توصيه مطلب
۱
 
بانی هویت جدید روس‌ها
 

موسسه مطالعات ایران و اوراسیا که در طول سال‌های اخیر سعی زیادی در شناسایی فرهنگ و اندیشه روسیه به ایرانیان و برقراری رویکردی مناسب مابین فرهنگ و اندیشه روس و ایرانی داشته است، نشست نقد و بررسی اندیشه‌های فلسفی تالستوی را با حضور دکتر آبتین گلکار، استاد دانشگاه و متخصص زبان روسی و سیاوش فراهانی مترجم کتاب «خیر در آموزه‌های نیچه و تالستوی» روز ۱۳ مهر ماه برگزار کرد. یکی از نکات مهم این نشست استقبال بسیار خوب علاقه‌مندان به فرهنگ و اندیشه روسی بود که مکان نامناسب برگزاری این جلسه نیز مانع از حضور پرشور آنها نشد.
بانی هویت جدید روس‌ها
 

در ابتدای این برنامه دکتر مهدی سنایی، رئیس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا که به اختصار ایراس خوانده میشود، ضمن نگاهی کوتاه به اندیشههای تالستوی درباره فرهنگ روسی سخن گفت.

سنایی: تالستوی یک ادبیاتی فیلسوف است
دکتر مهدی سنایی در ابتدای این نشست با اشاره به جایگاه تالستوی در ادبیات روسیه اظهار داشت: بحث تالستوی در حوزه هویت روسی فقط مختص به ادبیات نیست بلکه یک حوزه فراتر از فرهنگ و فلسفه را شکل میدهد و در واقع تالستوی یک رماننویس و یک ادبیاتی فیلسوف است. تالستوی در دوره حاضر و در دهه اول و دوم هزاره سوم برای روسها از موقعیت برجستهتری برخوردار است. روسیه درواقع در سالهای اخیر صحبت از هویت نوین روسی و هویت جدید روسیه میکند و اعتقادش هم بر این است که آن، بخشی از هویت غربی نیست بلکه خاستگاه آن هویت خاص روسی، با مرزبندی با اروپا است.

وی افزود: اخیرا هم پوتین در سخنرانیای که داشت اشاره کرد ما از نظر اقتصادی با اروپا همگرایی داریم اما از جهت سیاسی و فرهنگی مرزبندی داریم. حداقل من که از نگاه هویت سیاسی به روسیه نگاه میکنم، این بحث کمی متفاوت از نوع نگاهی است که در این دو دهه در روسیه حاکم بوده است. در دو دهه گذشته ما طیفی را داشتیم که رویکردشان معطوف به غرب بود و روسیه را بخشی از هویت اروپایی و هویت غربی میدانستند یا اینکه اگر روسیه را دارای خاستگاه بیزانسی معرفی میکردند باز هم آن را شاخهای اروپایی و غربی مینمایاندند که در واقع تفاوت آن در حد رم غربی و رم شرقی است.

دکتر سنایی ادامه داد: اما آنچه اخیرا بهخصوص با این دعواها و چالشهایی که اروپا و آمریکا با روسها دارند، مطرح میشود این است که آنها هویت روسی جدید و همینطور صحبت از دموکراسی بومی میکنند و معتقدند این موضوع مبتنی بر مولفههای بومی و روسی است. این دموکراسی بومی و محلی هم حاصل دو دهه تغییرات در این جمهوریها اعم از روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز است.

نماینده نهاوند در مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به سخنرانی رئیسجمهور روسیه در اجلاس ولدای، که در آن روسشناسان از اقصی نقاط دنیا شرکت میکنند، گفت: امسال آقای پوتین شفافتر از پیش تاکید کرد که فرهنگ روسیه بر هویت روسی مبتنی بر اندیشههای پوشکین و تالستوی است. هیچ اشارهای هم حتی به بحث بیزانس نکرد. مقامات روس تصور میکنند حوزه اصلی رقابت کشورها، جنگ نرم و مولفههای نرم قدرت مثل ادبیات، موسیقی و... است. روسیه هم تلاش میکند در حوزه قدرت نرم رشد کند و بتواند حرفهایی در این زمینه بزند. سنایی ادامه داد: روسها معتقدند با بازپروری و بازسازی ادبیات عصر طلاییشان در قرن ۱۹ میتوانند به دنیا یک فلسفه و پیام فلسفی فرهنگی امروزی را ارائه کنند. تالستوی و چند تن دیگر از فیلسوفان و شخصیتهای ادبی روس امروزه بیش از ۱۰ یا ۲۰ سال پیش در روسیه مورد توجه هستند. حتی محافل سیاسی روسیه نیز بهطور خاص به اندیشه و آرای آنها توجه کرده و میخواهد هم برای احیای هویت روسی و هم ارائه پیامی جهانی توسط روسیه از آثار و اندیشههای این اندیشمندان از جمله تالستوی استفاده کند.

گلکار: فلسفه تالستوی عدم مقابله با شر از طریق خشونت است
دکتر آبتین گلکار دومین سخنران این نشست با اشاره به موضوع این نشست، ضمن تقسیمبندی اندیشه تالستوی در سه دسته کلی گفت: یکی از تقسیمبندیها موضوعات فلسفی است که با اسم تالستوی پیوند خورده و در ایران با اسم فلسفه عدمخشونت یا عدممقاومت در برابر شر معروف است. متاسفانه این مفهوم در ایران معمولا مورد بدفهمی قرار گرفته است. تقسیمبندی دوم، بحث کوتاهی درباره رواداری دینی از دیدگاه تالستوی است و در آخر بهطور کوتاه درباره نگاه تالستوی به زن و جایگاه زن در جامعه میپردازیم.

وی درباره تقسیمبندی اول خود و بحث در مورد اندیشههای فلسفی این نویسنده روس اظهار داشت: فلسفهای را به تالستوی نسبت میدهند که نام درست آن عدم مقابله با شر از طریق خشونت است که متاسفانه بسیاری مواقع میگویند عدم مقابله و مقاومت در برابر شر. اکثرا نیز برداشتی که دارند این است که تالستوی گفته هر شر و خشونتی که نسبت به شما روا میشود نباید در برابر آن هیچ واکنشی نشان دهید. در حالی که اندیشه تالستوی به این شکل نیست و بدفهمی درباره این حرف وجود دارد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: نقطه آغاز این فلسفهای که تالستوی آن را بنیان گذاشته در رمان جنگ و صلح است. در اواخر این رمان شخصیت داستان در کنار یک دهقان روس در زندان قرار میگیرد. این دهقان ساده یک فلسفه روشن برای ادامه زندگی دارد که میگوید هر چیزی پیش آید باید با روی خوش آن را پذیرفت و سعی کرد خود را با آن شرایط تطبیق داد. به عبارت دیگر لازم نیست انسان برای تغییر شرایط تلاشی کند و هر چیزی که پیش آمد باید پذیرفت. تالستوی عملا در این رمان با این شخصیت همدلی نشان میدهد و این فلسفه زندگی را ترویج میکند.

دکتر گلکار ضمن بیان این مطلب که در همان زمان منتقدان روس به این طرز تلقی حمله کردند، اظهار داشت: سال ۱۸۶۱ سال مهمی در تاریخ روسیه است زیرا حق بردهداری در این کشور لغو و یکی از آرمانهایی که نویسندگان روسیه خیلی برای آن تلاش کردند، محقق شد. بعد از الغای بحث بردهداری، مبارزه هدف جدیدی پیدا کرد و تبدیل به براندازی حکومت تزاری شد. جمعیتهای مخفی زیادی تشکیل شد که به مبارزههای مسلحانه دست میزدند. چند بار تزار را ترور کردند و حتی تزار الکساندر دوم را کشتند. بنابراین اینکه نویسندهای بیاید و شخصیتی را معرفی کند که بگوید هیچ نیازی به مبارزه نیست و حکومت تزار را باید همینگونه پذیرفت خیلی مورد انتقاد نویسندگان دموکرات-انقلابی روس قرار گرفت.

وی افزود: این نقطه آغاز فلسفه تالستوی است. او به اینجا محدود نماند و در ۳۰ سال آخر زندگی خود دچار یک تحول روسی شد و کلا در دیدگاههایش تجدیدنظر کرد. از جمله درباره همین مساله او میگوید من بارها و بارها انجیل را میخواندم و بهخصوص به یک جمله معروف اشاره میکند که میگوید «اگر کسی به گونه راست تو سیلی زد، گونه چپت را هم پیش بیار.» تالستوی میگوید من بارها این جمله را میخواندم و معنی آن را نمیفهمیدم و نمیدانستم انسان برای چه باید چنین رنجی را تحمل کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به این مساله که تالستوی بعدها متوجه میشود که قبل از این جمله، جمله دیگری هم در انجیل با این مضمون بوده است، ادامه داد: «من میگویم با شر مقابله نکنید و اگر کسی به گونه راست تو سیلی زد گونه چپ را نیز به سوی او بگردان.» خود تالستوی میگوید اغلب روسها و مسیحیان، قسمت اول این کلام را نادیده میگرفتند. اتفاقا او میگوید کلید درک این جمله در قسمت اول است که میگوید «با شر مقابله نکنید.» تالستوی میگوید منظور این نیست که اگر کسی به گونه شما سیلی زد حتما گونه دیگری را به سوی او بگردانید، بلکه فقط به خشونت متوسل نشوید. هر کسی در برابر شما به خشونت متوسل شد شما در برابر او مقابله به مثل نکنید. تالستوی نمیگوید مقاومت نکنید بلکه تاکید دارد که با شر مقابله به مثل نکنید. تالستوی انفعال در برابر خشونت را ترویج نمیکند بلکه یکی از راههای مقاومت را نفی میکند او میگوید به هر شکل دیگری غیر از راههای خشونتآمیز باید در برابر شر ایستاد.

دکتر گلکار درباره نحوه برخورد با هر نهاد، سازمان یا فردی که حامی خشونت باشد در اندیشه تالستوی گفت: این نویسنده روس میگوید شما حق همکاری یا اطاعت از چنین کسی را ندارید. در این باره او کلیسا را مثال میزند. میگوید کلیسایی که خود جنگ را ترویج میکند نباید پیرو آن کلیسا بود. علت اختلاف شدید تالستوی با کلیسا هم همین بود. در سال ۱۹۰۱ کلیسای ارتدوکس تالستوی را تکفیر کرد و رسما از دین مسیح بیرون راند و هنوز آن تکفیر را باطل نکردهاند. او درباره حکومتی که در پی جنگافروزی است نیز همین نظر را میدهد و سربازان را از جنگیدن برای چنین حکومتی بر حذر میدارد. حتی اگر به سختیهای زیادی بینجامد اما باید با شر مقابله کرد.

گلکار ضمن بیان این مساله که روشهای تالستوی در برخورد با خشونت بسیار سخت است، گفت: خود او میتوانست این کارها را انجام دهد اما میدانست که در شهر این کارها عملی نیست. یعنی خیلی از مردم آمادگی چنین کارهایی را ندارند. به همین دلیل بیشتر سعی میکرد روستاییان را به این رویه ترغیب کند و میگفت در روستا خیلی راحتتر است. ازجمله اینکه افراد را به عدم پرداخت مالیات و نفرستادن فرزندان به خدمت سربازی توصیه میکرد. او از نظر اخلاقی توصیه میکند به هیچ وجه با شر همراه نشوید و به آن جنبه اجتماعی میدهد و به همه ملتها نیز آن را تاکید میکند.

وی افزود: تالستوی میگوید به نظر میرسد برای همه انسانهایی که از قوه تعقل معذور نیستند روشن باشد که خشونت تولید خشونت میکند و تنها وسیله خلاصی از خشونت شرکت نکردن در آن است. اگر ملتهایی به بردگی کشیده شدهاند فقط به آن دلیل است که یا از طریق خشونت با خشونت مبارزه کردهاند یا بهخاطر منفعت شخصیشان در خشونت شرکت جستهاند.

این استاد دانشگاه در تبیین پیشبینی تالستوی از وقوع جنبشهای استقلالخواهانه در هند اظهار داشت: تالستوی پیش از استقلال هند پیشبینی میکند اگر مردم این کشور در مقابل انگلیس مقاومت میکردند، هیچگاه چنین وضعی نداشتند. دقیقا هندیها به رهبری گاندی که خود متاثر از اندیشههای عدم خشونت تالستوی بود، استقلالشان را از انگلیس به دست آوردند. به همین علت است که گاندی درباره تالستوی میگوید: تالستوی بزرگترین حواری عدم خشونت بود که قرن ما را به وجود آورده است. هیچکس در غرب پیش و پس از او به طریقی چنین کامل درباره عدم خشونت ننوشته و سخن نگفته است.

وی در توضیح تقسیمبندی دوم از اندیشههای تالستوی گفت: تالستوی به مساله رواداری مذهبی توجه ویژهای نشان میداد. او معتقد بود به کسانی که به ادیان دیگر اعتقاد دارند، اجازه داده شود دینشان را داشته باشند. او مقالهای نیز در این باره و با همین نام «رواداری دینی» دارد. او در این مقاله اعتقاد کلیسای ارتدوکس درباره خطاناپذیری کلیسا را رد میکند و مذهب ارتدوکس را بهعنوان پدیدهای معرفی میکند که در حال تکامل است و ممکن است خطا کند و دوباره خود را تکمیل کند.

او در کتاب رستاخیز خودناکارآمدی سیستم قضایی را نیز نشان میدهد و در آن نیز دلیل این ناکارآمدی را مبتنی بودن این سیستم بر خشونت میداند. او در نمایشنامه مرده متحرک نیز این سیستم قضایی را زیر سوال میبرد.

گلکار درباره نگاه تالستوی به زنان اظهار داشت: تالستوی در نگاه به زن در جامعه سنتی است. ازجمله در رمان جنگ و صلح قهرمان زن اصلی در پایان رمان به شکل یک زن ایدهآل تالستوی نمودار میشود. زن ایدهآل از دید او زنی بود که خودش را کاملا وقف خانواده کند و در فعالیتهای اجتماعی شرکت نکند و مهمترین وظیفهاش رسیدگی به خانه و خانواده باشد. در دهه ۱۸۶۰ که تالستوی این رمان را نوشت دقیقا جنبشهای فمینیستی در اروپا و روسیه قوی شده بود. تالستوی خیلی مواقع زیبایی ظاهری را برای زنان یک خصوصیت منفی میشمارد و شخصیتهای داستانهای او صورت زشت و سیرت زیبا دارند و اعتقاد دارد صورت زیبا میتواند دلیلی برای فریفتن مردان باشد.

سیاوش فراهانی: تالستوی اصالت عقلی را رد میکرده است
سیاوش فراهانی مترجم کتاب «خیر در آموزههای نیچه و تالستوی» بهعنوان سخنران سوم این نشست درباره این کتاب گفت: کتاب خیر در آموزههای نیچه و تالستوی در سال ۱۹۰۲ تالیف شده؛ در زمانی که هنوز تالستوی زنده بوده است. پیش از اینکه من بخواهم در مورد کتاب صحبت کنم اجازه دهید کمی در مورد خود تالستوی صحبت کنم چون انتقادات بسیار زیاد و عادلانهای بر او وارد است. یکی از انتقاداتی که از طرف لیبرالها و چپهای روسیه بر او وارد شده درباره انقلاب ۱۹۰۵ روسیه است.

وی افزود: مرتبط ساختن تالستوی با انقلابی که او آن را درک نمیکرد در نگاه اول عجیب و تصنعی به نظر میرسد اما آیا نباید چیزی را که به درستی پدیدهها را منعکس مینماید آیینه بنامیم و اگر تالستوی به راستی نویسنده بزرگی باشد باید لااقل برخی از جنبههای انقلاب ۱۹۰۵ را در آثار خود منعکس کرده باشد. بخش عمده فعالیت او بین ۱۸۶۱ تا ۱۹۰۵ شکل گرفته و او بهعنوان یک نویسنده و متفکر دینی ویژگیهای نخستین انقلاب روسیه را منعکس میسازد. یکی از ویژگیهای این انقلاب این بود که انقلابی بورژوایی-دهقانی بود. تالستوی فقط اشراف و روستاییان را میشناخت و بورژوازی در آثار او دیده نمیشود و نمیدانست چه نیروهایی دارند این جنبش را میسازند. خود لنین میگوید تالستوی اصلا پرولتاریا را نمیشناخت، تالستوی اصالت عقلی را رد میکرده است. مترجم این کتاب در پایان صحبتهای خود ضمن بیان این مساله که وجه اشتراک تالستوی و نیچه در کتاب بررسی شده است، گفت: این کتاب از نظر مفاهیم کتاب بسیار غنی است و کسانی که میخواهند آن را بخوانند باید حداقل دو بار آن را مطالعه کنند تا متوجه مفاهیم کتاب شوند.

منبع: فرهيختگان

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 31283