توصيه مطلب
۰
 
شعر هفته: "مسافر"
 

شعر هفته: "مسافر"
 

اشارهای به شعر روسیه در سالهای ۱۹۳۰-۱۹۸۰
در آغازین سالهای ده ۳۰ سده ۲۰م. و پس از برگزاری نخستین کنگره نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی و به دنبال آن اجرای سیاستهای سختگیرانه درقبال چاپ و نشر آثار ادبی- هنری، تغییرات بسیار گستردهای در زمینه شعر و ادبیات روسی پدید آمد.

بر پایه تصمیمات اخذ شده در کنگره نویسندگان و البته اداره سانسور آن زمان، تنها آثاری حق انتشار و چاپ داشتند که همسو با اهداف ایدئولوژیک و تبلیغاتی حکومت شوروی باشند و از آنجایی که اساس جهانبینی حکومت شوروی بر آموزههای مارکسیسم- لنینیسم بنا شده بود، عملاً جایی برای پرداختن به جنبههای فردی و درونی انسان باقی نمیماند. بدین ترتیب تمامی پرسشهای مطروحه درباره فلسفه زندگی و ارتباط جهان درون انسان با جهان پیرامون بایستی در غالب و بستر ایدئولوژی کمونیستی که اغلب به دور از حسیات و دریافتهای شاعرانه بود، پاسخ داده میشد.

بر این اساس بسیاری از نویسندگان و شاعران خواسته یا ناخواسته جذب چنین جریانی شدند و به همین دلیل اکثر آثار برجا مانده از این دوره رنگ و بوی سیاسی- تبلیغاتی در جهت منافع حزب کمونیست را دارند. با این حال بودند کسانی که فارغ از اعمال فشارها و تبلیغات گسترده حکومتی به گونهای کاملاً مستقل به خلق آثار ادبی پرداختند. و علی رغم تمامی مشکلاتی که تشکیلات عریض و طویل سانسور و اتحادیه نویسندگان شوروی برایشان به وجود می آوردند، با اقبال گستردهای از سوی عموم قرارگرفتند و در بسیاری از موارد مردم آثار آنها را از بر کرده و در محافل خود به بحث و بررسی در خصوص آنها میپرداختند.

در میان نویسندگان و شاعران مستقل این دوره به نامهای آشنایی همانند بوریس پاسترناک، ماریا تسوتایوا، آنا آخماتووا، کورنیلوف، ماندل اشتام، دانیل یوواچف(با تخلص شاعری خارمس) بر خورد میکنیم. لازم به یادآوری است که نویسندگان و شاعران یاد شده همگی به نوعی مورد خشم هیات حاکمه قرار گرفته و به عاقبتی تراژیک و محنت بار دچار شدند:
• برای پاسترناک قرار تعقیب صادر شد؛
• ماندل اشتام محکوم به تبعید شده و در اردوگاه کار اجباری کشته شد؛
• تسوتایوا با خودکشی به زندگی خویش پایان بخشید؛
• شوهر آخماتووا تیرباران و فرزندش به اردوگاه کار اجباری تبعید گردید؛
• کورنیلوف با اتهام «عضو خطرناک» از اتحادیه نویسندگان شوروی کنار گذاشته شد و در سال ۱۹۳۸ در حالی که تنها ۳۱ سال داشت تیرباران شد؛
• دانیل یوواچف (خارمس) به سیبری تبعید و در نهایت در سال ۱۹۴۲ درمانگاه زندان نووسیبیرسک جان سپرد.

آثار این گروه از نویسندگان بیش از هر چیز به تنهایی انسان، پوچی زندگی، سرانجام و سرنوشت نامعلوم انسان، ناتوانی اراده فرد در برابر حکومت، و مسخ انسان به عنوان جزیی بیاهمیت و به تعبیر خارمس «پیچی کوچک در بدنه ماشین عظیم حکومت» میپردازد. شعر «مسافر» اثر دانیل یوواچف(خارمس) نمونهای از آثار این دوره است که دغدغه شاعر را در رابطه با مسائل یاد شده به خوبی به تصویر میکشد:

پریشان حال و سرگردان
کسی از خانه بیرون زد، کسی از شهر بیرون شد،
به دوشش کیسهای خالی
به مشتش چوبدستی خشک و پوشالی
دو چشمش خیره بر راهی دراز و دور
شکسته دل ولی مغرور،
درون سینهاش پردرد،
آهش سرد
برهنه پا،
برهنه تن
نه هیچش قصد برگشتن
نه هیچش ترسی از رفتن
بدون مرکب و همراه
برون از خانه زد ناگاه.
گهی خیزان و گاه از پای افتاده،
نگاهش مانده بر جاده
مصمم گام میزد بر حریر راه،
برای مرگ آماده.
نه در اندیشه خفتن
نه در سودای آسودن
بدون سستی و تردید
سراپای وجودش جمله رفتن بود،
رفتن بود.
به سوی سرنوشتی گنگ،
به قصد منزلی تاریک و نامعلوم،
به سوی مقصدی موهوم،
قدم بر راه میزد تا که بگریزد ز شهر پر فریب و شوم.

و روزی پیش از آن کز کوهساران سر زند خورشید،
میان سرخی پیش از طلوع صبح،
نهان شد در میان جنگلی انبوه؛
و زان پس هیچ کس چیزی ازو نشنید...

* عنوان اصلی شعر «کسی از خانه بیرون زد -Вышел из дома человек» میباشد. م.

برگردان به فارسی: محمود رضایی
(برگرفته از کتاب ادبیات روسیه در نیمه دوم قرن بیستم، تالیف ای. رودین، ت. پیمنووا)

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 25841