توصيه مطلب
۰
 
گزارش نشست «سیر تحول رمان قرن نوزدهم روسیه»
 

گزارش نشست «سیر تحول رمان قرن نوزدهم روسیه»
 

ايراس: قرن نوزدهم، قرن طلایی ادبیات روسیه است، در این قرن آثار سترگی چون، پدران و پسران، یوگنی آنگین، قهرمان عصرما، جنگ و صلح و برادران کارامازوف نوشته شده است. پوشکین و لرمانتوف در نیمهی اول این قرن ظهور کرده و تاثیر به سزایی در شکوفایی این جریان داشتهاند. مرکز فرهنگی شهر کتاب به دنبال مبادلات فرهنگی با کشور روسیه، سهشنبه، بیست و سوم خرداد، نشستی با عنوان سیر تحول رمان قرن نوزدهم روسیه، برگزار کرد. در این نشست دکتر زهرا محمدی، محقق و پژوهشگر در حوزه ادبیات روسی، و دکتر بهرام زینالی، مدیر گروه زبان و ادب روسی دانشگاه تهران، حضور داشتند. 

شکوفایی در گرو بازتاب وقایع
دکتر زینالی، سیر شکلگیری و تحول رمان در ادبیات روسیه را به قرن نوزدهم منتسب و پوشکین را برجستهترین شاعر این دوران دانست؛ وی تصریح کرد: یوگنی آنگین، اولین اثر در ژانر رمان است که پوشکین در قالب شعر نگاشته؛ این سبک در قرن نوزدهم، در ادبیات روسیه، امری بدیع و تازه بوده است، شاهد این مدعا تعداد اندک رمان در عصر طلایی ادبیات روسیه، یعنی نیمه اول قرن نوزدهم است. یوگنی آنگین و قهرمان عصر ما نوشتهی لرمانتوف به همین عصر تعلق دارند. نیمهی دوم قرن مذکور نیز بستر ظهور و بروز اتفاقات قابل توجهی، در این حوزه است، در این مقطع آثاری تولید شدهاند که نه تنها در سطح روسیه، که در سطح جهان در خور توجه هستند. گانچاروف، رمان آبلوموف را نوشته و تورگنیف پدران و پسران را که به قطع میتوان گفت فصل شکوفایی رمان در روسیه با این اثر محقق شده است. از دیگر آثار این دوره که البته در ایران بیشتر مورد توجه واقع شدهاند، میتوان به آثار داستایوسکی و تولستوی اشاره کرد، مثل برادران کارامازوف، جنایت و مکافات، آناکارنینا و جنگ و صلح.
 
وی شکوفایی رمان در روسیه در قرن نوزدهم را متاثر از آثار پوشکین و لرمانتوف و رویکردهای ایشان دانست و افزود: تمام آثار مربوط به این دوره به نحوی مشکلات و مسائل جامعهی روسیه در عصر خود را منعکس کردهاند، مشکلاتی که غالب مردم با آنها درگیر بودهاند، میتوان این رویکرد را عاملی مهم در شکوفایی رمان دانست که نمونهی بارز آن در آثار تورگنیف دیده میشود، شخصیتها، با دیدگاههای مختلف مدام در پی بحث و جدل با یکدیگر هستند تا رای خود را به اثبات برسانند، میدانیم که جامعهی روسیه در آن مقطع تاریخی با مسائلی از این دست مواجه بوده است. این ویژگی را در آثار لرمانتوف و پوشکین که متقدم بر تورگنیف و دیگران هستند هم میتوان مشاهده کرد. 

میراثی از جنس کلام
دکتر زهرا محمدی‏، در ادامهی مباحث دکتر زینالی، ویژگیهای آثار پوشکین‏ و شکل تاثیرگذاری آنها بر آثار متاخر را با توجه به رمان یوگنی آنگین برشمرد: در رابطه با آثار پوشکین نظرات متعددی وجود دارد‏؛ برخی بر این باور هستند، که یوگنی آنگین تنها رمان اوست، از این رو او را شاعر میدانند و نه رماننویس، از این دست، برخی دیگر متعقدند که حتا باریس گادانف که یک اثر دراماتیک محسوب میشود نیز در زمرهی اشعار پوشکین قرار دارد، در حالی که پوشکین خود واژهی رمان را در عنوان یکی از آثار منثورش گنجانده که بسیار هم کم حجم است، اما از آنجا که ویژگیهای زبانی آثار پوشکین در این اثر دیده نمیشود و همانطور که ذکر شد بسیار کوتاه است‏، زیاد مورد اقبال واقع نشده‏؛ یوگنی آنگین هم که برجستهترین اثر او محسوب میشود در خارج از روسیه با اقبال چندانی مواجه نشده است؛ علل متعددی بر این امر مترتب است، از جمله مهمترین آنها، اینکه این اثر به شعر نگاشته شده و برگردان آن کاری دشوار است‏. در ایران‏، در دههی چهل، برگردانی از این اثر به همت منوچهر وثوقینیا به انجام رسیده است، اما به رغم تلاشی که او در حفظ قالب شعری این اثر داشته، بازهم در ارتباط با مخاطب ناکام است. 

وی ادامه داد: اما این همه از اهمیت این اثر نمیکاهد. به زعم بلینسکی منتقد برجسته ادبی روسیه، یوگنی آنگین دایره المعارف زندگی روسهاست، چراکه اطلاعات کاملی از تمام جنبههای زندگی مردم روسیه را مورد دقت قرار داده است. با مطالعهی یوگنی آنگین میتوان انواع پوششهای طبقات مختلف مردم روسیه‏، غذاهای مورد علاقهی ایشان، خلقیات و رفتارها و تمام کنشهای فرهنگیشان را در آن مقطع تاریخی دریافت و بازشناخت. یوگنی آنگین به عنوان اثری کم ماجرا و کم اتفاق شناخته شده و از این نظر نمیشود با آثار نیمهی دوم قرن نوزدهم قیاساش کرد، به ویژه با آثار تولستوی که سرشار از شخصیتها، تیپها و صحنههای متعدد هستند. 

محمدی در ادامه، پس از شرح قصهی رمان یوگنی آنگین، جایگاه زن در آن را تبیین و بررسی کرد. وی گفت: تاتیانا، شخصیت زن این رمان، به شکلی قابل توجه به شخصیت محبوب نویسنده بدل شده است، از ابتدا تا انتها پوشکین کلمات محبتآمیز نثار او میکند و شخصیتی درخور توجه از او ترتیب داده است، تاتیانا را میتوان محبوبترین زن در آثار روسی دانست، این محبوبیت را از دو منظر میتوان مورد بررسی قرار داد؛ اول وفاداری همیشگیاش و دیگر اینکه به قول بلینسکی، خلق تاتیانا سرآغاز خلق زن فاخر در ادبیات روسیست. لیزای بیچاره نمونهی زنیست که قبل از آن در آثار سانتیمانتال قرن هجدهم شاهدش هستیم‏؛ او نمونهی دخترانیست با حماقتهای ذاتی، سادهدل و عاری از درک صحیح از پیرامونشان که به هیچ روی قابل اصلاح نیستند و تنها میتوانند دلسوزی مخاطب را برانگیزانند. اما مخاطب در مواجهه با تاتیانا، او را تحسین خواهد کرد. 

تولید حس و دریافتی متناقض در مخاطب‏، از دیگر ویژگیهای یوگنی آنگین است که دکتر محمدی در شرح و بسط آن گفت: زبان این رمان شعر است، در بسیار مقاطع در عین سادگیست و در جاهایی در نهایت پیچیدگی؛ راوی با استفاده از تصاویر و ظرافتهای شاعرانه، پیوسته گریزهایی تغزلی به مسائل حاشیهای میزند، این امر باعث میشود‏، که بتوان برخی از بندهای داستان را به صورتی مجزا تلقی کرد و دریافتی مستقل از آن داشت، حال آنکه در ادامه داستان اصلی قرار دارد. این ویژگیها این اثر را در عین سادگی سخت و پیچیده میکند. این باعث دریافتهای متفاوت در منتقدان نیز شده است‏، به نحوی که بلینسکی که خود تاتیانا را زن فاخر در ادبیات روس میدانست گاه به خاطر گذشتن او از عشق، لب به سرزنشاش باز کرده است. به هر روی این مسائل و از آن دست، درک و شناخت این اثر را دشوار میکند. 

به زعم محمدی، پوشکین با خلق شخصیتهای آنگین و تاتیانا ادبیات روسیه را وامدار و میراثخوار خود کرده است، او در شرح چگونگی امتداد و استمرار آنها گفت: آنگین راهی باز کرد برای توصیف شخصیتی که بعدها به آدم زیادی معروف شد، این شخصیت در آثار لرمانتوف و رماننویسان بعدی جایگاهی در خور به خود اختصاص داده است. آدم زیادی نمایندهی آن دسته از جوانانیست که فراتر از عصر خود بودند، هرگز شرایط حاکم را برنمیتافتند و همواره در جستجوی ایدهآل خود بودند، آنها اندیشهها و تفکراتی انقلابی داشتند و زمینهی ظهور دکاپریستها را نیز فراهم آوردند. اما خلق تاتیانا تلاش پوشکین است برای برای پرداختن به دنیای درونی قهرمانان زن. به این معنا که، همانطور که ذکر شد، پیش از آن هیجانات و مسائل ظاهری زنان در ادبیات روسیه مورد بررسی قرار میگرفت، اما در اثر پوشکین دنیای درونی تاتیانا حتا خوابهایش مورد توجه قرار گرفتند، پوشکین حتا برای اینکه توجه خواننده را به این امر معطوف دارد، تاکید میکند که تاتیانا از ظاهری زیبا برخوردار نیست. در مورد سبک این رمان هم دو نظر وجود دارد، اول اینکه برخی آن را نمایندهی رئالیسم میدانند و برخی معتقدند که گذار از رمانتیک به رئالیسم در این اثر اتفاق افتاده است، این دسته توصیف فضای روستایی و پرداختن به ماجرای عاشقانهی تاتیانا را رمانتیک و باقی داستان را رئال میدانند، البته رئالی تلخ. بلینسکی به این شکل معتقد است. 

آدمهایی که زیادیاند!
زینالی‏ نیز بر شکل تاثیرگذاری پوشکین در خلق شخصیت آدم زیادی و شکلگیری سیمای زنان به شکلی که توصیف شد، تاکید کرد، وی گفت: در شخصیتهای تورگنیف، لرمانتوف، گانچاروف و دیگران، نمادهایی از آدم زیادی دیده میشود، از این دست افراد در جامعهی روسیه به وفور وجود داشتهاند و تاثیرگذار بودهاند. نکتهی دیگر اینکه، تاکید بر سخن دکتر محمدی، مبنی بر اینکه یوگنی آنگین در گذر است از رمانتیسم به رئالیسم، ضروریست، رئالیسمی که واقعیتهای جامعهی روسیه را تصویر میکرد، این ویژگی به خوبی در سیمای شخصیتهای پوشکین نمایان است. اصطلاح آدم زیادی، قبل از پوشکین و همزمان با او در ادبیات روسیه وجود نداشت، اولین بار در اثری از تورگنیف با عنوان یادداشتهای یک آدم زیادی، به کار گرفته و پس از آن رایج شد. البته باید بر این نکته تاکید کرد که آدم زیادی در رمانهای مختلف ویژگیهای مختلف و متعددی داشت اما همگی آنها در عدم ارتباط گیری با جامعه مشترک هستند، از این رو برخی معتقدند که تمامی این شخصیتها در جهت تکامل یوگنی آنگین خلق شدهاند. شخصیت اصلی در رمان قهرمان عصر ما، تمام تلاش و تقلایش این است که دیگران را مطیع و مقهور خودش سازد و این امر تا حصول هدف برایش اهمیت دارد و سپس جذابیت خود را از دست میدهد. از پی این رویکرد نویسنده به دنبال کشف و بازگویی واقعیت و ریشههای آن، تضادهای اجتماعی موجود را نیز بازگو میکند. 

مدیر گروه زبان روسی دانشگاه تهران، مثالی در تایید نظریهی پیشین طرح کرد: راوی قهرمان عصر ما در جایی یادداشتهای شخصیت این رمان را با این مضمون بازگو میکند؛ او در پی دوستی با مردم بوده، اما ایشان به گونهای دیگر با او مواجه شدهاند‏، لذا تنفر ورزیدن را آغاز و در صدد انتقام جویی برآمدهاست. این رویکرد باعث شده که او همواره خود را در جایگاهی بالاتر از مردم عادی قرار دهد، حتا در مقابل صمیمیترین دوستش. جایگاه این افراد، نقطه نظرات و شکل تاثیرگذاریشان بر جامعهی روسیه از اهمیت به سزایی برخوردار است؛ نویسندگان روسی، به ویژه لرمانتوف سهم قابل توجهی در معرفی و بازسازی آنها داشتهاند. این روند همچنان ادامه داشته و نویسندگان دیگری نیز به آن اهتمام داشتهاند. میبینیم که اگر در یک مورد هم مثال نقضی دیده شود آن شخصیت اصالت روس ندارد.

نويسنده: هادی مشهدی/ سايت شهر كتاب

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 24596