توصيه مطلب
۰
 
روسیه و عربستان؛ همپیمانان تازه در خلیج پارس
 

یوری بارمین طی یادداشتی در راشا دایرکت به بررسی روابط کنونی میان فدراسیون روسیه و عربستان سعودی پرداخته است. وی معتقد در دهۀ گذشته، روابط میان روسیه و عربستان سعودی، در بهترین حالت روابط سردی بوده است.
روسیه و عربستان؛ همپیمانان تازه در خلیج پارس
 
ایراس؛ در هفته های اخیر شاهد افزایش خشونت در خاورمیانه و پیشروی گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش (ISIS) در عراق و گرفتن بدون زحمت مناطق بزرگی از قلمرو این کشور بوده ایم. بی ثباتی فزاینده در منطقه موجب رخ دادن تحولات عظیمی در درون اتحادهای سیاسی شده است. در حالی که کاخ سفید به فرستادن نیروی نظامی به مقصد بغداد می اندیشد، وزیر امور خارجۀ روسیه سرگئی لاوروف از عربستان سعودی که متحد قدیمی ایالات متحده در منطقه و یکی از ذینفعان کلیدی در بحران عراق است، دیدار می کند. 

روسیه در پی اجرای نقشی بزرگ تر در خاورمیانه بوده است، اما عدم توانایی مسکو در موفقیت در خلیج فارس، یعنی کلید تأثیرگذاری بر خاورمیانه، بارها مانع از این شده که بتواند جانشین ایالات متحده که شریکی قابل اعتماد برای قدرت های منطقه است، گردد. برخلاف این پیش زمینه، دیدار لاوروف از عربستان سعودی این فرصت را برای مسکو فراهم کرده است که به کشورهای حوزۀ خلیج فارس ثابت کند که در حقیقت این کرملین است که این روزها در سوریۀ بحران زده و ایران نافرمان دارای نفوذ و تأثیرگذاری می باشد و نه کاخ سفید. 


► روسیه و عربستان سعودی: تحول در روابط سرد
 
در دهۀ گذشته، روابط میان روسیه و عربستان سعودی، در بهترین حالت روابط سردی بوده است. دشمنی میان مسکو و ریاض تحت تأثیراختلافات شدید در مورد مسئولیت کرملین در جنبش جدایی طلبان چچن در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ و نقش اتهامات ریاض در آن، دیکته می شد. با این حال، اکنون بزرگ ترین تفاوت میان این دو در موضع آنها نسبت به جنگ داخلی سوریه و برنامۀ هسته ای ایران است. 

عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس) (GCC) دائم پشتیبانی بی قید و شرط روسیه از دمشق و تهران را مورد انتقاد قرار داده اند. با این وجود روابط روسیه-عربستان از فوریۀ ۲۰۱۴، یعنی هنگامی که وزیر امور خارجه، شاهزاده سعود الفیصل حاکمیت بر سیاست عربستان سعودی را در قبال سوریه، از شاهزاده بندار بن سلطان (رئیس اطلاعات سعودی از اپوزیسیون سوریه که پشتیبانی مالی می کرد، گرفت تغییر کرد. 

از لحاظ ژئواستراتژیک این بدین معناست که عربستان سعودی در حال بازنگری در اتحاد پریشان خود با ایالات متحده و امیدواری به یک سیاست دقیق نسبت به سوریه در یک تصمیم به موقع نسبت به بحران کنونی عراق و اتهامات وارده به سعودی مبنی بر اینکه پشتیبانی مالی سعودی موجب افتادن سوریه به دست ISIS است، برآمده است. 

این تصمیم ریاض با تب و تاب دیدار میان مقامات ارشد روس و مقامات سعودی همراه شد که پیشتر در ماه ژوئن در سوچی میان رئیس جمهور روسیه ولادمیر پوتین و وزیر امور خارجه سعود الفیصل انجام شد. با این پیش زمینه، دیدار لاوروف از جده که یکی از شهرهای اصلی و پر رفت و آمد عربستان است، فصل جدیدی از روابط دوجانبه و احتمالاً تحول بزرگی در اتحادهای منطقه ای را می گشاید. 


► عراق و سوریه: نقاط عطف 

در جده، لاوروف و همتای سعودی او طیفی از موضوعات از تقویت مناسبات اقتصادی گرفته تا بهبود همکاری هسته ای را مورد بحث قرار دادند، اما نقطۀ عطف این صحبت ها مسئلۀ بی ثباتی عراق و جنگ داخلی سوریه بود. این دو موضوع بهم مرتبط بوده و بدون شک یافتن راه حل آنها نیز مستلزم فعالیت گسترده در هر دو سوی مرزهای این دو کشور می¬باشد. با این حال روسیه و عربستان سعودی در مورد موضوعات محوری که از حوادث سوریه و عراق ناشی می شود، نظرات متفاوتی داشتند.
 
در حالی که لاوروف در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که روسیه و عربستان سعودی عقیدۀ یکسانی دارند، "و اینکه اکنون تروریسم مشکل اصلی است و همه تلاش ها می بایست بر جلوگیری از تسلط یافتن تروریست ها بر منطقه متمرکز شود"، ریاض به تقسیمات فرقه ای به عنوان نیروی انگیزشی در پس تعارضات عراق و سوریه می نگرد. برای ریاض فاکتور شیعه در هر دوی این کشورها دلیل بر دخالت احتمالی ایران می باشد. عربستان سعودی به صراحت بحران فرقه ای اخیر عراق و سیاست های انحصاری که برای مدت ۸ سال از سوی دولت شیعی نخست وزیر مالکی به اجرا درآمده را مقصر دانسته است. در سوریه، سعودی ها به علوی ها که یک اقلیت شیعی منشعب شده از رهبر سوریه بشار اسد می باشند، به عنوان دست نشاندۀ ایران می نگرند.
 
در این دیدار هر دو طرف موافق بودند که حفظ تمامیت ارضی هر دو کشور عراق و سوریه محور اصلی ثبات در سراسر خاورمیانه است. لاوروف گفت: "اجتناب از موج جدیدی از تجزیه در میان کشورهای منطقه حیاتی است. چنین خطری همچنان باقی است و حتی اخیراً به دلیل اعمال انجام شده توسط شبه نظامیان موسوم به دولت اسلامی عراق و شام در حال افزایش می باشد". 

تجزیۀ احتمالی سوریه و عراق ممکن است در امتداد خطوط فرقه ای رخ دهد که ممکن است منجر به تشکیل دولت های جداگانۀ شیعه، کرد و سنی تحت سلطۀ افراط گرایان ISIS گردد. این مسئله می تواند سابقه ای خطرناک ایجاد کند که بویژه ممکن است موجب افرایش ناآرامی های فرقه ای در عربستان سعودی شود، زیرا ترکیب قومی آن همگن نیست. 

در ۲۰ ژوئن، رئیس جمهور پوتین با نخست وزیر عراق مالکی گفتگو کرد و پشتیبانی خود را از دولت عراق و اقدامات آن علیه ISIS اعلام داشت. مالکی به عنوان نخست وزیری که به صورت دموکراتیک انتخاب شده است، توسط ایران و ایالات متحده نیز پشتیبانی می شود. این سه کشور از اقدامات نظامی او علیه ISIS پشتیبانی می کنند و این همان نقطه ای است که اختلاف با عربستان سعودی بالا گرفته است. چنین ترتیباتی برای ریاض نامطلوب است و به آن به عنوان پتانسیلی برای مصالحه در شکل گیری دولت واحدی که بتواند تمامی فرقه های محلی را نمایندگی کند، نگاه می کند. 

► آیا روسیه کلید ورود به خلیج پارس را یافته است؟
 
دیدار لاوروف از جده از این جهت که در پایان رمضان اتفاق افتاد، دیداری نمادین بود که به روشنی جایگاه یک بازیگر منطقه ای مهم را به روسیه می دهد و آن را به موضع یک میانجی ارتقا می دهد. مسکو به عنوان یک واسطه می تواند روابط خوب خود را با ایران و بنابراین با شیعیان عراق برای تأثیر گذاشتن بر آنها جهت جانشینی نخست وزیر کنونی با ایاد علوی که میانه رو تر است، اعمال نماید. کرملین به نوبۀ خود نباید این اتحاد در حال ظهور خود با ریاض را به اشتباه به عنوان پایان هژمونی دیپلماتیک ایالات متحده در منطقه بپندارد.
 
در دیدار جده، طرفین به توافق عمدۀ دیگری نیز دست یافتند که به نظر می رسد توسط رسانه ها نادیده گرفته شده است. لاوروف و فیصل تأکید کردند که برای تسهیل انتقال صلح آمیز قدرت در سوریه، نیاز به بازگشت به توافق ژنو ۱ می باشد. 

انتخاب مجدد اسد برای یک دورۀ دیگر ریاست جمهوری، در اصل بدین معناست که او در سوریه در قدرت باقی خواهد ماند. همزمان با جانشینی شاهزاده بندر در فوریه که طرفدار تسلیح شورشیان بود، این به معنای این است که ریاض پذیرفته که سیاست هایش برای بیرون راندن اسد کارساز نبوده است. این تصمیم ممکن است به این صورت تفسیر شود که سعودی اکنون رئیس جمهور سوریه را یک بازیگر کلیدی در حذف ISIS و ابقای ثبات منطقه ای می بیند. نقطۀ ارتباط بودن میان ریاض و دمشق، فرصت دیگری را برای دستیابی به اهداف سیاسی در خاورمیانه در اختیار روسیه قرار می دهد و اتحاد طولانی مدتی را با کشورهای حوزۀ خلیج شکل می دهد. 

نوشته: یوری بارمین؛
برگردان: لیلا ساداتی، عضو شورای نویسندگان ایراس؛ 
منبع: راشا دایرکت


پایان متن/
Share/Save/Bookmark
کد خبر: 37018