توصيه مطلب
۰
 
هند، چین و مشکل هیمالایا
 

چین و هند به عنون دو کشور بزرگ و پرجمعیت قاره آسیا همواره از اختلاف های مرزی رنج برده اند. این امر حتی در مقاطعی از تاریخ باعث جنگ بین این دو کشور بزرگ شده است. با این وجود دهلی و پکن برای ادامه مسیر رشد اقتصادی خود نیازمند صلح و ثبات هستند. به قدرت رسیدن دولتی جدید در هند این پرسش را مطرح می کند که این دولت چه سیاستی را در قبال اختلافات مرزی با پکن در پیش خواهد گرفت؟
هند، چین و مشکل هیمالایا
 
ایراس؛ هند اخیرا ششمین جلسه گفتگوهای استراتژیک خود را با چین آغاز کرد. به طوری غریب، برای کشور دموکراتیکی که پس از انتخابات است، این وضعیت کمی عجیب می نماید. گفتگوهای پکن، میان دیپلمات های عالی رتبه دو کشور نشان دهنده این است که آنان تا چه حد مشتاق به رابطه نزدیک هستند و با احتیاط و آهستگی خاصی این رابطه دوستی را برای سه ده پیش می برند. تاکنون تلاش ها بر این بوده است تا زخمی که جنگ مرزی کوتاه اما خونین ۱۹۶۲ بر دو کشور وارد کرده است را التیام بخشند. 

یکی از سخنگویان چینی به نقل از طرف هندی گفته است که نتیجه انتخابات هیچ تاثیری بر سیاست هند در قبال چین نخواهد داشت که این خود از دیگر نکات قابل توجه در این گفتگوها می باشد. اگر کارگزاران "نارندا مودی" نخست وزیر هند، وی را مجبور کنند تا همانند افراد پیشین حزب کنگره، قدم در راه آنها بگذارد، ممکن است از این تعیین مسیر چندان خشنود نباشد. 

همانند "شینزو آبه" در ژاپن و "ولادمیر پوتین" در روسیه، از بعضی جنبه ها آقای مودی برای رای دهندگان به سان مهین پرستی می ماند که هیچ بی احترامی نسبت به کشورش را تحمل نخواهد کرد. او در کمپین انتخاباتی در منطقه شمال شرقی آروناچال پراداش ، جایی که چین ادعای مالکیت آن را دارد، در جمع حضار با صراحت اعلام کرد، "من به نام خاک وطنم قسم می خورم که از این کشور محافظت کنم."
از سال ها پیش تاکنون چین مدعی حاکمیت این مناطق بوده است و حال، وضعیت برای آرام کردن این درگیری های دیرینه توسط دولت مودی، با مشکل روبه رو خواهد شد. با این وجود ممکن است وضعیت دولت مودی برای رسیدن به توافق از دولت قبلی مستحکم تر باشد. 

در واقع، همانطور که "کانتی باجپاتی از دانشکده لی کان یو سنگاپور اشاره کرده است، مودی از وضعیت بهتری در رابطه با چین برخوردار است تا رابطه با آمریکا. در سال ۲۰۰۵ به دلیل ادعاهای مطرح شده مبنی بر دخالت وی در آشوب های سال ۲۰۰۲ در گجرات، ایالتی که وی همچنان نخست وزیر آن می  باشد، از دادن روادید
یکی از اهداف همیشگی و اصلی نظامی چین، داشتن کنترل بر این جاده استراتژیکی که مرزهای نواحی تبت و سین کیانگ را مرتبط می سازد بوده است. اما هندرسون بروکز برنامه ای ریخت تا درگیری ها به وسیله یک سیاست در هم، توسط هند افزایش پیدا کند.
آمریکا به وی خودداری شد. اما او تا به حال دو بار به چین سفر کرده است تا سرمایه گذاران چینی را به سرمایه گذاری در گجرات تشویق کند. 

مودی نسبت به نخست وزیر سابق، مانموهان سینگ در برخورد با چین از دو امتیاز برخوردار است. اولی شهرت وی به عنوان مدافعی سرسخت از حقوق هندوستان می باشد، در مقابل آقای سینگ از طرف مخالفانش به عنوان فردی معتدل و ضعیف به تمسخر گرفته می شود. 

دومین برتری او، حزب BJP می باشد. این حزب کمترین دلیل را برای آسیب دیدن به خاطر تحقیرهایی که هند در ۱۹۶۲ متحمل شد، دارد. در آن زمان حزب کنگره در درون دولت بود و نخست وزیر جواهرلعل نهرو ، پدر پدربزرگ رائول گاندی بود. جناب نهرو شخص اول کنگره در این جنگ بوده است. 

BJP حتی در آن دوره در طول جنگ تلاش کرده بود تا برای خود مقبولیت کسب کند. در ماه مارس نویل مکس-ول، نویسنده استرالیایی در مقاله ای که در اینترنت چاپ شده بود، قسمت تازه ای از "گزارش هندرسون بروک" را که مامور بررسی داخلی سهم هندوستان در جنگ بود(وی توسط دولت هند مامور این کار شده بود)، اشاره کرده است. 

آقای مکس-ول وقایع جنگ را برای روزنامه تایمز لندن پوشش می داد و در سال ۱۹۷۰ با کمی ویرایش، آن را با نام "نبرد هند و چین" چاپ کرد. کتاب به طور متقاعد کننده ای دانش و فهم متداول هند و غرب درباره به وجود آمدن تنش با چینی ها را به چالش کشیده و نیز بحث کرده است که بخشی از تقصیر ها گردن سیاست گزاران هند بوده است. 

این گزارش تاکنون جزو اسناد فوق سری طبقه بندی شده است و دولت هنوز از پخش کردن آن امتناع می کند. اما یکی از همکاران مودی در حزب BJP، آرون جایتلی ، درخواست چاپ شدن آن را کرده است. پرسش وی مبنی بر آن بوده که آیا هم اکنون نیز این اطلاعات محرمانه می باشد یا خیر زیرا که این جنگ یک "اشتباه بزرگ نهرویی"، آن طور که او نقل کرده، بوده است. این حرکت به این دلیل است که با آشکار شدن این اطلاعات، چهره نهرو و همچنین حزب کنگره و خاندان او که همچنان در جدیدترین انتخابات پیشرو می باشند، تاریک خواهد شد. 

در زمانی که BJP در قدرت بود، تا سال ۲۰۰۴، خود نیز نگذاشت تا این گزارش فاش گردد, شاید به این خاطر که قسمت کمی از تقصیرها در آن زمان متوجه شخص نهرو می شد. همچنین این امر باعث خدشه دار شدن نسخه رسمی وقایع می شد که می گوید جرقه های جنگ بر خلاف تلاش های مکرر و آرمانگرایانه نهرو که مورد خیانت قرار گرفت، توسط چین متخاصم زده شد تا تمایلات نامشروع زمین خواری را تقویت کند. در نسخه دولتی گزارش، نهرو طوری نشان داده شده که خواستار هیچ چیز بیشتر از برادری بین چین و هند نبوده است. در واقع نیز چنین چیزی بوده است. از سال ۱۹۶۲، این برادری با قیام های ۱۹۵۹ در تبت و مهمان نوازی هندی ها در پذیرش دالای لاما و هشتاد هزار تبتی دیگر که به تبعید ناخواسته فرستاده شدند، مورد آزمایش قرار گرفت. همچنین، هند خاطر نشان کرد که چین دو سال پیش از آن، جاده ای را در طول آکسای چین، منطقه ای که هند ادعا دارد بخشی از ناحیه لاداخ کشمیر می باشد، ساخته بود. 

یکی از اهداف همیشگی و اصلی نظامی چین، داشتن کنترل بر
رهبر چین، ممکن است از نظر چنین قدرتی خود را در وضعیت بهتری بداند. اما برای هند این اهانتی به اجماع پارلمانی که بعد از شکست در جنگ ۱۹۶۲ مبنی براینکه "هند وجب به وجب خاکی که به چین باخته است را پس خواهد گرفت" خواهد بود.
این جاده استراتژیکی که مرزهای نواحی تبت و سین کیانگ را مرتبط می سازد بوده است. اما هندرسون بروکز برنامه ای ریخت تا درگیری ها به وسیله یک سیاست در هم، توسط هند افزایش پیدا کند. سیاست وی مبنی بر آن بود که ایستگاه های بازرسی کوچکی را در طول مرزهای مورد بحث آکسای چین که منطقه ای به وسعت سویس در آن مورد نزاع بوده و در نواحی شرقی که منطقه سه بار بزرگتر از آروناچال پرادش می باشد، مستقر گردد. 

چین در هر دو منطقه نیروهای هندی را محاصره می کند. اما با مشخص کردن منظور خود و برگرداندن شرایط به حالت قبل، ناگهان پس از یک ماه، اعلام آتش بس داده و عقب نشینی کرد. از آن زمان تا به حال تهدیدهایی چون زد و خورد و تهاجم رخ داده است. جدیدترین این ها مربوط به آوریل ۲۰۱۳ بوده، هنگامی که نیروهای چینی وارد مرزهای لاداخ تحت سلطه هند شدند. اما از سال ۱۹۸۸ هنگامی که دو کشور توافق کردند تا روابط خود را در عرصه های دیگر با هم افزایش دهند، هر دو تمام تلاش خود را برای رسیدن به راه حلی مناسب دنبال می کنند.
 
هر دو طرف بر روی تعیین مرزی بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر در حال کار و بررسی می باشند. چین هرگز "خط مک ماهون" ، معاهده امضا شده بین فردی اسکاتلندی که نماینده راج بریتانیایی و تبت مستقل، که در آن هند به عنوان وارث مرزهای بخش های شرقی معرفی شده است را به رسمیت نشناخته است. به هر حال هر دو به این نتیجه رسیده اند که بسته قراردادی واقع بینانه باشد، باید از یک اصل تبعیت کنند، و هر دو طرف باید چیزی که باقی مانده است را نامگذاری کنند. 

دو مشکل بزرگ بر سر راه قرار دارد. اولی این است که چین به چیزی که دارد قانع نیست. از ۱۴ بخش مرزی که توافق سر آن به نظر سخت می آید، یکی از اهمیت زیادتری برخوردار می باشد: اطراف تاوانگ در آروناچال پرادش. جنگ سال ۱۹۶۲ از همین منطقه آغاز شد. یکی از مهمترین معابد تبت نیز در این منطقه قرار دارد که با مرگ چهاردهمین دالای لاما، وضعیت آن نامعلوم خواهد شد. چین از هم اکنون تلاش دارد که تاوانگ، محل تولد ششمین دالای لاما و مرکز بوداییان تبت را جزو خاک خود درآورد. 

با معلوم شدن خطوط مرزی و رسیدن به توافق، مشکل دوم، پاسخ به افکار عمومی در سطحی گسترده برای دو کشور خواهد بود. رهبر چین، ممکن است از نظر چنین قدرتی خود را در وضعیت بهتری بداند. اما برای هند این اهانتی به اجماع پارلمانی که بعد از شکست در جنگ ۱۹۶۲ مبنی براینکه "هند وجب به وجب خاکی که به چین باخته است را پس خواهد گرفت" خواهد بود. 

هیچ کس غیر از هند احتمال حمله آکسای چین را نمی داد. اما گذشتن از این ادعا به طور رسمی چیزی است که از اندیشه هر یک از نخست وزیران هندی خارج خواهد بود مگر اینکه مطمئن باشد که هیچ فردی او را متهم به ضعیف بودن، میهن پرست نبودن و طرف دار چین بودن نمی زند. نارندرا مودی کسی است که شاید بتواند این لایحه را تصویب کند. اما رسیدن به یک توافق رسمی با چین در لیست سیاست گزاری های وی جزو آخرین ها خواهد بود. 


ترجمه: امیرحسین کبریایی، پژوهشگر مسائل شبه قاره؛ 

منبع: اکونومیست؛


پایان متن/

Share/Save/Bookmark
مرجع : The Economist
کد خبر: 36677