توصيه مطلب
۰
 
توطئه سکوت پیرامون ایران در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی
 

توطئه سکوت پیرامون ایران در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی
 
ایراس؛ قرارداد درباره تشکیل اتحادیه اقتصادی اورآسیایی که روز ۲۹ ماه می در آستانه به امضا رسید، به معنی ظهور بزرگترین اتحادیه جدید اقتصادی بعد اتحادیه اروپا است که در سرزمین عظیمی با ۱۷۰ میلیون نفر جمعیت گسترش یافته است. این رویداد واقعاً تاریخی و مرحله ساز است. ولی به دلیل معینی، بسیاری از ناظران احساس انکار ناپذیری می کنند که چیزی مسکوت شده و اینکه پیرامون اتحادیه جدید یک نوع ابهام مرموز وجود دارد.

راه شرکت کنندگان در اتحادیه به سوی امضای قرارداد مربوطه بیش از ده سال طول کشید. طی همین مدت مبارزه دو نظریه عقیدتی اتحادیه جدید جریان داشت. پیروان یک دیدگاه با اصرار تأکید می کردند که اتحادیه جدید باید از همان ابتدا از بالاترین درجه همگرایی و از جمله پاسداری مشترک از مرز و داشتن نیروهای مسلح واحد، برخوردار شود. ولی دیدگاه دوم که قبل از همه نخبگان سیاسی قزاقستان مبین آن بودند، بر گنجاندن فقط طرح های اقتصادی در حوزه فعالیت اتحادیه تأکید می نمودند.

در نهایت امر همین دیدگاه دوم برنده شد. "صمد اوردابایف" معاون وزیر خارجه قزاقستان با غرور معینی خاطرنشان کرد: "ما از سیاسی کردن قرارداد و اتحادیه فاصله گرفتیم. تمام استخوانبندی آن از تعامل اقتصادی تشکیل شده است. به برکت موضع گیری پیشگیرانه قزاقستان مسایل تابعیت مشترک، سیاست خارجی، همکاری بین مجالس، امور پاسپورت و ویزا، پاسداری مشترک از مرز، کنترل صادرات و غیره از قرارداد حذف شدند".

با وجود اینکه ایگور شوالوف مذاکره کننده اساسی روس در باره مسایل همگرایی از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزید تا طرف قزاقستانی را متقاعد کند که "در جهان معاصر طرح حفظ استقلال و حق حاکمیت دولتی همزمان با شرکت در اتحادیه های همگرایانه اقتصادی به خوبی طراحی و تجربه شده است" و با وجود تلاش های زیاد و وقت گیر طرف روس برای متقاعد کردن شرکای قزاقستانی به اینکه تصمیمات پیشنهادی به حق حاکمیت آنها تعدی نمی کند، او نتوانست بر مواضع آستانه غلبه کند.

بدیهی است که هر گونه همگرایی وقت زیادی می برد. اتحادیه اروپا طی مدت حدود ۴۰ سال به سوی وضعیت جاری خود حرکت می کرد و به نظر می رسد که اتحادیه اقتصادی اورآسیایی هم به ده ها سال وقت احتیاج دارد. ولی فعلاً همگرایی ناقص به نظر می رسد. راستش را بخواهید، فرق چندانی بین اتحادیه گمرکی فعلی و اتحادیه اقتصادی اورآسیایی که به وجود می آید، موجود نیست. باید واقع بین باشیم و بفهمیم که یک نوع فضای اقتصادی به وجود آمده است که تنها امتیاز آن، ابعاد سرزمین است. در حالی که اتحادیه اقتصادی اورآسیایی از نظر مساحت کشورهای عضو از اتحادیه اروپا ۴.۷ برابر بیشتر است (۲۰ میلیون و ۳۵.۲ هزار کیلومتر مربع دربرابر ۴ میلیون و ۲۷۱.۶ کیلومتر مربع در اتحادیه اروپا)، از نظر جمعیت، اتحادیه اروپا (۵۰۵.۶ میلیون نفر) از اتحادیه اقتصادی اورآسیایی (۱۷۲.۹ میلیون نفر) به میزان ۲.۹ برابر بزرگ تر است. شکاف اقتصادی از آن بیشتر است: تولید ناخالص ملی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۲ برابر ۱۳۰۶۸ میلیارد یورو و حدود ۲۵% تولید ناخالص ملی جهانی بود در حالی که در همان سال تولید ناخالص ملی جمعی روسیه، بلاروس و قزاقستان به پول یورو معادل ۲.۲ هزار میلیارد یورو بود که قریب به ۵% تولید ناخالص ملی جهانی را تشکیل داده و از همین رقم اروپایی ۶ برابر کمتر است.

توطئه سکوت پیرامون ایران

اتحادیه اقتصادی اورآسیایی از نظر ابعادی که دارد، به پای قطب جدید جهانی یا «مرکز قدرت» نمی رسد و یک اتحادیه منطقه ای بیش نیست. می توان و باید بر این حالت منطقه ای غلبه کرد ولی به این منظور باید جهت گیری گسترش خارجی اتحادیه یعنی جهت گیری کاربرد تلاش ها برای جستجوی متحدان و شرکاء را تعیین کرد. در اینجاست که
باید واقعیت را در نظر بگیریم و بگوییم که ایران با وجود سودی که ممکن است از شرکت فعال حتی با موقعیت حقوقی ویژه در روندهای همگرایی ببرد، می تواند خسارات قابل توجهی هم متحمل شود.
تصویر نسبتاً جالبی به وجود می آید. همه، تلاش های قزاقستان برای ممانعت از تبدیل شدن اتحادیه گمرکی به اتحادیه سیاسی فرا ملیتی نظیر اتحاد شوروی یا اتحادیه اروپا را به خاطر دارند که نورسلطان نظربایف به همین خاطر مخالف الحاق قرقیزستان و تاجیکستان و طی مدت زیادی مخالف عضویت ارمنستان بود ولی ناگهان مبتکر پذیرش ترکیه شد. 

ابتکار رهبر قزاقستان با تعجب آشکار قبل از همه ترکیه روبه رو شد، زیرا آنکارا حتی نمی توانست فکرش را بکند که می خواهد عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیایی شود و فقط از نورسلطان نظربایف این اطلاعات را دریافت کرد. امروزه وضعیت به همین اندازه مرموزی شکل می گیرد زیرا درباره امکان همگرایی با کشورهای ثالث گفته شد: اعضای اتحادیه جدید درباره فعال کردن مذاکرات با ویتنام درباره تشکیل منطقه تجارت آزاد، تحکیم همکاری و تعامل با چین از جمله در زمینه تبادل اطلاعات درباره کالاها و خدمات و تشکیل گروه های کارشناسان در جهت طراحی رژیم های امتیاز دار تجارت با هند و اسراییل به توافق رسیده اند.

در همه این سفسطه بافی های فکری سیاسی مبنی بر اینکه «با چه کسی همگرایی کنیم؟» که طی سه سال اخیر همیشه «تولد» اتحادیه را همراهی می کردند، یک عنصر مشترک و پایدار وجود دارد و آن مسکوت کردن شرکت ایران به عنوان عضو برابر حقوق و تمام عیار اتحادیه اورآسیایی است. این توطئه از چارچوب منطق سالم سیاسی خارج است زیرا قدرت منطقه ای را حذف می کند که شراکت با آن کلید حل و فصل مسایل فراوان اعم از اقتصادی (نظیر تثبیت بازار گاز و ایجاد زیرساخت خطوط ارتباطی) تا نظامی سیاسی (مانند «خطر افغانی» و حضور قدرت های فرامنطقه ای در قفقاز جنوبی و دریای خزر) می باشد. این نشانه نه تنها فقدان دانش حرفه ای مسئولین همگرایی بلکه مشکلی عمیق تر است که می توان آن را ترس بیمارگونه از توانمندی ایران تعبیر کرد.

عامل ایرانی در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی

عامل ایرانی در روند همگرایی حتی به صورت تشکیل منطقه تجارت آزاد با تهران تبعات ذیل خواهد داشت:

۱- ایران می تواند به بزرگترین شریک بازرگانی اتحادیه اقتصادی اورآسیایی در خاور میانه و در آسیای مرکزی و به بازار وسیع فروش کالاهای اتحادیه نظیر ماشین و ماشین آلات، تجهیزات، وسایل نقلیه، محصولات فلزی، چوب و الوار و کالاهای دیگر با ارزش افزوده بالا تبدیل شود.

۲- اتحادیه اقتصادی اورآسیایی از طریق همکاری با ایران به بازارهای خاور میانه و به مهمترین مسیرهای حمل و نقل دسترسی پیدا خواهد کرد.

۳- تشکیل منطقه تجارت آزاد با ایران موجب پیوستن پاکستان و هند به این منطقه، آن هم نه به طور تصنعی «از روی سر دیگران» بلکه به طور طبیعی، به حکم واقعیات و منطق توسعه اقتصادی منطقه، خواهد شد.

۴- بازار داخلی مصرفی اتحادیه اقتصادی اورآسیایی بعد از ایجاد این منطقه تجارت آزاد دربرابر ورود گسترده کالا های چینی پایداری بیشتری خواهد داشت زیرا رقابت واقعی به وجود خواهد آمد.

۵ – روسیه، قزاقستان و ایران که در قالب راهبرد واحد اقتصادی و در فضای واحد اقتصادی فعالیت کنند، از امکان اجرای طرح های بزرگ زیربنایی در خزر برخوردار خواهند شد که ضرورت آن نضج گرفته است.

۶- منطقه تجارت آزاد با ایران به اتحادیه اقتصادی اورآسیایی وزن اقتصادی و اعتبار سیاسی خواهد بخشید و لذا به دنبال ایران، سایر کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای کلیدی جهان اسلام به شرکت در آن علاقه مند خواهند شد.

۷- ایالات متحده و غرب در آینده نزدیک به نبرد بی امان برسر جلب ایران به مدار خود خواهند پرداخت. آنها خوب می فهمند که اگر کشوری چون ایران همراه آنها باشد، می توانند برای روسیه و کشورهای آسیای مرکزی مشکلات تصور ناپذیری ایجاد کنند، از رشد اقتصادی چین ممانعت کنند و عراق و افغانستان را بهتر کنترل نمایند. و بالعکس، ایجاد منطقه تجارت آزاد با ایران یا عضویت تمام عیار ایران در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی اجازه خواهد داد که ایران به مدار توسعه اورآسیایی جلب شود و دور برنامه های آمریکا و غرب مبنی بر استفاده از عامل ایرانی برای ویرانی و تضعیف روسیه و کشورهای آسیای مرکزی خط کشیده شود.

شانتاژ آشکار روسیه با وفاداری به اتحادیه اورآسیایی

در فوق تنها تبعات اساسی جلب یا عدم جلب ایران به برنامه های اقتصادی همگرایی برشمرده شده است ولی در صورت تشکیل بلوک «اتحادیه اقتصادی اورآسیایی به اضافه ایران» حتی معماری امنیت منطقه ای شکل دیگری به خود خواهد گرفت و روند همگرایی سرعت خواهد یافت که غرب این واقعیت را نیک می فهمد.

استدلال اساسی مخالفان جلب ایران به فرآیندهای
مسئولین کاذب همگرایی ضمن طرح این استدلال که شرکت ایران در روندهای همگرایی باعث نارضایتی غرب خواهد شد (گویا الآن غرب از ما راضی است!)، فراموش می کنند که غرب مدتهاست که تصمیم بر خصوصی سازی نهایی بخشی از فضای شوروی سابق را گرفته است
همگرایی (در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و سازمان همکاری شانگهای) ناظر بر آن است که این نوع همگرایی با واکنش منفی غرب روبه رو خواهد شد. باید از آنجا شروع کنیم که غرب به همه روندهای همگرایی در فضای شوروی سابق که زیر نظر آن نباشد، خصومت می ورزد. این نکته اول است. دوم اینکه شرکت ایران در اتحادیه برای عوامل کاذب همگرایی خطرناک است که سعی می کنند معنی و هدف این اتحادیه را اخته کنند زیرا در این صورت سد محکمی بر سر راه بالهوسی های نابجا، ارعاب و اخاذی آشکار از روسیه برای به دست آوردن امتیازات مکمل ایجاد خواهد کرد که این خواست ها چیزی جز «بهای وفاداری» نیست.

شرکت ایران در روند های همگرایی از این نظر هم برای غرب خطرناک است که در این صورت همه اهرم های قبل از همه اقتصادی که واشنگتن و بروکسل برای اعمال فشار بر تهران به کار می برد، بی فایده خواهند شد. بیش از این، توسعه اتحادیه اقتصادی اورآسیایی تحرک اصولاً جدیدی دریافت خواهد کرد. کشورهایی که در مورد انتخاب جهت گیری همگرایی و برخورد با این اتحادیه مردد هستند، به تکاپو خواهند افتاد تا سود از محل شراکت با اتحادیه جدید را از دست ندهند زیرا این اتحادیه دربرگیرنده اقتصاد های در حال توسعه پویا است و با دو کشور اساسی ضد غربی چین و ایران روابط راهبردی دارد.

آیا تهران به عضویت در اتحادیه احتیاج دارد؟

مسئولین کاذب همگرایی ضمن طرح این استدلال که شرکت ایران در روندهای همگرایی باعث نارضایتی غرب خواهد شد (گویا الآن غرب از ما راضی است!)، فراموش می کنند که غرب مدتهاست که تصمیم بر خصوصی سازی نهایی بخشی از فضای شوروی سابق را گرفته است که این واقعیت یک بار دیگر توسط شتفان فوله کمیسر اروپایی در زمینه گسترش اتحادیه اروپا و سیاست اروپایی مورد تأکید قرار گرفت. وی خواهان پذیرش اوکراین، مولداوی و گرجستان به اتحادیه اروپا به عنوان اعضای تمام عیار شد و گفت: «اگر ما جداً بخواهیم دولت های اروپای شرقی را بازسازی کنیم، باید از نیرومندترین ابزاری که داریم یعنی گسترش (اتحادیه اروپا) استفاده کنیم».

غربی ها درباره ضرورت گسترش اتحادیه اروپا و به دنبال آن ناتو تردیدی ندارند. ولی در کشورمان هر گام آشکار و ضروری باعث نگرانی و اضطراب می شود که «آیا غرب آن را تأیید می کند و نکند عصبانی شود!». ایران می تواند به عامل ارزنده و نیرومند روندهای همگرایی در فضای اورآسیایی تبدیل شود و توان اقتصادی، علمی و دفاعی خود را به خزانه عمومی اضافه کند و کشورهای مرددی را که سعی می کنند همراه با بازارهای خود از سلطه دلار رها شوند، به دنبال خود بکشد.

ولی تنها به شرط پیش دستی آستانه، مسکو و مینسک در برداشتن گام های مثبت به سوی ایران است که تهران می تواند در این کار شرکت فعالی بکند. باید واقعیت را در نظر بگیریم و بگوییم که ایران با وجود سودی که ممکن است از شرکت فعال حتی با موقعیت حقوقی ویژه در روندهای همگرایی ببرد، می تواند خسارات قابل توجهی هم متحمل شود. اولاً، در ایران عده زیادی روسیه و به تبع آن اتحادیه اقتصادی اورآسیایی را به عنوان شریک مطمئن برای روابط بلندمدت تلقی نمی کنند. ثانیاً، تهران خوب می فهمد که شرکت آن در اتحادیه با مقاومت شدید مسئولین کاذب همگرایی در فضای شوروی سابق روبرو خواهد شد که از اندیشه همگرایی به عنوان شعار تبلیغاتی استفاده کرده و قصد تحقق بخشیدن آن را ندارند. شرکت ایران در اتحادیه اقتصادی اورآسیایی مانع از آن می شود که آنها احساس راحتی بکنند، روسیه را شانتاژ کنند و از آن به عنوان پاداش وفاداری به اتحادیه، میلیاردها دلار بگیرند. ثالثاً، ایران خوب می فهمد که همه حرکات واقعی به سوی اتحادیه اقتصادی اورآسیایی موجب اوج گیری جدید خصومت با تهران و حتی شکست کامل توافقات در حال شکل گیری درباره «پرونده هسته ای» ایران در چارچوب گروه ۱+۵ خواهد شد.

امضای سند نهایی درباره تشکیل اتحادیه اقتصادی اورآسیایی، اوج گیری روند همگرایی در مرحله جاری است. کاهش تبادلات بازرگانی در چارچوب اتحادیه گمرکی به میزان ۱۲.۶% که زنگ خطر بود، این گمانه را به وجود می آورد که توان بالقوه به دست آوردن نتیجه سریع اقتصادی ته کشیده است و اینکه به علت اختلاف نظرهای فزاینده اقتصادی و سیاسی و افزایش رویارویی نخبگان سیاسی این روند بیش از پیش کند خواهد شد. کشورهای ما بر خلاف اتحادیه اروپا چهل سال وقت ندارند زیرا کسی این فرصت را به ما نمی دهد. و لذا برای ادامه همگرایی «معالجه با شوک» و تحرک نیرومند و گامی لازم است که پویایی جدید را رقم بزند. شراکت اتحادیه اقتصادی اورآسیایی با ایران می تواند حکم این تحرک و انگیزه را داشته باشد که همگرایی را به سطح جدیدی ارتقا داده و بدان حالت نه منطقه ای بلکه جهانی بدهد. در حقیقت امر، تنها چیزی که برای انجام این کار لازم است، اراده سیاسی و فقدان ترس از غرب است.

منبع: ایران رو

پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 36234