توصيه مطلب
۱
 
داستان‌هاي پند آموز معاصر روسيه
داستان هفته: "شيشه‌ي پر"
 

داستان هفته: "شيشه‌ي پر"
 

استاد فلسفه رو به روی شاگردان خویش در کلاس درس می ایستد و یک شیشه ی پنج لیتریای را برمیدارد و آن را با سنگریزههایی کوچکتر از قطر سه سانتی متر پر میکند.در آخر از دانشجویان میپرسد:آیا شیشه پر است؟ دانشجویان جواب دادند: بله پر است. 

در آن هنگام او شیشه را باز کرد و درونش مقداری نخود ریخت و کمی آنرا تکان داد.نخودها جاهای خالی میان سنگریزه ها را پر کردند.یکبار دیگر استاد از شاگردانش پرسید،آیا شیشه پر است؟ دانشجویان جواب دادند: بله،پر است. 

در آن هنگام او جعبهای که پر از شن بود را برداشت و محتویات آنرا در شیشه خالی کرد. بطور طبیعی دانههای شن تمام جای خالی میان سنگریزهها را پر کردند و همه چیز را پوشاندند. یکبار دیگر استاد پرسید آیا شیشه پر است؟ و اینبار دانشجویان همگی یکصدا جواب دادند: بله، پر است. 

سپس استاد از پشت میز لیوانی پر از آب برداشت و آب را تا آخرین قطره در داخل شیشه ریخت و تمام شنها را خیس کرد. دانشجویان خندیدند. هم اکنون می خواهم که شما به این نکته پی ببرید که این شیشه زندگی شماست. سنگریزهها مهمترین و اصلیترین اجزاء زندگی شما هستند. یعنی خانواده، سلامتی، دوستان و فرزندانتان و تمام چیزهایی را که برای زندگی لازم و ضروری هستند. در زندگی خود در شرایطی که همه چیز را از دست دادهاید باز هم به بهترین صورت زندگی کنید. نخودها هم چیزهایی هستند که فقط برای شخص شما مهم هستند مثل کار، خانه و ماشین ،شنها هم مسائل کوچک زندگی هستند. 

اگر از همان ابتدا شیشه را با شن پر کنیم جایی باقی نخواهد ماند که بتوانیم نخود و سنگها را بریزیم.این مسأله در مورد زندگی شما هم صدق خواهد کرد.اگر تمام زمان و انرژی خود را صرف خرده ریزهای زندگی کنید جایی برای مسائل مهم زندگی باقی نخواهد ماند. 

در زندگی مشغول چیزی شوید که برایتان خوشبختی به ارمغان بیاورد. مثلاً با فرزندان خود به بازی بپردازید، زمانی برای همسر خود اختصاص دهید و با دوستان خود ملاقات کنید. همیشه برای کار کردن زمان خواهد بود.خانه را مرتب کنید،اتومبیل خود را تعمیر کنید و بشویید. قبل از هر چیز ظرف زندگی خود را با سنگریزه ها پر کنید. یعنی مهمترین مسائل زندگی خود و اولویت های زندگی خود را مشخص کنید و سپس بقیه ی شیشه را با شن پر نمایید. 

در آن هنگام دختری از دانشجویان دست خود را بلند کرد و از استاد پرسید:در اینجا آب چه مفهومی دارد؟ استاد لبخندی زد و گفت:خیلی خوشحالم که چنین چیزی از من پرسیدید. آب را من به این جهت در شیشه ریختم که به شما نشان دهم حتی اگر در زندگی مشغله ی زیادی داشتید ولی باز هم جایی برای استراحت و ولنگاری وجود دارد. 

نويسنده: آندري ويكتوروويچ ياكوشف 

ترجمه:
مهناز دارمي
 

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 25506