در عین حال، بر سرمایه گذاری در زمینهی ایجاد ائتلافها، مشارکتها و نهادها در همهی سطوح برای بسط یافتن نفوذ و ایجاد مشروعیت برای اقدامات دولتها تاکید دارد. توجه به خیز جهانی در این قدرت هوشمند جایگاه اساسی دارد، زیرا این امر به کشورها کمک میکند تا قدرت عظیم خود را با منافع و ارزشهای دیگر جهانیان هم سو کنند.
 
مفهوم قدرت هوشمند را نخستینبار «سوزان ناسل» به معنای ترکیب هدفمند و خردمندانه قدرت سخت و نرم در مقابله با تهدیدات به کار برد. وی معتقد بود: «منابع اجباری» و «اقناعی» شامل تواناییها و برتریهای نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک باید در یک جهت هماهنگ شوند تا برآیند آن تداوم برتری یک کشور را تضمین کند. سوزان ناسل در مجله فارین پالیسی(آوریل ۲۰۰۴)، مقالهاي منتشر كرد كه در آن كفايت اصطلاح قدرت نرم «جوزف نای» در مقابله با تهدیدهای جدی علیه منافع آمريكا را به چالش كشيده بود. وي مفهوم جديدي از قدرت را پيشنهاد كرد و آن را قدرت هوشمند به معناي تركيب هوشمندانة قدرت سخت و نرم در مقابله با تهديدها عليه امنيت ملي نام نهاد. ناسل معتقد است كه تواناييهاي نظامي، اقتصادي، فرهنگي و ايدئولوژيك بايد در يك جهت هماهنگ شوند تا برآيند آن، تداوم برتري يك كشور را تضمین کند. 

جوزف نای در سال ۲۰۰۷، به همراه «ریچارد آرمیتاژ»، معاون سابق وزارت امورخارجه، ریاست کمسیونی دو حزبی را در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی بر عهده داشت که در جهت شناساندن مفهوم قدرت هوشمند تشکیل شده بود. در گزارش نای و آرمیتاژ در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، قدرت هوشمند به معنای توسعه استراتژی منسجم، پایگاه منابع و در واقع جعبه ابزاری برای دستیابی به اهدافی است که هم شامل قدرت نرم و هم قدرت سخت میباشد.
 
نظریهپردازان در دهههاي اخير، قدرت را با توجه به شاخصها و معيارهاي متكثّر آن مورد بررسي قرار دادند تا بتوانند زواياي مختلف را مورد كنكاش قرار داده، با يك مطالعه تطبیقی به قدرت مطلوب خويش دست يابند. «بارنس» در نظريه پردازيهاي خویش از کلمه جدید «قدرت مرکب» استفاده كرد و مدعي شد امر تأثيرگذار در زماني ايجاد و اعمال ميشود كه يك بازيگر از ابزار و نشانههاي مختلف براي اعمال نفوذ بهره گيرد. در چنين حركتي، موضوع قدرت نرم افزاري از اهميت بيشتري برخوردار شد، ماهيت قدرت تغيير يافت و ساختار قدرت منعطفتر شد.
 
به نظر میرسد قدرت هوشمند مطرح شده توسط خانم ناسل، برآيند نقاط قوت و حذف نقاط ضعف دو قدرت سخت و نرم باشد كه معتقد به تقويت و هماهنگي تمام قوا براي تداوم و بهبود برتري آمريكا در جهان است. آنچه در مقالة با خانم ناسل مورد توجه قرار گرفته، جايگزيني سياست جذب به جاي سياست جبر آمريكا در صحنة بينالمللي است. به بيان ديگر؛ آمريكا به جاي اجبار و تحت فشار قرار دادن كشورهاي جهان از طريق خشونت يا حتي عدم خشونت كه موجب تضعيف محبوبيت و همچنين حس عدم اعتماد ميشود، در صدد جذب ملتها با بهرهگيري از تمام اهرمهاي موجود در زمان مقتضي است. ايشان در مقالة خود، به لزوم بازگشت ايالات متحده به سياست خارجة قرن ۱۹ خود؛ يعني ليبرال ناسيوناليسم كه طرفدار جهاني بودن جنگ (در لفّافه) و همچنين گسترش ليبرال دموكراسي در سرتاسر جهان بود، تأكيد كرده است. براي هدف گذاري درست در استفادة از هر دو قدرت، نياز به تبيين راهبردي به نام قدرت هوشمند داريم كه در راستاي راهبرد ملي و بينالمللي خود از قدرت هوشمند، كه تجميعي از هر دو قدرت نرم و سخت است، به خوبي براي دستيابي به اهداف و منافع تعريف شدة خود برسيم. 

قدرت هوشمند و باراک اوباما
اوباما در مجله «فارن افرز»، که در جولای و آگوست ۲۰۰۷ (تیر و مرداد ۱۳۸۶) منتشر شد مقالهای با عنوان «احیای رهبری آمریکا» چاپ کرد و در آن خطوط کلی حرکت سیاستخارجی خود را بیان نمود. بر اساس این مقاله و همچنین دیگر اظهار نظرهای وی و تیم او، حرف اصلی و اساسی آنها در مناسبات بینالمللی را در چند موضوع میتوان خلاصه کرد؛ اول آنکه سیاستهای جرج بوش اشتباه بود و نباید آن را ادامه داد، دوم آنکه آمریکا ظرفیت و موقعیت رهبری جهانی را دارد و رهبری آمریکا پدیدهای پایان یافته نیست و سوم آنکه رهبری آمریکا در همراهی با دیگران میسر است و چهارم در به کار بردن ابزارهای مختلف برای تحقق رهبری آمریکا، در کنار تقویت نیروی نظامی، دیپلماسی نیز مورد توجه خواهد بود. هیلاری کلینتون نیز در شماره ماه دسامبر ۲۰۰۸ نشریه فارن افرز مقالهای را با عنوان قدرت هوشمند به چاپ رساند که در آن مجددا بر اهمیت راهبردی قدرت هوشمند تأکید کرد. وی در آن مقاله سه عنصر کلیدی قدرت هوشمند را شبکه پایدار متحدین، که دیپلماسی در آن نهفته است، سازمانهای بینالمللی و ارزشهای آمریکایی عنوان کرده است. 

قدرت هوشمند آمریکا در قفقاز جنوبی
با به قدرت رسیدن باراک اوباما در صحنه سیاست آمریکا، ایالاتمتحده به تدریج رویکرد تقابلی صرف دوران بوش را کنار نهاده و رویکرد تعاملی-تقابلی (هوشمند) را در صحنه تحولات دو جانبه، منطقهای و بینالمللی در پیش گرفت. این تحول پیامدهایی را بر زیر سیستمهای مختلف منطقهای از جمله منطقه قفقاز جنوبی برجای نهاد. لذا عواملی همچون بحران جهانی اقتصاد، حضور آمریکا در افغانستان و برنامه هستهای ایران موجب شد تا باراک اوباما در سیاست خارجی خویش در قبال منطقه قفقاز جنوبی که به لحاظ ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک دارای اهمیت فراوانی است بازنگری کند. در این دوره باراک اوباما راهبرد قدرت هوشمند که تلفیقی از رویکرد قدرت نرم و سخت بود را برگزید. در راهبرد جدید دیپلماسی و همکاری نظامی در آن واحد و به طور موازی دنبال میشود. راهبرد قدرت هوشمند اوباما در قبال این منطقه استقرار سامانه امنیت منطقهای هر چه با ثبات را دنبال میکند. 

علت اصلی که باعث شد سیاست خارجی اوباما با تغییر روبرو شود جنگ و درگیری نظامی در آبخازیا میان روسیه و گرجستان بود. در واقع هیچ یک از کشورهای قفقاز جنوبی به میزان گرجستان از حمایتهای هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا در منطقه بهرهمند نشده است. از این رو تغییر راهبرد اوباما در قفقاز جنوبی پاسخی به گسترش ژئوپلیتیکی روسیه در منطقه بود. در حالی که دولت بوش، در راستای سیاست گسترش لیبرال دموکراسی در سطح جهانی، حمایت قاطع و آشکاری را از جریانات انقلاب رنگی در اوکراین، گرجستان و قرقیزستان به عمل آورد و موجبات نارضایتی شدید روسها را فراهم ساخت، دولت باراک اوباما با کنار نهادن این سیاست، از سطح و شدت حمایت خود از این جریانات به نحو محسوسی کاست. 

لذا قدرت هوشمند اوباما مجبور شد این بار از وجه قدرت نرم خویش استفاده نماید. در این مرحله اوباما تلاش نمود تا با ایفای نقش واسط و میانجیگر به عادی سازی روابط میان انکارا- ایروان بپردازد. هرچند که این امر موجب نارضایتی باکو از آمریکا شد اما واشنگتن به منظور ایجاد سامانه امنیت منطقهای هر چه باثباتتر ناگزیر از بازیهای دیپلماتیک در منطقه بود. در این راستا، واشنگتن کوشش میکند هماهنگ با اهداف و برنامههای امنیتی اتحادیه اروپا در قبال این منطقه عمل نماید. اتحادیه اروپا با تدوین سیاست همسایگی اروپا که از سال ۲۰۰۳ به اجرا درآمد و نیز تدوین و اجرای سیاست امنیتی مشترک گامهای مهمی در گسترش حوزه نفوذ خود در منطقه قفقاز جنوبی برداشته است.
 
رویکرد اوباما به منازعه قره باغ نیز نشان دهنده وجه دیگری از راهبرد قدرت هوشمند این کشور است. در واقع علیرغم اتحاد مستحکم آذربایجان با ایالات متحده در منطقه و منافع مشترک دو کشور، در منازعه قره باغ ایالات متحده از ارمنستان حمایت کرد. در حالی که جمهوری آذربایجان بارها تهدید به استفاده از گزینه نظامی علیه ارمنستان کرده بود اما اوباما به شدت در مورد عواقب چنین اقدامی هشدار داد و این کشور را از هرگونه حمله نظامی بر حذر داشت. در واقع در بحران قرهباغ رویکرد اوباما مبتنی پارادایم صلح بوده است. با اتخاذ چنین راهبردی ایالاتمتحده تلاش نمود تا از افتادن ارمنستان به دامن روسیه جلوگیری کند. 

اقدامات این چنینی موجب دلسردی آذربایجان، کشوری که به لحاظ ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی اهمیت فراوانی برای غرب دارد، شد. این بار آمریکا برای حفظ متحد دیرینه خود از وجه قدرت سخت خویش بهره جست. از یک سو در ژوئن ۲۰۱۰ باراک اوباما از همکاری و کمک آذربایجان در جنگ افغانستان تشکر نمود و خواهان تعمیق و گسترش روابط با این کشور شد. در این راستا رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا با سفر به آذربایجان رفع موانع همکاری با این کشور را که نقش به سزایی در انتقال تسلیحات نظامی به افغانستان داشته را خواستار شد. همچنین در پاسخ به انتقادات فراوان باکو نسبت به اقدامات جانبدارانه واشنگتن، آمریکا پیشنهاد گسترش روابط نظامی و کمکهای عملی به آذربایجان را داد. این اقدام عملاً به معنای گسترش ناتو و تشدید فضای امنیتی منطقه بود که کشورهای همچون روسیه و جمهوری اسلامی ایران را مورد تهدید قرار میداد. 

نتیجهگیری

پس از گذشت بیش از دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایالات متحده که خود را تنها ابر قدرت حاضر نظام بینالملل میداند تلاش نموده تا به هر نحوی از انحا، خلأ قدرت در این منطقه را با حضور خویش پرکند و مانع از گسترش و تقویت جایگاه روسیه و ایران در این منطقه شود و لذا هرگاه گفتمان مرکزگرایی و بازگشت به مرزهای اتحاد جماهیر شوروی در سیاست خارجی روسیه مطرح میشود، ایالات متحده مواضع خود را در قبال روسیه تند و خصمانه میکند. راهبرد قدرت هوشمند پاسخ به ناکار آمدی رویکردهای قبلی در دولتهای گذشته است. در این راستا باید دانست که در این رویکرد اوباما با پذیرش واقعیتهای موجود از یک سو با قدرت سخت، ابزار تهدید و نیروی نظامی را به کار میگیرد و از سوی دیگر سعی میکند تا با استفاده از قدرت نرم، موانع منطقهای و فرامنطقهای موجود بر سر راه گسترش اقتصاد لیبرالیستی و فرهنگ آمریکایی را از سر راه بر دارد. به نظر راهبرد جدید اوباما منافع روسیه را در منطقه مورد تهدید قرار خواهد داد. در واقع این بار جنس تهدید از نوع سخت نیست بلکه آمریکا از قدرت نرم خویش برای نفوذ در حیات خلوت روسیه استفاده میکند. اما در مواقع بحرانی نیز این راهبرد جای خود را به قدرت سخت میدهد که گرجستان نمونه بارز آن بود. 

نویسنده: مصطفی محمدی، عضو شورای نویسندگان ایراس

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 31029
shima arab
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۸-۰۴ ۱۲:۱۹:۱۵
با سلام مقاله جامع ، پرمحتوا و در عین حال حاوی نکات ظریفی بود که به شایستگی به آنها اشاره شده بود.
با تشکر (1895)