توصيه مطلب
۰
 
شعر هفته: "در گورستان"
 

شعر هفته: "در گورستان"
 
کنار قبری دراز کشیدهام
و مینگرم گردش ابرها را در بلندای آسمان
و پرواز پرستوها را زیر تابش طلایی خورشید.
و به نظاره نشستهام پیچش افرا را در دل کاج
و مینگرم به تصویر اعجازانگیز اهتزاز برگها.
نگاه میکنم به سایههایی که مدام طویلتر میشوند
به گرگ و میش هوا
به عنکبوتها و تارهای سستشان
و به پرواز زنجرهها...

گوش میسپارم به صدایی از دل خاک
یک نفر خوابیدست، با خاک نجوا میکند
صدایی فرا میخواندم:
گوش کن، خیلی وقت است که از خفتن بیزارم،
بگذار نفسی بکشم
بگذار به این لاجورد آسمان نگاهی بیندازم
بگذار سینهام فراخی یابد.
در دنیای مردگان فقط سکوت است و سیاهی
بوی تعفن است و نموری،
چشمانم پر ز خاک است
و جمجمه خالیام جولانگاه کرمها،
خستهام ز این گهواره خاموش.

کنار قبری دراز کشیدهام.
و مینگرم به رقص ابرها در آسمان،
که چگونه روز به اوج میرسد،
و چگونه ماه رنگپریده هویدا میگردد.
چگونه پرواز میکنند شبپرهها،
و چگونه میخزند کرم شبتابها...

شعر از: کانستانتین کانستانتینویچ اسلوچیفسکی
برگردان به فارسی: فاطمه محمدی
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 25542