توصيه مطلب
۴
 
"گره كور در رژيم حقوقي درياي‌ خزر"
گفت‌وگوي هرميداس باوند با ايراس
 

ايراس: دریای خزر که گاهی بزرگترین دریاچه جهان و گاهی کوچکترین دریای خودکفای کره زمین طبقه‌بندی می‌شود، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی است. یکی از مهم‌ترین مسائل دریای خزر که پس از فروپاشی شوروی، ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد، ضرورت تعیین رژیم حقوقی جدید آن است. مدت‌هاست‌ در مورد رژيم‌ حقوقي‌ درياي‌ خزر بحث‌هايي‌ صورت‌ گرفته‌ و اظهارنظرهايي‌ مي‌شود. سی و دومین نشست گروه کاری ویژه تدوین کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر نيز با حضور مقامات ۵ کشور ساحلی این دریا در روزهاي دوم و سوم ارديبهشت ماه در تهران برگزار شد. از این رو و برای بررسی موضوعات پيرامون درياي خزر گفتگویی با جناب آقاي دكتر هرميداس باوند، استاد حقوق بين‌الملل در دانشگاه تهران ترتیب داده‌ایم كه مشروح آن از نظر مي‌گذرد؛
"گره كور در رژيم حقوقي درياي‌ خزر"
 

جناب آقاي دكتر، کشورهای ساحلی همواره دخالتهای خارجی را عامل تدوین نشدن رژیمحقوقی برای دریای خزر میدانند، حال شما نقش قدرتهای فرامنطقهای را چه میزان میدانید؟
کشورهای خارجی بیشتر به بعد اقتصادی دریایخزر توجه میکنند. آنهایی که کنسرسیوم تشکیل داده و سرمایهگذاری کرده بودند حتی به خاطر اینکه سرمایهگذاریشان بیدردسر باشد از موضع آذربایجان و قزاقستان حمایت کردند و حتی از تقسیم بستر پيروي کردند. بنابراین تصمیمشان اقتصادی بود. ولی در رابطه با مساله بعد از ۱۱ سپتامبر و مبارزه با تروریسم بینالمللی و طالبان از آنجايي كه روسیه و کشورهای آسیای مرکزی هم این مشکل را داشتند از اين موضع غرب استقبال کردند. روسها از مبارزه علیه تروریسم بینالمللی برای اینکه دستشان برای سرکوب چچنها باز باشد، استقبال کردند همچنین هندوستان در مقابل استقلال طلبان کشمیر و چین هم برای مقابله با مسلمانان سینکیانگ حمایت کردند. روسیه موافقت کرد پایگاههايی برای مبارزه با تروریسم بینالمللی به امریکا داده شود (امریکا فعلا در قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان پایگاه دارد).

كشورهاي غربي در مورد نظامی شدن دریای خزر واکنشی نشان ندادند حتی در مورد گرجستان که روسیه از استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی حمایت کرد واکنش کشورهای غربی خیلی کمرنگ و بدون پیگیری بود. درباره عضویت اوکراین و گرجستان که قرار بود به عضویت ناتو درآیند آنها امتیازی به روسیه دادند و مساله را متوقف کردند. البته امریکا برای مقابله با تروریسم بینالمللی پایگاههایی دارد ولی پایگاهها مدتدار و کوتاه است. در اینجا مشکلی از سوی همسایگان مثل چین و روسیه نبود و اعتراضی از سوی کشورهای غربی به خصوص آمریکا درباره نظامی شدن دریای خزر ابراز نشده است و به خصوص کشورهای ساحلی دیگر در این مورد واکنشی نشان نداده و به تدریج همراه و همسوی این مساله هستند. 

در سالهای اخیر شاهد افزایش نظامیگری در دریای خزر بودهایم دیدگاه شما در این ارتباط چیست؟
بعد از پترکبیر که قلمرو روسیه به سمت شرق گسترش یافت و به خصوص بعد از مرگ پترکبیر که جنگهای ایران و روس شروع شد، به موجب قرادادهای گلستان ۱۸۱۳ و ترکمانچای ۱۸۲۸ در مورد دریای خزر ضمن اینکه هر دو کشور آزادی کشتیرانی برای تجارت و دسترسی به بنادر را داشتند، ولی ایران از داشتن ناوگان نظامی محروم شد. تا اینکه در ماده ۱۱ عهدنامه ۱۹۲۱ آزادی کشتیرانی اعم از نظامی و تجاری برای هر دو طرف در نظر گرفته شد ولی ایران به دلایل و ملاحظات امنیتی و غیره از ایجاد یک ناوگان نظامی در دریای مازندران خودداری کرد و عملا اين روسيه بود كه تا فروپاشی شوروی ناوگان نظامی در دریایخزر داشت. بعد از فروپاشی شوروی که مساله رژیم حقوقی دریای خزر مطرح شد، یکی از درخواستهای ایران غیرنظامی کردن دریایخزر بود و ميخواست رابطه مسالمتآمیزی بین کشورهای ساحلی خزر برقرار شود و دریای مازندران به عنوان پل همکاری و دوستی تلقی شود. 

ولی روسیه نگرش متفاوتی داشت با اینکه روسیه حتی بعد از فروپاشی ۳۰ پایگاه نظامی در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز داشت و دارد ولی از آنجایی که این پایگاهها دارای قرارداد مدتدار است و ممکن است این پایگاهها به دلایل سیاسی پایان یابد، بنابراين روسیه بر این اعتقاد بود که پایدارترین پایگاه، پایگاه دریایی است به همین دلیل شدیدا درصدد نظامی کردن دریا برآمد. پايگاه دريايي پایگاهی بدون دردسر است و روسیه میتواند از این پایگاه آسیای مرکزی و قفقاز را تحت کنترل در آورد ولی پایگاههای خشکی همان طور که اشاره کردم مدتدار است و از لحاظ سیاسی در ادامه بهرهبرداری از آن تردیدهایی وجود دارد. در تقسیمی که روسیه بعد از فروپاشی شوروی انجام داد قسمت کوچکی از این ناوگان را به جمهوری آذربایجان واگذار کرد و عمدتا بقیه آن تحت سلطه روسیه بود. آمریکاییها نیز چندین ناوچه به قزاقستان هدیه کردند و روسها برای تقویت ناوگانشان در دریای خزر بخشی از ناوگان نظامی خود را از دریای سیاه به دریای خزر منتقل کرده و سعی کردند بیش از پیش قدرت دریایی خود و نقششان را در دریایخزر مستحکم کنند. بنابراین حتی دو سال پیش از ایران نیز دعوت کردند که در مانوری که برگزار کرده بودند، به عنوان ناظر حضور پیدا کند. البته ایران اخیرا اقدام به تشدید نظامیگری کرده چون ایران ناگزیر است در شرایطی که به سرعت دریا به سمت نظامی شدن پیش میرود و آذربایجان و قزاقستان هم ناگزیر در آینده درصدد افزایش اقدامات نظامی بر میآیند، پس ایران مجبور است در این شرایط اقدامات جدیتری کند و در این رهگذر قدمهای جدیتری بردارد. 

روسیه در این باب تاکید دارد بحث درباره غیرنظامی شدن خزر بیش از این بیمعنی است. آیا شما با دیدگاه روسیه موافقید؟ 
 با توجه به اینکه پوتین سعی میکند قدرت شوروی سابق را احیا کند، بنابراين غیرنظامی کردن خزر بعید به نظر میرسد. دو قرارداد نیز در رابطه با انتقال گاز از خط شمال که از طریق روسیه است با قزاقستان و ترکمنستان و حتی ازبکستان منعقد کرده است. ازبکستان که عضو گروه گوام بود بعد از بحران داخلی و انتقاد امریکا از گروه گوام خارج شد و از امریکا نیز درخواست کرد که پایگاه نظامیاش را تخلیه کند، بنابراين گرچه روسیه در حال احیای نفوذ سابق خود در این کشورها است، سعی میکند آنها را بیش از پیش تابع خود کرده و نظامی شدن نیز ادامه پیدا خواهد کرد. 

در آن تاریخ (بعد از فروپاشی) همانطور که اشاره کردم نه قزاقستان و نه ترکمنستان هيچكدام نیروی نظامی نداشتند. پیشنهاد جدی ایران پیشنهادی منطقی بود که دریای خزر محلی برای همکاری، دوستی و سازندگی باشد ولی به دلایلی که عرض کردم روسها بر آن بودند که پایدارترین و با اطمینانترین پایگاه، پایگاه دریایی است و بر همین دلیل هم شدیدا در قبال ایران در جهت نظامی شدن گام برداشتند و کشورهای دیگر ساحلی نیز مانند آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان معمولا در مقابل اقدامات روسیه یا سکوت میکنند یا دنبالهرو خواهند بود. چنانچه در مقابل نظام حقوقی دریای خزر یا تقسیمبندی بستر به صورت دوجانبه و بعد سهجانبه شروع به تقسیم دریا کردند. اول قرارداد تقسیم بین قزاقستان و روسیه و بعد بین آذربایجان و قزاقستان بود و سپس سهجانبه شد. آنگاه ترکمنستان نیز ملحق شد و با قزاقستان حدود بستر را تحدید کردند. بنابراین بر اساس این تقسیم، در نقشهای که کشیده شد سهم ایران همان خط موهوم آستاراـحسینقلی که ۱۳ درصد است، بود. ایران در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی خواهان تقسیم برابر دریا شد (۲۰ درصد) ولی پذیرفته نشد و ایران هم از آن تاریخ به بعد تاکید کرد که اجازه نمیدهد که بیست درصد آبهای مجاور ایران مورد استفاده قرار گیرد. و به همین دلیل کشتی بریتیش پترلیوم که در منطقه البرز مشغول اکتشاف بود، مجبور به ترک آنجا شد. حال مذاکرات با آذربایجان و ترکمنستان ادامه دارد اما هنوز معلوم نیست که به توافقی برسند. 

همانطور كه خودتان در جريان هستيد در روزهاي سوم و چهارم ارديبهشت نشست گروه كاري ويژه تدوين كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر در تهران برگزار شد، با توجه به اينكه ايران در يك انزوا قرار گرفته است و قدرت چانهزني كمي دارد، شما در اين شرايط چه راهكاري را پيشنهاد ميفرمايید كه ايران بتواند به سهم حداكثري خود در درياي خزر دست يابد؟ 
همانطور كه ميدانيم ایران قبلا حقوق مساوی داشت اما استفاده بهینه نکرد و در سطح محلی ماهیگیری میکرد، در حالی که میتوانست در پهنه صید کند. کشورهای جدیدالاستقلال استنادشان این است که عهدنامههای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ به تاریخ سپرده شدهاند و آنها بر رویه تكيه میکنند. ولی آنچه که در یک مرجع و داوری حقوقی بررسی میشود، الویت را به تعهدات قراردادی ميدهد. ضمن اینکه مساله رویه را نیز مد نظر قرار میدهند. من فکر میکنم ایران اگر موفق نشود ۲۰ درصدی که دارد بر سر آن مذاكره میکند را به دست بياورد، (و به نظر هم نميرسد موفقيتي در آن كسب كند)، تنها راهی که میتواند تامینکننده حقوق ایران باشد ارجاع به دیوان بینالمللی دادگستری است. زيرا سه كشور ساحلي ديگر همراه روسیه هستند چون منافع مشترک دارند. از آنجايي كه ایران مشكلات دیگری نیز دارد و با مسائل تحریمها مواجه است مجبور است به روسیه و چین باج دهد و کوتاه میآید. در اين ميان مسكو و پكن نیز هم مزایای اقتصادی دارند و هم استفاده ابزاری میکنند. آنها در قطعنامههای شورای امنیت با غرب همرای میشوند، ولی عملا در گفتار اظهاراتی به نفع ایران میکنند که این گفتار نیز هیچ اثر حقوقی ندارد. بنابراین ایران دو نکته را باید رعایت کند، در ابتدا مشکلاتش را با کشورهای غربی به خصوص آمریکا حل و فصل کند که مجبور نشود به روسيه و چين باج بدهد. و ديگر اينكه ایران زمینه را برای ارجاع پرونده خزر به دیوان بينالمللي داوري مساعد کند. هرچند ارجاع به دیوان منوط به رضایت طرفهای دیگر قرارداد است و حتي اگر به دلیلی آنها موافقت نکردند (و به ظن غالب هم نخواهند کرد) اين امر باعث ميشود موضع ایران تقویت شود. ایران باید روی این بیست درصد ایستادگی جدی کند و به گفته فیتز موریس، حقوقدان معروف؛ وقتی کشوری تقاضای ارجاع به داوری میکند که از نظر روانی منافعی در مقابل طرف مقابل کسب کند. و ایران میتواند ۲۰ درصدش را حفظ کند.

ايران چه اقداماتي بايد انجام دهد كه از نظاميشدن هر چه بيشتر خزر و اقدامات نظامي بيش از حد كشورهاي ساحلي جلوگيري كند؟
 
از اقدامات نظامي جلوگیری نمیتوان کرد ولی ایران به نوبه خود باید توان نظامیاش را افزایش دهد. در این مورد رویههای مختلفی وجود دارد؛ رویه تقسیم کامل، رویه مساوی و رویه مشاع. بنابراین در این مورد وقتی ۴ کشور از ۵ کشور خط مشی همسویی را در پیش بگیرند، پس ایران در اقلیت صفر است و تا به امروز هم وضعیت به همین ترتیب بوده است. در هر اجلاسی که در هر کدام از کشورهای ساحلی برگزار شد و تمام مندرجات قطعنامهها به نفع روسيه رقم خورد (مثلا مخالفت با حضور کشورهای ثالث در دریا) شما اگر قطعنامههاي آخر كنفرانسها را ببينيد در آخر دو نکته را یادآوری میکنند: اول اینکه مذاکراتی برای ترتیبات حقوقی برگزار بشود و در انتها نیز میگویند برای تدوین رژیم حقوقی درياي خزر کنفرانسی تشکیل شود و ما ميبينيم كه راجع به نظام حقوقی به طور جدی بحثی نمیشود، زیرا عملا چیزی باقی نمانده و این كنفرانسها فقط وسیلهای است برای سرگرمی. در مورد سهمیهبندی ماهیگیری نیز کشورها به هیچ وجه پایبند نیستند، در این باره شاهد کاهش نسل ماهیها و حتی صید قاچاق نیز هستیم (مخصوصا جمهوری آذربایجان). پیشنهاد شده بود که تا پنج سال از صید ماهیهای خاویاری جلوگیری شود ولي نه آذربايجان قبول كرده و نه قزاقستان. 

درباره آبهای فوقانی نیز که مشاع اعلام شد، یعنی بستر تقسیم شود اما آبهای فوقانی مشاع باشد. این موضوع نیز به نفع روسیه است چون برای نظامی کردن،دستش باز است و محدودیتی ندارد. اگر قرار باشد آبهای فوقانی تقسیم شود، تحت حاکمیت کشورها درميآيد و ناوگان روسیه محدود به سواحل خودش میشود و به همین دلیل چون میخواهد آزادی کشتیرانی (که البته به نفع همه است) و پایگاه نظامی داشته باشد، خواهان اين موضوع است.

قرار است چهارمين نشست ويژه تدوين رژيم حقوقي خزر در مسكو برگزار شود، شما اين نشست را چطور ارزيابي ميفرماييد؟ آيا موفقيتي در آن براي ايران ميبينيد؟ 
نه، من در آن پیشرفتی نمیبینم. آنچه مد نظر ایران است و به دنبال ترتیبات حقوقی دستهجمعی است، در اين نشست حاصل نخواهد شد. اقدامات کشورهای ساحلی تا به حال به صورت دوجانبه یا سه جانبه بوده است و خبری از روند و رویه متداول در مورد پهنههاي آبي و درياچهها نبوده که به صورت مشترک باشد و همه كشورهای ساحلي شركت داشته باشند. بنابراین ایران را در یک عمل انجام شده قرار دادند و نویدهایی میدهند که تا به حال پیگیری جدی نشده است و به نظر هم نمیرسد فراتر از آنچه که موجود است، امتیازی جدی به ایران داده شود. 

با تشکر از جناب آقاي دكتر هرميداس باوند که وقت خود را در اختیار ایراس قرار دادند.

تنظيم: فاطمه سرلك

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 28331