توصيه مطلب
۰
 
گومیلیوف؛ شاعر سالک
 

گومیلیوف؛ شاعر سالک
 

ايراس: به بهانهي زادروز نیکالای استپانوویچ گومیلیوف 
هر آغازی پایانی دارد و هر مکتبی روزگاری رونق میگیرد و روزی هم جای خود را به راهی نو و شیوهای تازه میدهد. مردی که در چنین روزی زاده شد، پایان دوران طلایی و پرهیاهوی سمبولیسم و افول آن را خبر داد و طرحی نو درانداخت که بعد به اکمهایسم موسوم شد. او کسی نیست جز نیکالای استپانوویچ گومیلیوف، شاعر و منتقد ادبی که در سال ۱۸۸۶ دیده به جهان گشود. 

وقتی که هنوز دانشجو بود، نخستین کتابش به سال ۱۹۰۵ در پاریس انتشار یافت. آن روزها گومیلیوف بسیار تحت تأثیر و نفوذ بریوسف و آننسکی بود.« ارزیابی آننسکی از وضعیت جاری شعر تغزلی(در آن روزگار)، که در سه شمارۀ نخست نشریه آپاللون چاپ شد، کمک کرد تا گومیلیوف دلیلی جدی برای پیریزی «اتحادیه شاعران» در ۱۹۱۱ در مقابل«آکادمی شعر» ویچسلاو ایوانوف، و نیز برای توضیح و تبیین برداشت خودش از وظیفه شاعر و نقش شعر در جنبش نوین ادبی که در ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ به آکمهایسم معروف شد، پیدا کند»(نویسندگان روس خشایار دیهیمی ص ۵۴۳). 

گومیلیوف و همراهانش دیگر از جستن معانی و رموز در بطن اشیاء و کلمات ، یعنی چیزی که سمبولیسم می¬پسندید، به تنگ آمدهبودند، آنها میخواستند«گل سرخ را بستایند چون زیباست و نه به دلیل آنکه نشان و رمز پاکی و صفای عارفانه است».«میخواستند که با دید تازه و فارغ از تعصب بر جهان بنگرند« همانگونه که آدم آن را در آغاز خلقت دید». آئین ایشان رئالیسم جدیدی بود، اما رئالیسمی که مخصوصاً نسبت به شخصیت فردی اشیاء سخت حساس بود؛ آن¬ها میکوشیدند از دامهای استتیک (زیبایی شناسانه) اجتناب ورزند»(تاریخ ادبیات میرسکی، ترجمه ابراهیم یونسی،ص ۳۱۳). 


(گوميليوف به همراه همسرش آنا آخماتووا و پسرشان)



شاعر ما در همین حلقه ادبی بود که با آنا آخماتووا دیگر شاعر بزرگ روس و یکی از بهترین آکمهایستها آشنا شد. این زوج شاعر در ۱۹۱۰ با یکدیگر ازدواج کردند. هنوز مدت زیادی از ازدواجشان نگذشته بود که گومیلیوف روانه آفریقا شد و در ۱۹۱۴ نیز به جبهه جنگ رفت. سفر به آفریقا مسلماً در شیوۀ ادبی و شعر او بی تأثیر نبوده¬است. ورود مضامینی از قبیل شجاعت جسمی، ماجراجویی و مبارزه به اشعار وی از اثرات همین سفرها است. ازدواج این زوج شاعر دیری نپائید و در ۱۹۱۸ به جدایی انجامید. 

«گومیلیوف جدا از اهمیت تاریخی که دارد یک شاعر حقیقی بود. شعر او هیچ شباهتی به شعر معمول و مرسوم روس ندارد: شعری است با طنطنه، بیگانه و نامأنوس و وهم انگیز، همیشه در مایۀ بلند است و مایه نمای غالب آن چیزی است که در ادبیات روس به ندرت دیدهمیشود و آن عشق ماجرا و «رمانسهای» مردانه است»(تاریخ ادبیات میرسکی، ترجمه ابراهیم یونسی ص ۳۱۵). شاید شعر گومیلیوف چندان که باید و شاید در ایران شناخته شدهنباشد و این مایۀ تأسف است چرا که ممکن است شعر وی بیش از شعر دیگر شاعران روس به طبع و مذاق خوانندۀ ایرانی خوش بیاید و با وی احساس نزدیکی و انس نماید؛ به خصوص اگر با این تعبیر و تفسیر همراه باشد که این شاعر از شرق و به خصوص ایران اثرپذیرفته است. حتی در نام برخی از شعرهای گومیلیوف این اثرپذیری هویداست، به عنوان مثال شعری با عنوان«درویش مست» یا «مینیاتور ایرانی». شعر «درویش مست» از تکنیکهای شعری مشابه با فنون شعری فارسی نیز بهره میبرد که آن ترجیع بند است. حتی معنا و مفهوم این ترجیعبند هم بسیار به مفاهیم صوفیانه و عرفانی ایرانی نزدیک است:«جهان فروغی است از روی دوست و هرچه جز آن سایۀ اوست». 

شعر گومیلیوف گاهی اوقات سخت به بیقراری میگراید، چنانکه در قطعۀ عجیب تراموای سرگردان ذهن را جولانگاه خویش میسازد، اما در بیشتر اوقات به شکوه و فخامت و شور مردانهای دست مییابد.(تاریخ ادبیات میرسکی، ترجمه ابراهیم یونسی ص ۳۱۶). 

گومیلیوف شاعر جنگ نیز بود، چرا که یک ماه پس از اعلان جنگ توسط روسیه در سال۱۹۱۴ به ارتش سلطنتی پیوست و عازم میدان نبرد شد. او جنگ را در اشعارش با لحنی صریح و فارغ از احساسات سیاسی بازتاب داد. در آثار مربوط به جنگ او ایمانی سرشار از روح ایثار همراه با مسرت به چشم میخورد. 

سال ۱۹۲۱ بود که گومیلیوف را به جرم فعالیتهای ضدانقلابی اعدام کردند. او همانطور که میخواست مرگ را در آغوش کشید، چرا که خود گفتهبود میخواهد با مرگی غیرطبیعی بمیرد، «نه در بستر مرگ و در مقابل وکیل و پزشک خانوادگی»(تاریخ ادبیات میرسکی، ترجمه ابراهیم یونسی ص ۳۱۶). 

«در آخرین اشعار او پیچیدگی روانشناختی و سبکی، عنصر عمیق شخصی و زرفای فلسفی بیشتر است»(نویسندگان روس، خشایار دیهیمی). از مهمترین خدمات این شاعر به حیات ادبی قرن بیستم مقالات او هستند، از جمله «زندگی شعر»(۱۹۱۰) و «نامههایی دربارۀ شعر روسی» بود. گومیلیوف به عنوان مترجم نیز فعالیتهایی داشتهاست، که ترجمۀ حماسۀ بابلی «گیل گمش» یکی از آنهاست.

نويسنده: يلدا بيدختينژاد، عضو شوراي فرهنگي ايراس

Share/Save/Bookmark
کد خبر: 26020